حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در بیان معنای خاطره، تعاریف مختلفی بیان شده که در یک جمع بندی کلی میتوان آن را عبارت از حوادث، رویدادها و حتی سیر عادی زندگی روزمره که با گذشت زمان در قسمتی از ذهن جای گرفته و ماندگار شده است، به نحوی که در هر لحظه از زمان حال و بنا به نیاز و احتیاج شخص یا به طور غیر ارادی، به یاد آمده و در برابر فرد جان میگیرد، دانست.
اما آنچه خاطره، نگار را به نوشتن تشویق میکند، به طور حتم دلایل مختلفی دارد و از لابه لای همین دلایل میتواند کارکرد خاطرات و لزوم توجه به آنها به عنوان منابعی ارزشمند را تبیین نمود. این دلایل در میان افراد با عناوین مشغولیت و حتی مشاغل مختلف متفاوت است. از علاقهمندی به ماندن در حافظه تاریخی یک ملت تا رفع بیکاری و گذراندن ایام کسالت (اغلب در زمان کهنسالی) در این دلایل جای دارند؛ اما نکته اینجاست که در هر صورت محصول این تراوشات تصویری کمتر مورد توجه قرار گرفته از زندگی قشری خاص (که خاطرهنگار متعلق به آن است) را در دورهای بخصوص عرضه میکند.اما اساساً کارکرد خاطرات چیست و در مطالعات تاریخی به چه نحو میتوان از آنها بهره گرفت؟ در نگاه اول خاطرات بازگو کننده درون و روحیات صاحب خاطره در دورهای خاص است.کسی که قلم در دست گرفته و به رمزگشایی زندگی خود میپردازد، با تمامی سعی و تلاشی که میکند، حضورش، افکارش و معتقداتش در سطر سطر نوشتههایش جریان دارد. خاطرات حتی لحظهای از نگارنده خود جدا نیستند. حالات روحی و هیجانات درونی نگارنده در زمان شرح وقایع مختلف که با استفاده از کلمات و عبارات ویژه بیان میشوند، میتواند شدت ارتباط وی را با آن واقعه نمایان سازد. شناسایی یک فرد از لابهلای نوشتههایش جدای از فواید روان شناختی آن، آنجا که وی فرد تأثیرگذار و قابلتوجهی در جریان امور سیاسی، فرهنگی و اجتماعی یک جامعه بوده است، بخصوص برای تاریخی که برشخصیتها تکیه دارد، میتواند روشن کننده بسیاری مسائل باشد.
منظر دوم و شاید مهمتر این کارکردها، بهرهگیری از آنها به عنوان منابعی ارزشمند در جهت فهم تاریخ و فرهنگ یک ملت است. بهرغم شخصی بودن خاطره، خاطرهنویس آن را با دیگران تقسیم میکند.
خاطرهای که به اشتراک گذاشته شد، مقامی اجتماعی مییابد و اهمیت آن نیز از محدوده فردی صرف خارج میشود. در واقع میتوان گفت همه چیز را همگان میدانند، تاریخ یک کشور در سینه همه افراد آن کشور است.
اما آنچه ارزش خاطرات را به نحوی در میان سایر منابع تاریخی پررنگ میکند، عدم التزام نویسنده به رعایت بسیاری از اصول و قواعد ـ چه از نظر نگارش و چه محدودیتهای ناشی از مصلحت زمانه در کتبی که با قصد تاریخ نگاری نوشته میشوند ـ است. حتی آن گروه از نویسندگان که قصد خود را به جای گذاردن تاریخی برای آیندگان بیان میدارند، در طول نوشتار در ارتباط با بسیاری از مسائل از جمله زندگی شخصی خود یا آداب و افعال مردم زمانه خود سخن میگویند. در واقع خاطرات روی دیگری از مردم یک جامعه را نشان میدهد و در واقع نه تنها از منظر تاریخی که از منظر جامعهشناسی نیز حائز اهمیت است. به این ترتیب شاید ابهاماتی که در شناسایی علت برخورد گروههای مردمی در موقعیتهای مختلف با یک موضوع بخصوص بهتر روشن شود.
زبان به کار رفته در خاطره نیز یکی از بهترین راههای شناسایی ادبیات نه چندان رسمی یک اجتماع در دورهای است که نویسنده در آن مینویسد و به این ترتیب کارکرد خاطرات در بررسی ادبیات یک دوره نیز کارآیی خود را نشان میدهد. از آنجا که هرآنچه مربوط به گذشته میشود، به نحوی با تاریخ مرتبط است، پس خاطرات با تمامی مباحث تاریخی ارتباط مییابد.اگر در میان مردم یک جامعه، نگارش و ثبت خاطرات رواج گیرد، در واقع نشان دهنده این موضوع است که این مردم به ثبت حقایق برای آیندگان اهمیت میدهند و آن گروه که به ماندگاری برای نسلهای بعدی اهمیت میدهند، به طور حتم تلاش میکنند هرچه بیشتر برگذشته خویش واقف شوند، از اشتباهات پند گیرند و برای آیندگان الگویی مناسب به جابگذارند.
مریم قانونی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....