حامد، عموی محمود که متهم ردیفاول یک پرونده قتل است، میگوید در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است. ادعایی که مورد پذیرش نماینده دادستان تهران نیست و آن را مطابق با قانون نمیداند.
روشن نماینده دادستان تهران درباره این پرونده میگوید: مطابق آنچه در پرونده آمده متهم که حامد نام دارد یک سال قبل در درگیری که در یک گاراژ اتفاق افتاد مردی به نام شاهین که کارگر گاراژ بود را به قتل رساند. آن طور که تحقیقات ما نشان میدهد، شاهین و محمود که آغازگر این نزاع بودند برسر سگی که در گاراژ بود با هم دعوا کردند و این موضوع آنقدر بالا گرفت که متهم پرونده نیز درگیر آن شد و در نهایت نیز با ضربه چاقو، شاهین را کشت.
نماینده دادستان ادامه میدهد: متهم بعد از اینکه برادرزادهاش زخمی و به بیمارستان برده شد از سر خشم مقتول را زد و ادعای او مبنی بر اینکه مقتول قصد قتل او را داشت کاملا اشتباه است و این ادعا از سوی دادستان پذیرفته شده نیست چرا که در این پرونده شرایط دفاع مشروع وجود نداشته و در واقع حامد به خاطر عصبانیتش دست به قتل زده است. بنابراین با توجه به گفتههای خانواده مقتول در مرحله بازپرسی که خواهان قصاص متهم اصلی هستند من هم در دادگاه برای متهم تقاضای مجازات کردم.
روشن درباره سایر متهمان میگوید: علیه2 برادر دیگر متهم که در درگیری حضور داشتند نیز به اتهام شرکت در نزاع اعلام جرم شده است و من تقاضای مجازات آنها را هم دارم.
از خودم دفاعکردم
نماینده دادستان تهران حامد را عامل قتل عمدمیداند و ادعای او را درباره دفاع از جانش رد میکند اما حامد میگوید دلایلی برای اثبات این ادعایش دارد.
مقتول را از قبل میشناختی؟
کامل نه اما مدتی بود که با او سلام علیک داشتم.
چرا با هم درگیر شدید؟
آن روز درگیری بین ما نبود شاهین با برادر بزرگ من درگیر شد و بعد پسرش محمود در حمایت از او جلو رفت و شاهین را زد شاهین هم این ضربات را بیجواب نگذاشت. او با چاقو ضربهای به برادرزادهام زد. محمود غرق خون شده بود و برادر بزرگم برای نجات جان پسرش او را به بیمارستان رساند.
مگر درگیری تمام نشده بود. برای چه دوباره به سراغ شاهین رفتید؟
من نمیخواستم با او گلاویز شوم البته باید بگویم بعد از اینکه محمود زخمی شد شاهین درگیری را تمام نکرد و با فحاشی و حرفهای بیربط بیشتر من را عصبانی کرد و من و برادر کوچکم هم جواب دادیم. بعد شاهین به من حمله کرد. من هم چاقویی برداشتم تا اگر خواست من را بزند دفاع کنم.
چطور مقتول را زدی؟
من یک ضربه بیشتر به او نزدم و نمیخواستم او را بکشم. وقتی به من با چاقو حمله کرد از خودم دفاع کردم و ضربهای به او زدم که او مرا نزند.
چرا سعی نکردی مقتول را به بیمارستان برسانی؟
او را به بیمارستان بردند اما ضربه به نقطه حساس بدنش خورده بود. این را هم بگویم من هم خودم را از پلیس مخفی نکردم و همان اول کار گفتم ضارب من بودم.
گفتی دلایل محکمی داری که نشان میدهد تو از خودت دفاع کردی اما از دلایلات صحبت نکردی؟
شاهین قبل از اینکه به سمت من حمله کند برادرزادهام را زده بود من چطور میتوانستم اعتماد کنم او مرا نمیزند. او مرد خشنی بود و قدرت بدنیاش هم از من بیشتر بود. من و 2 برادرم و برادرزادهام نتوانستیم حریف او شویم و او برادرزادهام را زد، بنابراین میتوانست من را هم بزند.
اما دفاع مشروع شرایطی دارد مثلا اینکه تو به پلیس دسترسی نداشته باشی و نتوانی مردم را هم خبر کنی اما تو، هم به مردم دسترسی داشتی و هم میتوانستی پلیس را باخبر کنی اما این کار را نکردی، پس چطور میتوانی ادعا کنی که دفاع مشروع کردی؟
قبول دارم من باید این کار را میکردم اما نمیتوانستم در حالی که او به سمت من حمله میکند به پلیس خبر بدهم. این کار غیر ممکن بود. برادرم در کنارم بود او هم نتوانست من را کمک کند. تا کسی در آن شرایط قرار نگیرد متوجه نمیشود منظور من چیست. من واقعا چارهای بجز این کار نداشتم.
همه آنچه اتفاق افتاده بود را توضیح دادی، اما نگفتی درگیری به چه دلیل بود؟
اگر راستش را بخواهید من اصلا نمیدانم چرا این دعوا راه افتاد. بعدها شنیدم به خاطر پارس سگ گاراژ بود.
اولیای دم در مرحله بازپرسی اعلام شکایت و برای تو درخواست قصاص کردند ؛اما در دادگاه حاضر نشدند. با توجه به خواسته آنها دادگاه تو را به قصاص محکوم کرده است. اگر آنها گذشت نکنند تو اعدام خواهی شد، چه حرفی با آنها داری؟
خواهش میکنم مرا ببخشند. خانواده من در کاری که کردهام نقشی ندارند و قصاص کردن من ضربه سنگینی به آنها میزند. من نمیخواستم بچه آنها را بکشم و این قتل یک اتفاق بود. من با نقشه قبلی این کار را نکردم و الان هم بشدت عذاب وجدان دارم من در زندان خیلی عذاب میکشم. هر شب خواب آن صحنه وحشتناک را میبینم، اما قسم میخورم که چارهای نداشتم.
ای کاش کمی در آن لحظات به خودم مسلط میشدم و ضربه را طوری میزدم که او زنده میماند. باز هم میگویم من از خانواده شاهین عذرخواهی میکنم و تقاضا دارم که از قصاص گذشت کنند.
پدرم بهکمک منآمد
محمود پسر جوانی که درگیری عمویش و مقتول به خاطر او اتفاق افتاد حادثه را اینطور توضیح میدهد: سگی که در گاراژ داشتیم پارس میکرد و شاهین هم به همین خاطر مرتب به پدرم فحش میداد. پدرم با او درگیر شد و او پدرم را زد. من که خیلی از دیدن این صحنه ناراحت شده بودم، چوبی برداشتم و سراغ او رفتم. میخواستم شاهین را بزنم اما او چاقو داشت و نتوانستم حریفش شوم.
این جوان ادامه داد: شاهین ضربهای به من زد و یکباره خون زیادی از بدنم بیرون زد. پدرم که از دیدن این صحنه خیلی ترسیده بود خیلی زود مرا به بیمارستان رساند و من بعد از چند روز کار پزشکان بالاخره از حالت اورژانس بیرون آمدم و بعد از آن بود که پدرم به من گفت چه اتفاقی افتاده و شاهین به دست عمویم کشته شده است.
من نمیتوانستم برای عمویم کاری کنم اما اطمینان دارم اگر عمویم او را نمیزد خودش کشته میشد. شاهین آن روز اصلا حال خوبی نداشت. آنقدر عصبانی بود که حرکاتش دست خودش نبود. او مرا هم به قصد کشت زد. خیلی شانس آوردم که نمردم.