سال 1232 بنا به دستور شیخ انصاری، عازم هندوستان شد و در آنجا ضمن آشنایی با علوم جدید، کوشش کرد تا مردم و به ویژه مسلمانان را علیه استعمار انگلیس بسیج کند و به مبارزه وا دارد، اما به دلیل سلطه همه جانبه انگلیسها پس از یک سال و نیم اقامت در آن دیار، مجبور به ترک آنجا شد و به ممالک عثمانی رفت و چون با حسادت علمای درباری آنجا مواجه شد، ناگزیر به مصر عزیمت کرد.
در مصر توانست یک نهضت فکری ضد استعمار و ضد انگلیس را پایهگذاری کند و تشکیلاتی به نام انجمن مخفی به وجود آورد، اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترک مصر شد.
سید جمال پس از ترک مصر، مدتی در هندوستان ماند و آنگاه روانه اروپا شد.
در پاریس با همکاری محمد عبده دست به انتشار روزنامه «عروة الوثقی» زد و به پاسخگویی به ارنست رنان که مقالاتی علیه اسلام در یکی از روزنامههای پاریس مینوشت، پرداخت.
سید به دعوت ناصرالدین شاه به ایران آمد و گمان میکرد که میتواند با نزدیکی به شاه، اندیشههای اصلاحطلبانه خود را به اجرا بگذارد، اما چون ماهیت و طبع شاهانه با هیچ اصلاحی موافق نبود و سید نیز آشکارا شاه را عامل بدبختیهای مردم ایران معرفی میکرد، از ایران اخراج شد.
سید در اواخر عمر در ترکیه زندگی میکرد، و غیرمستقیم تحت نظر سلطان عبدالحمید، امپراتور عثمانی قرار داشت. وقتی خبر قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی به اسلامبول رسید، به دستور امپراتور عثمانی، از بیشتر ایرانیان درباره ارتباط سیدجمال و میرزا رضا تحقیق به عمل آمد و سرانجام پلیس عثمانی طی گزارشی نوشت: «سید جمالالدین ایرانی است و میرزا رضا به تحریک او مرتکب قتل شاه شده است.»
سلطان عثمانی از سید جمال به هراس افتاد و دستور قتل او را داد و سرانجام در 19 اسفند 1275 برابر با 9 مارس 1897، او را مسموم ساختند و جنازهاش را در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاک سپردند.
در سال 1324 فیض محمدخان، سفیر وقت دولت افغانستان در آنکارا موافقت دولت ترکیه را برای نبش قبر سید گرفت و بقایای جسد سید را با تابوتی به کابل انتقال داد.