حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
فیلم فرمول جذاب در کنار هم قرار گرفتن ناگزیر 2 آدم متفاوت به خاطر دست یافتن به هدفی مشترک را دنبال میکند؛ هوشمندی و انتخاب زمان مناسب برای نوشتن فیلمنامهای کمدی در جهت هجو خاندان سلطنتی روسیه و اساسا رفتن به سمت و سوی گستردهتری در مضامین کمدی، دیالوگهای رفتن به سینما و سر زدن به کتابخانه به عنوان نقطه تکرارشوندهای برای آغاز جستجویی جدید، شخصیتپردازی کریم و فرشاد (با بازیهای حسن طنابنده و پیمان قاسمخانی) و تقابل شخصیتهای آنان با یکدیگر در کنار حفظ نقاط مشترک، فلاشبکهای مربوط به زندان و در نهایت خلق یک عمو ژرژیک دوستداشتنی از نقاط قوت فیلم به حساب میآیند.
پیمان قاسمخانی را سالهاست که به واسطه کارهای سینمایی و تلویزیونیاش میشناسیم. از نگارش فیلمنامههایی مثل «نان، عشق و موتور هزار» و «مارمولک» تا همکاری درخشانش با مهران مدیری در «پاورچین». قاسمخانی به دلایلی که یک بار در گفتوگو با یکی از نشریات معتبر دربارهشان توضیح داد، سالها از جریان اصلی سینمای ایران دور بود. یکی از آخرین فیلمنامههای او «نقاب» بود که در جریان ساخت تغییر کرد و با اعتراض این نویسنده مواجه شد. به این ترتیب قاسمخانی کارش را در تلویزیون ادامه داد و با مدیری و رامبد جوان همکاری کرد و اکنون هم پس از نوشتن «سنپطرزبورگ»، فیلم «ورود آقایان ممنوع» را آماده نمایش دارد. هنر وی در نوشتن فیلمنامههای کمدی است. تا حالا کار جدیای از او مشاهده نشده که به اندازه کمدیهایش قابلتوجه و بحثانگیز باشد، اما همین خصیصه، نهتنها جایگاه او را محدود میکند بلکه این نویسنده را در موقعیتی منحصربهفرد قرار میدهد.
در میان فیلمنامهنویسان ما کمتر کسی است که به اندازه قاسمخانی در اسکلتبندی فیلمنامه، پیشبرد داستان و قصهگویی و البته نگارش دیالوگهای هوشمندانه متبحر باشد. در سنپطرزبورگ آنچه بیش از همه تماشاگر را سر ذوق میآورد، رویکرد متفاوت و مبتکرانه پیمان قاسمخانی در شوخینویسی است.
او در کارش موقعیتآفرینی میکند، به این ترتیب که با قراردادن یک شوخی در صحنههای بعدی آن را درو میکند و این مهم را به حافظه و قابلیتهای درک تماشاگر باهوشش میسپارد و مثلا این طور نیست که مستقیم برود سر اصل موضوع و بخواهد تماشاگرش را در لحظه بخنداند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....