سال 1389 رو به اتمام است و در کوچه پس کوچههای شهر بوی بهار پیچیده. سالی که روزهای پایانیاش را میگذرانیم برای تو چطور گذشت؟
سال خوبی بود و حداقل برای من راضیکننده بود و توانستم چند موفقیت خوب و بزرگ را به دست بیاورم. من همراه ذوبآهن به فینال لیگ قهرمانان آسیا رسیدم که افتخار بسیار بزرگی بود و به عنوان یک ایرانی توانستم در چنین میدان بزرگی حاضر شوم. خوشبختانه امسال در تیم ملی هم بازی کردم و همراه با ملیپوشان ایران در جام ملتهای آسیا حاضر بودم. در مجموع سال راضیکنندهای بود.
وقتی اسم نوروز میآید، یاد چه چیزی میافتی؟
یاد تازه شدن و نو شدن، وقتی به عید نزدیک میشویم، حال و هوای شهر عوض میشود و همه در رفت و آمد هستند و انگار دنیا در حال عوض شدن است. همه در جنب و جوش و تکاپو هستند و منتظر یک اتفاق بزرگ تا زندگی تازهای را شروع کنند.
اینکه میگویند ذوب آهن قهرمان نایبقهرمانی است را قبول داری؟
فعلا که هستیم. نمیدانم چه اتفاقی میافتد که ما همیشه در سالهای اخیر نایبقهرمان شدهایم اما انشاءالله امسال قهرمان میشویم تا نشان بدهیم و به همه ثابت کنیم که قهرمان قهرمانان هم میتوانیم بشویم.
چرا همیشه ذوبآهن در گام آخر کم میآورد؟
نمیدانم، اگر دلیلش را میدانستم، بازیهای آخر را کاری میکردیم که کم نیاوریم و به مشکل نخوریم. انگار طلسم شده باشیم و بازیهای آخر برای ما کابوس شده باشد، چنین حالتی داریم اما این طلسم را میشکنیم.
البته فصل قبل همه فکر میکردند این طلسم بشکند؟
ما پارسال در هر 3 جام مدعی بودیم اما بدشانسی آوردیم و مصدوم داشتیم. کار فشرده بود و باید اعتراف کنم که در روزهای آخر کم آورده بودیم، اما امسال فرق میکند و تمام تلاشمان را میکنیم تا قهرمان شویم. ما تجربه سالهای قبل را هم داریم که به ما کمک میکند تا قهرمان شویم.
وقتی لحظه آخر کم میآوری، چه احساسی داری؟
خیلی سخت است. باور کن فوقالعاده تلخ و دردناک است فکر کن، یک سال زحمت کشیدهای. تمرین، اردو و بازی، اما لحظه آخر تمام رویاهایت کابوس میشود. خودت باشی چه حالی پیدا میکنی؟ معلوم است که یک کابوس وحشتناک است.
تو با این کابوس وحشتناک چطور کنار آمدی؟
چند روزی در اغما بودم. انگار در کما باشم! اما نفس عمیقی کشیدم و به خودم گفتم که زندگی در جریان است و همه چیز را باید دوباره ساخت و این بار حق اشتباه نداری تا پیروز شوی.
فکر میکنی سال 1390 برای تو چطور سالی باشد؟
همه سعی و تلاشم را میکنم تا سال 1390 مثل 1389 برایم راضیکننده باشد. همه چیز بستگی به تلاش خودم و کمک خدا دارد.
در سال جدید اهدافی را دنبال میکنی؟
دوست دارم به فینال لیگ قهرمانان آسیا برسیم و با ذوبآهن قهرمان این مسابقات شویم. قهرمانی در لیگ ایران هم از اهداف من در سال جدید است. ما هر 2 جام را میخواهیم و هدفمان قهرمانی در هر 2 جام است.
سال 89 برای تیم ملی بازی کردی، اما هنوز سیدمهدی رحمتی دروازهبان شماره یک است. در سال 90 میتوانی جای او را در تیم ملی بگیری؟
تا قبل از جام ملتهای آسیای قطر فکر نمیکردم بازی کردن برای تیم ملی اینقدر لذت داشته باشد اما امسال این لذت را چشیدم و تلاشم را میکنم تا در سال جدید برای تیم ملی بیشتر بازی کنم.
یعنی در سال 90 گلر شماره یک تیم ملی میشوی؟
جواب دادن به این سوال خیلی سخت است. خیلی دوست دارم برای تیم ملی بازی کنم و گلریک یا دو هم فرقی نمیکند. فقط میخواهم بیشتر از قبل برای تیم ملی بازی کنم.
فکر میکنی بزرگترین نقطه ضعفی که داری، چیست؟
زود عصبانی میشوم.
چرا؟
دلیلش را نمیدانم اما این ضعف مشکلات زیادی را برایم به وجود آورده است. فشار زیادی که روی ما وجود دارد، باعث میشود یک لحظه از کوره در برویم و همه چیز را تحتالشعاع آن یک لحظه عصبانیت قرار دهیم.
فکر میکنی چقدر زمان میبرد تا گلر یک تیم ملی شوی؟
نمیدانم اما هر چه زودتر، بهتر، من به تیم ملی رسیدهام و بقیهاش به نظر مربیان تیم ملی بستگی دارد. البته رقیب سرسختی به نام رحمتی دارم که شماره یک تیم ملی است و جای ایشان را گرفتن، خیلی سخت است، اما دوست دارم کارهای سخت انجام دهم و جای رحمتی را در تیم ملی بگیرم.
سر سفره هفتسین به چه چیزی فکر میکنی؟
این که از چه کسانی عیدی میگیرم و به چه کسانی باید عیدی بدهم (خنده)
مهدی نوری