حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دانیل بعد از این شلیک مرگبار به طبقه پایین منزل محل سکونتش رفته و مادر 35 سالهاش که پای تلفن در حال صحبت کردن بوده نیز هدف 2 گلوله قرار داده است. با نجات یافتن «مارینا» مادر جوان که پسر کوچکش را از دست داده و پسر بزرگترش راهی زندان شده است، دانیل تنها به اتهام یک قتل عمد دادگاهی شده است. طبق قوانین موجود برای گناهکارانی که زیر سن قانونی هستند آنها تا رسیدن به 21 سالگی در زندان نوجوانان نگهداری میشوند تا در زمان مناسب دادگاه خصوصی بزرگسالان برای آنها تشکیل شده و رای نهایی صادر شود. با اثبات مدارک موجود در پرونده این پسر که خودش را «دیوانه» خطاب میکند دستکم 20 سال حبس در انتظار دانیل خواهد بود. «من از دوران بچگی مشکلات روحی داشتم. نمیدانم چرا حتی زمانی که کم سن و سال بودم و باید با شور و اشتیاق بازی میکردم و از بدیهای دنیا چیزی نمیفهمیدم، همواره افسرده بودم و نمیدانستم اشکال از کجاست. حدود 6 ساله و کلاس اول دبستان بودم که مادرم هر روز صبح قرص Cort را به من میداد و ادعا میکرد که با خوردن آن میتوانم مثل دیگر همسن و سالانم با انرژی بازی کنم و از حال ناراحتی که داشتم بیرون بیایم. به خوبی به یاد دارم که تا کلاس دوم دبستان خوردن این داروها ادامه داشت تا این که بالاخره مادرم توضیح داد که تصمیم گرفته دیگر قرصی به من ندهد. گرچه هرگز اثر این داروها را روی زندگیم متوجه نشدم اما تصور میکنم اگر آن داروها را که روانپزشک برایم تجویز کرده بود ادامه میدادم شاید کار به جایی نمیرسد که یک«دیوانه به تمام عیار» شوم. خودم میدانستم که هر چه بزرگتر میشوم حال بدتری پیدا میکنم اما کسی نبود که به دادم برسد و یا حتی متوجه بیشتر شدن روزافزون رفتارهای عجیبی که ناخودآگاه از خودم نشان میدادم باشد. مادرم بعد از به دنیا آمدن برادرم بشدت مشغولیت پیدا کرده بود و پدرم هم که در شهری 90 کیلومتر دورتر از ما در یک کارخانه مشغول به کار بود، تنها آخر هفتهها به خانه میآمد. زندگی عجیب من تا 13 سالگی در حالی که روز به روز حال بدتری پیدا میکردم ادامه داشت تا بالاخره کابوسهای شبانه کار خودش را کرد و مرا به دردسری بسیار بزرگ انداخت.»
طبق آنچه در پرونده این نوجوان درج شده او در 13 سالگی در حالی که از ماهها قبل به خاطر شدیدتر شدن رفتارهای غیرعادیاش بالاخره موجب نگرانی والدینش شده بود دست به قتل برادرش زده و مادرش را نیز تا سرحد مرگ مجروح کرده است. دهها پزشک و روانشناس درطول 2 سالی که این نوجوان در مرکز بیماران روحی نگهداری میشود روی او مطالعه کردهاند تا شرایط دقیق روحی او هنگام وقوع حادثه را دریابند. آنچه که مادر دانیل مدعی آن شده است، پسرش بارها و بارها و بخصوص در چند ماه اخیر قبل از ارتکاب به جرم، نیمههای شب در خواب راه میرفته و با خود حرف میزده است. این رفتارغیرعادی و خطرناک سبب شده بود که والدین دانیل با پزشکی که در کودکی او را یک بار معاینه کرده بود تماس بگیرند و از او در خواست کمک کنند. گر چه این تماس به خاطر دیروقت دادن پزشک معالج هرگز کمکی به این خانواده نکرد و دانیل قبل از آن که بار دیگر از نظر روحی معاینه شود دست به قتل برادر کوچکترش زد. آنچه مارینا، مادر دانیل به پرونده پسرش اضافه کرده و رویش پافشاری میکند آن است که روز حادثه و حدود ساعت5/6 صبح، قبل از تیر خوردن توسط پسرش نگاهی به چشمان او کرده است که هنوز آن نگاه سرد و بیروح را به خوبی به یاد میآورد. به عقیده این مادر که با از دست دادن پسر کوچکش سعی دارد لااقل تنها فرزندش را از حکم سنگین نجات دهد، دانیل همه رفتارهای خشن روزکذایی را زمانی که در خواب راه میرفته انجام داده و از نظر مغزی و هوشیاری اصلا متوجه نبوده که چه کاری انجام میدهد. ادعاهایی که باوجود اظهارات شواهد مختلف اثبات آنها به نظر کلی سخت میرسد. «من میدانستم که روز به روز بد حالتر میشوم اما چیزی به خانوادهام نمیگفتم تا نگران نشوند اما مدام دچار مشکل بودم. در طول شب صداهای بلندی را از داخل کمد اتاقم میشنیدم که به زبان شبیه به روسی با من سخن میگفتند و یا آن که هر گاه در حال قدم زدن به سمت مدرسه بودم احساس میکردم شخص دیگری شانه به شانهام قدم میزند و در گوشم زمزمه میکند. این صداها باعث میشد تمرکزم را از دست بدهم و به قول همکلاسیهایم یک «دیوانه» آزاد باشم که در مدرسه همه از من میترسیدند. آن روز اصلا به یاد ندارم که چطور اسحله پدرم را در دست گرفتم تنها چیزی که میدانم آن است که احساس میکردم خواب میبینم و به سوی ارواحی که قصد آزار و اذیت مرا داشتند شلیک میکردم. شلیک من به سوی خانوادهام برایم در رویا گذشت غافل از این که واقعیت داشت. 4 شاهد که همگی همسایگان منزل این خانواده هستند با حضور در پاسگاه پلیس ادعا کردند دقایقی بعد از شنیدن صدای چندین گلوله متوجه باز شدن در خانه دانیل شده و او را دیدهاند که گریان بدن نیمه جان مادرش را روی زمین میکشد و درخواست کمک میکند. دانیل در حالی که تمام بدنش غرق در خون بوده فریاد میزد که او مادرش را کشته و از کاری که کرده بسیار پشیمان است. با دیدن این صحنه ماموران پلیس فورا توسط همسایهها خبر شده و به محل اعزام شدند. جسد بیجان یونس که بلافاصله بعد از شلیک گلولهها جانش را از دست داده بود به پزشکی قانونی منتقل شد اما مارینا مادر این بچهها با وجود جراحات شدیدی که به او واردشده بود با تلاش پزشکان زنده ماند تا بتواند از پسرش دفاع کند. این زن که خودش به خاطر قطع کردن قرصهای ضدافسردگی پسرش بعد از یک سال مصرف و در 7 سالگی مورد مواخذه قرار گرفته مدعی است که این داروها هرگز نتوانسته کمکی به فرزندش کند و تنها او را تبدیل به پسری بیاحساس میکرده که شبیه به ربات تنها حرکت داشته است. از نظر روانشناسان که روی دانیل مطالعه میکنند او بیشک دچار بیماری روانی است و اگر داروهایش را ادامه میداد مطمئنا معالجه میشد. اما نکتهای که هنوز جوابی برای آن پیدا نشده است احتمال راه رفتن او در خواب هنگام وقوع قتل است که با وجود اظهارات همسایهها و اعتراف دانیل بعد از وقوع جرم، فرضیهای نامعلوم باقی مانده است. «در دادگاه شنیدم که میگفتند من اعتراف کردهام شب قبل از حادثه با برادر کوچکترم وارد دعوای لفظی شدهام و او را تهدید به مرگ کردهام این موضوع را اصلا به خاطر نمیآورم و هرگز حاضر نیستم به قتلی که از روی پریشان حالی مرتکب شدهام اعتراف کنم. من یونس را از صمیم قلب دوست داشتم و هرگز نمیخواستم در زندگی کوچکترین آسیبی به او برسد. مادر و پدرم هم خوب میدانند که ما رابطه خیلی خوبی داشتیم و با وجود آن که من همیشه برادری غیرعادی برای یونس بودم اما او هم همیشه مرا دوست داشت و برادرجان صدایم میکرد. من هرگز عمدا آسیبی به او نرساندهام.»
دانیل گوردینو متهم جوان دادگاه دنور آمریکا با وجود کم سن و سال بودنش تا چند سال آینده و بزرگسال شدنش حکم قطعیاش را دریافت نخواهد کرد. او بار دیگر در 21 سالگی در دادگاه حضور خواهد یافت تا از خودش دفاع کند و به عنوان یک بزرگسال محاکمه شود. آنچه وکیل او سعی در اثبات آن دارد وجود بیماری شدید روانی و راه رفتن او در خواب و توهمهای دائمی اوست که میتواند راه نجاتش در پرونده سنگینی که پیش رو دارد، باشد. با اظهارات مسوولان مدرسه دانیل که مدعی هستند او در یک سال تحصیلی حدود 40 روز غیبت داشته و حتی زمان حضورش کوچکترین تمرکزی روی درس نداشته به نظر میرسد وکیل خبره این پسر نوجوان در صورت ادامه دادن تلاشهایش بتواند او را از حبس ابد رهایی دهد.
گر چه باوجود اثبات بیماری روانی در دانیل که عکس برادرش یونس را در سلولش نگهداری میکند حداکثر زمان حبس برایش تنها 30 ـ 20 سال خواهد بود.
منبع: کورت نیوز
مترجم: المیرا صدیقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....