از مهمترین آثار وی میتوان به «الو الو من جوجوام» (مرضیه برومند)، جنگجوی پیروز(مجتبی راعی)، مربای شیرین(مرضیه برومند)، شارلاتان (آرش معیریان)، شام عروسی(ابراهیم وحیدزاده)، اخراجیها(مسعود دهنمکی)، اخراجیها 2 (مسعود دهنمکی)، محاکمه در خیابان(مسعود کیمیایی) و افراطیها(جهانگیر جهانگیری) اشاره کرد. وی درباره حادثهای میگوید که بعد از گذشت سالهای سال هنوز گاهی تکرار آن آزارش میدهد.
امیرفضلی توضیح میدهد: آدم شوخی هستم و زیاد عادت ندارم به مشکلاتی که پیش میآید به دید بد نگاه کنم. در کل آدمیزاد اینطوری است که به هر اتفاقی که امروز برایش بسیار تلخ و سخت است فردا به عنوان یک خاطره نگاه میکند.
او ادامه میدهد: دوره دبیرستان بودم و مثل همیشه توی پیادهرو راه میرفتم و به چیزی که دیگر اصلا برایم اهمیتی ندارد فکر میکردم، ناگهان صدای بلندی آمد و پخش زمین شدم.
سرم شکست و دستم هم زخمی شد اما از صدای خندههایی که به گوشم میرسید جرات نمیکردم بلند شوم و ببینم چرا اینطوری شدم. سرانجام مردی دستم را گرفت و در حالی که میخندید گفت اینطوری تا مدرسه بروی خسته میشوی، از دو پایت استفاده کن! خجالتم بیشتر شد اما در آن لحظه راحتتر بودم کسی بلندم کند.... بلند که شدم فهمیدم یکی از مغازهها در شیشهایاش را باز گذاشته و در هم بخشی از عرض پیادهرو را اشغال کرده و من بدون آن که در را ببینم با آن برخورد کردم.... درد زیاد س رم که شکسته بود و زخم دستم به اندازه خندههایی که قطع نمیشد آزارم نمیداد! آن روز بدترین روز زندگی من بود.
ارژنگ امیرفضلی توصیه میکند مواظب درهای شیشهای باشید که یکباره با کله در آن فرو نروید که عاقبت خونینی دارد. البته او در عین حال به صاحبان مغازهها پیشنهاد میکند، روی درهای شیشهای مغازه خود را علامتگذاری کنند.