بزن در رو

دغدغه‌های تکان‌دهنده

وقتی که وزیر اقتصاد با سربلندی اعلام می‌کند که دیگر کسی در ایران گرسنه نمی‌ماند و یارانه‌ها فقر مطلق و نسبی را پوشش می‌دهد و طرح‌های دیگری نیز برای توانمندسازی و غنی‌سازی ملت در دستور کار است؛ دیگر خیال آدم از هر جهت(و حتی از اون جهت!) راحت می‌شود و می‌تواند به کوری چشم حسود و بخیل و سایر افراد معلوم‌الحال، به قاعده چند بند انگشت یک نفس راحتی بکشد؛ به جای این که اعصابش خرد شود و هی سیگار یا چیزهای دیگر بکشد.
کد خبر: ۳۸۷۳۷۶

فقر در موزه:

بر این مژده گر جان فشانم رواست

که این مژده آسایش جان ماست

از این بعد، موزه فقط موضعی

برای تماشای افراد پا در هواست

فلذاست که در حال حاضر، بنا به گفته وزیر کشور، یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های ژئوپلتیک رئیس‌جمهور، زلزله تهران است. این دغدغه تکان‌دهنده البته، نه تنها دولت که ملت را هم مدت‌هاست درگیر خودش کرده و حق هم همین است؛ چون گسل لاکردار، حرف حالیش نمی‌شود. از جایش یک‌قدم تکان بخورد، کارمان ساخته است. قبلا موضوع فکر شده و کارشناسی شده «انتقال پایتخت» مطرح بود که در حال حاضر، وزیر کشور گفتند این موضوع منتفی است. در عوض، سبک‌سازی جمعیت شهر تهران و اجرای طرح‌هایی مثل«دورکاری» و نیز ارائه برخی تسهیلات به اخراجی‌های تهران، در دستور کار قرار دارد.

پرسش فلسفی: به کسانی که بتوانند بگویند چگونه می‌توان دو طرح «سبک‌سازی جمعیت» و «افزایش جمعیت» را با هم جمع کرد؛ جوایزی به قید قرعه تقدیم خواهد شد. «جمع نقیضین»، کار هر کسی نیست، ولی هستند بعضی‌ها که می‌توانند. اسنادش هم موجود است.

کاهش دغدغه: از آنجا که هم ملت و هم دولت و هم بقیه، به شدت دغدغه زلزله تهران را دارند، ما نیز با احساس مسوولیتی که داریم، عجالتا سه راهکار حساب شده برای کاهش میزان دغدغه درخصوص زلزله تهران را به شرح زیر ارائه می‌دهیم:

1ـ خارج کردن گسل: همچنان که سیاست ابتکاری احداث «دوربرگردان» در بزرگراه‌هایی که باید به سرعت رفت، بسیار موفق بود؛ انتقال گسل‌های تهدیدکننده امنیت ملی نیز به خارج شهر تهران می‌تواند باعث رفع دغدغه زلزله احتمالی تهران شود. چگونگی این کار را باید کارشناسان امر بررسی کنند. به ما ربطی ندارد؛ چون چیزی حالیمان نیست.

2ـ فراموش کردن گسل: نمی‌دانم این چه اصراری است که حتما باید بعضی از چیزهای خطرناک را هرچند وقت یک‌بار به خاطر بیاوریم و همه را نگران کنیم؟ نخبگان ما در قدیم معتقد بودند که:«پیش از مرگ، واویلا؟!...».
به هر تقدیر، مرگ یک بار، شیون یک بار. پس بیایید با فراموش کردن گسل‌های زیر پایمان، زندگی را بر خود و خانواده محترممان تلخ نکنیم. تا شقایق هست، زندگی باید کرد. ولو روی گسل. به درک...!

3ـ یادآوری سایر مشکلات: اگر در جیب بغل خود یک فهرستی از برخی معضلات و مشکلات دیگر را بگذاریم ـ حالا گیریم که به دلیل کمبود مشکل، خیلی بلندبالا هم نبود ـ هر روز صبح علی‌الطلوع با نگاه کردن به این فهرست می‌توانیم کمتر به گسل‌های پایتخت فکر کنیم. بعضی‌ها به شوخی می‌گویند که یکی از عکس‌های همسرت را در جیب یا کیف جیبی‌ات بگذار تا هرازگاهی با نگاه کردن به آن، به خاطر بیاوری که مشکلات بزرگ‌تری هم هست!...که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها