نگاهی به سریال ارمغان تاریکی

روایتی از یک عشق سازمانی

در تاریخ معاصر ایران به وقایع و رخدادهای سیاسی ـ اجتماعی دهه 60 توجه کمی شده است و کمتر پیش آمده که کارگردانی به سراغ داستانی برود که در بستر این دهه پرحادثه و بحرانی رخ داده است. شاید دغدغه‌های سینمای ایران درباره جنگ و سینمای دفاع مقدس موجب شده تا برخی از رویدادهای مهم سیاسی این دهه کمتر دستمایه ساخت فیلم و سریال قرار بگیرد.
کد خبر: ۳۸۹۷۳۶

جلیل سامان در ارمغان تاریکی به سراغ قصه‌ای ‌رفته که اگرچه یک رابطه عاطفی و موقعیت عاشقانه را روایت می‌کند، اما سویه سیاسی آن در متن قصه پررنگ بوده و تصویری از واقعیت‌های سیاسی دهه 60 را به تصویر می‌کشد. اگر عنصر انقلاب را به عنوان یک مفهوم و مولفه بنیادی در سینمای بعد از انقلاب واکاوی کنیم همواره 2 گروه از جریانات و شخصیت‌های سیاسی به عنوان عناصر ضد انقلاب و بالطبع ضد قهرمان درآثار تصویری مورد توجه قرار می‌گیرند. فیلم‌های انقلابی، شخصیت‌های شاهنشاهی و طاغوتی را یک عنصر منفی و دشمن و ضد قهرمان در نظر می‌گیرند و در سینمای دفاع مقدس عراقی‌ها و حزب بعث نماد دشمن و آنتاگونیست هستند، اما کمتر با آثاری، بویژه در سریال‌های تلویزیونی، مواجه بوده‌ایم که به سراغ گروهک منافقین رفته باشند و این جریان سیاسی را به عنوان ضدانقلاب و ضدقهرمان معرفی کرده باشند. در ارمغان تاریکی این وجوه قصه برجسته شده و با شخصیت‌هایی مواجه هستیم که به جریان منافقین تعلق دارند و محور قصه ماهیت این گروهک سیاسی است. قبلا از این‌که به تحلیل متنی و دراماتیک این سریال بپردازیم باید به نقطه قوت این مجموعه در طراحی صحنه و لباس و نوع گریم و چهره‌پردازی اشاره کنیم که دقت و هوشمندی سازندگان این سریال در فضاسازی و بازنمایی موقعیت تاریخی قصه را نشان می‌دهد. شمایل ظاهری و نوع پوشش افراد و انتخاب لوکیشن و پس زمینه‌های بصری و حتی نوع رنگ‌آمیزی و نورپردازی صـحنه‌ها به گونه‌ای صورت‌بندی شده که موقعیت تاریخی دهه 60 را (هم در بافت شهری و جغرافیایی و هم در تصویرسازی از نظام اجتماعی و فرهنگی)‌ بازسازی کند. این ویژگی فارغ از تناسب ساختاری اثر از حیث تاریخی با قصه‌ای که در حال روایت است به ایجاد حس نوستالوژی در مخاطبانی می‌انجامد که این دهه را تجربه کرده‌اند. دهه 60 اساسا یکی از نوستالوژیک‌ترین دهه‌های بعد از انقلاب اسلامی از حیث سیاسی اجتماعی و فردی است.

ارمغان تاریکی قصه مردی به نام مجید را روایت می‌کند که دانشجوی عکاسی و وابسته به جریان منافقین است، او در پی ماموریتی سازمانی باید به ازدواج و عشق صوری با دختری به نام سارا تن دهد تا از طریق نفوذ در خانواده او به کسب اطلاعاتی درباره عموی‌ وی که یک فرمانده سپاه است دست یابد و در فرصتی مناسب با عملیات تروریستی او را حذف کند. اما مجید در تجربه عاطفی خود با سارا به معنای واقعی به او دل می‌بندد و در یک کشمکش درونی بین عقیده و عشق و وظیفه و عاطفه، در نهایت راه دلش را برمی‌گزیند و با مقاومت و ایستادگی رسیدن به سارا را بر وظایف سازمانی خود ترجیح می‌دهد و از گذشته خود دل می‌کند. در واقع او عقیده‌اش را به پای علاقه‌اش قربانی می‌کند و در مسیر رسالت سازمانی متوجه رسالت انسانی خود می‌شود. در واقع همین تحول اخلاقی و تجربه عشق، ارمغانی است که مجید در یک تجربه ظلمانی و تاریک خود در همکاری با سازمان به دست می‌آورد. این تجربه او را از حیث شخصیتی در موقعیتی خاکستری قرار می‌دهد. ارمغان تاریکی را به لحاظ پیرنگ و شخصیت‌های قصه و موقعیت داستانی‌اش می‌توان با فیلم به رنگ ارغوان حاتمی ‌قیاس کرد که در آنجا نوع مناسبات عاطفی و انسانی بین 2 شخصیت اصلی زن و مرد داستان باعث تحول شخصیت مرد می‌شود.آنچه از حیث روان شناختی و حتی فلسفه اجتماعی ـ سیاسی در پس این قصه نمایان است تاثیر متقابل و گاه متعارضی است که بین عقیده و عاطفه و عشق و وظیفه وجود دارد.

در کشمکش این دو تجربه پیچیده است که بسیاری از آرمان‌های اجتماعی با اعتقادات و احساسات فردی بازنمایی شده و گاه چنان در هم می‌آمیزد که تمایز منطقی آن را دشوار می‌سازد. جالب است که گاهی یک حس عاطفی و قلبی می‌تواند بر تاویل عقیده و عقل تاثیر گذاشته و سرنوشت آدمی‌ را تحت تاثیر قرار دهد.

اما آیا احساس و چیزی از جنس عشق می‌تواند معیار و میزانی برای سنجش یا حتی تغییر عقیده باشد؟ آیا مجید به واسطه احساسی که به سارا پیدا کرده دچار تغییر اعتقادی شده یا باورهای او فارغ از این تجربه عاشقانه نیز قابل تغییر و تحول بود؟ آیا این عاشقانه سیاسی این امکان را ندارد که در طی زمان بار دیگر به واسطه تغییر عقیده یا تحول در عاطفه، رنگ باخته و با پرسش‌های بنیادی دیگری درباره اعتبار اعتقاد و عشق و مناسبات آنها با هم مواجه شود؟ دشواری وظیفه انسانی به همین است که آدمی‌ همواره در کشمکش بین عقل و عشق گرفتار است و ارمغان این تنازع البته معلوم نیست که کدام است تاریکی یا ظلمت؟

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها