حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنها وقتی به محل حادثه که یک روستا بود رفتند جنازه مردی را دیدند که غرق درخون بود. هیچ سرقتی از مغازه انجام نشده و همه شواهد نشان میداد قاتل فردی است که از پیش مغازهدار را میشناخت. خانواده قربانی در بازجوییها روی این نکته تاکید کردند که مقتول با هیچکس اختلاف نداشت و آنها به شخص خاصی در این جنایت مظنون نیستند. همین موضوع کار را برای پلیس سخت و معما را پیچیدهتر کرد تا اینکه ماموران در جریان تحقیقات تخصصیشان پی بردند یکی از اهالی روستا به نام جواد که مردی معتاد است از زمان قتل به طرز مرموزی ناپدید شده است. اینگونه بود که جواد در مظان اتهام قرار گرفت و تلاش برای ردیابی او آغاز شد. ماموران بعد از مدتها تفحص به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد متهم به کرج رفته و در آنجا مخفی شده است. جواد چندی قبل بازداشت شد و به کشتن مرد مغازهدار اعتراف کرد او درباره انگیزهاش از این جنایت گفت: مقتول دوست من بود او همیشه به من اصرار میکرد مواد مخدر را ترک کنم ولی حرفهایش برایم اهمیتی نداشت. مرد مغازهدار با اینکه میدید به توصیههایش گوش نمیکنم مرتب مرا نصیحت میکرد همین رفتار او مرا به شدت کلافه کرده بود. روز قتل هم وقتی دوباره شروع به نصیحت کرد یکدفعه از کوره در رفتم و او را کشتم البته بلافاصله از کاری که کرده بودم پشیمان شدم اما دیگر راهی برای برگشت وجود نداشت و باید فرار میکردم.انگیزه متهم برای این قتل باعث شد این جنایت به عنوان اتفاق زشت هفته انتخاب شود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....