حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این یادداشت به طور اجمالی به ویژگیها، امتیازات و کاستیهای جشنواره امسال خواهیم پرداخت؛ جشنوارهای که به نظر میرسد در آینده سینمای ایران تاثیرات زیادی بگذارد و برخلاف پیشداوریها بهتر و بالاتر از حد انتظار بود.
بزرگان کمفروغ و جوانان پرامید
پس از سالها، بالاخره در جشنواره بیست و نهم چند نفر از بزرگان و کارگردانهای صاحب نام در یک جشنواره کنار هم قرار گرفتند و حضور داشتند. فارغ از اینکه فیلمهای آنها خوب بود یا بد، نفس حضور آنها میتواند به جشنواره رنگ و لعاب دیگری ببخشد و شور و گرمای آن را بیشتر کند. نامهای بزرگی مثل مهرجویی، کیمیایی و حاتمیکیا برای اعتبار بیشتر یک جشنواره کافیست اما آنان کمتر توانستند آثار شاخصی از خود به جا بگذارند و فیلمهایش چنگی به دل بزند. کیمیایی اگرچه با جرم توانست نظر مثبت داوران را جلب کند، اما منتقدان و تماشاگران چندان روی خوشی به آن نشان ندادند. مهرجویی نیز نتوانست با آسمان محبوب، رضایت علاقهمندان خود را تامین کند، هرچند که هنوز کارگردان محبوب و موثری است. ابراهیم حاتمیکیا نیز اگرچه با گزارش یک جشن تلاش کرد خاطره آژانس شیشهای را در پایان دهه 80 زنده کند، اما در این راه موفق نبود. بهروز افخمی نیز با فرزند صبح از سوی طیفهای مختلف منتقدان و رسانهها مورد انتقاد گرفت.
در مقابل اما کارگردانهای جوانتر مثل بهرام توکلی و هومن سیدی، امیدهای تازهای برای سینمای ایران خلق کردند و فیلمهای اینجا بدون من و آفریقا بدون شک از جمله فیلمهای شاخص و قابل تامل در جشنواره امسال بودند. در این میان اما کارگردانهای میانسال بیش از بقیه، نقطهعطف جشنواره را رقم زدند. مهمترین آنها اصغر فرهادی با جدایی نادر از سیمین بود که اگرچه شاهکاری مثل درباره الی را تکرار نکرد اما نشان داد که فراتر از استانداردهای سینمای ایران و یک گام جلوتر از دیگران در حال نمایش ظرفیتها و قابلیتهای فیلمسازی و به تصویر کشیدن قدرت سینمای ایران است. شلوغترین شب جشنواره به زمانی مربوط میشد که فیلم جدایی نادر از سیمین برای نمایش آماده شد. اینکه اصغر فرهادی توانسته جمعیت زیادی از مشتاقان سینما را به سالنهای سینمایی بکشاند و نهتنها یک صندلی خالی در سالن نباشد که حتی مخاطبان زیادی ایستاده و نشسته بر پلههای سالن، به تماشای فیلمش بنشینند فارغ از ضعف و قوتهای فیلمش، ارزشمند و امیدوارکننده است. از این نسل مازیار میری نیز با سعادت آباد، یکی از بهترینهای جشنواره امسال را به نام خود ثبت کرد. اگرچه مولفه و نگاه مستقل میری در این فیلم قابل تشخیص بود اما نمیتوان از تاثیر پذیری او از سینمای فرهادی هم براحتی گذشت؛ چه در فرم و ساختار روایی فیلم و چه در مضامین و مفاهیم انسانی که در قصهاش وجود داشت. انگار سبک و سیاق اصغر فرهادی در حال تبدیل شدن به یک الگوی فیلمسازی برای کارگردانهای دیگر شده است.
به نظر میرسد که سینمای ایران باید خلاقیت، نوآوری و کشف پدیدههای خود را نه در میان نامهای بزرگ و کارگردانهای مشهور و شاخص نسل قدیم که در میان فیلمسازهای میانسال و جوانتری جستجو کند که در جشنوارههای چند سال اخیر، شاخصترین فیلمهای سینمای ایران را به نام خود ثبت کردهاند. با این حال بخش مهمی از سیمرغهای جشنواره به همان سینماگران قدیمی رسید.«جرم» مسعود کیمیایی به عنوان بهترین فیلم جشنواره شناخته شد و در بخشهایی مثل بازیگر مکمل مرد(حامد بهداد)، موسیقی(کارن همایونفر)، طراحی صحنه و لباس(ایرج رامینفر) و صداگذاری (اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق) برنده جایزه شد. یا داریوش مهرجویی جایزه ویژه هیات داوران را برای آسمان محبوب دریافت کرد و فرزند صبح بهروز افخمی نیز در بخش بهترین چهرهپردازی موفق به دریافت سیمرغ شد. اما بیشترین جوایز جشنواره به اصغر فرهادی از کارگردانهای نسل دوم رسید که به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین موفق شد بهترین کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، صدابرداری و بهترین فیلم را از سوی تماشاگران دریافت کند.
تنوع ژانر و قصه
از ویژگیهای مثبت جشنواره امسال تنوع و تعددی بود که در قصهپردازی و نوع ژانر وجود داشت. از سوژههای خانوادگی و اجتماعی گرفته تا موضوعات سیاسی و سینمای جنگ. طنز و کمدی هم لابهلای این سوژهها به چشم میخورد. فیلم ورود آقایان ممنوع رامبد جوان موفق شد الگویی از یک کمدی سالم را به نمایش بگذارد و ساخت چنین آثاری میتواند سطح کمدیسازی در کشور ما را که به سطحینگری و نازل بودن مبتلاست، تغییر داده و ارتقا ببخشد. از همین حالا میتوان حدس زد که این فیلم یکی از پرفروشترین فیلمهای سینمایی را در اکران سال آینده نصیب خود کند. درکنار این تنوع ژانری، حضور کارگردانهای مختلف از سه نسل جوان و میانسال و کهنهکار نیز بر تنوع جشنواره امسال افزود. تعداد کارگردانهای زن هم در این جشنواره اگرچه کم بود اما دستکم نامهای جدیدی از کارگردانهای زن را به سینمای ایران معرفی کرد. فارغ از اینکه سطح و کیفیت فیلمها چگونه بود خود این تنوع و سویه کمی جشنواره را باید به فال نیک گرفت که میتواند برآیند و تصویر کلی از سینمای ایران را بازنمایی کرده و ترسیم کند. حضور کارگردانها و ژانرهای مختلف، جشنواره را از یکدستی و یکنواختی خارج میکند و شور و هیجان بیشتری به این رقابت سینمایی میبخشد. ثبت تقاضای 95 اثر برای حضور در جشنواره، گنجاندن 33اثر در بخش مسابقه ملی و ایجاد بخش نوعی نگاه را باید از دستاوردهای مهم جشنواره بیست و نهم دانست. این تنوع را میتوان در توزیع سیمرغها نیز ردیابی کرد.
بالاخره جایزه گرفتند
یکی از ویژگیهای جشنواره امسال این بود که بسیاری از افرادی که در سالهای قبل حتی تا مرحله نامزدی آمدند اما جایزه نگرفتند موفق شدند که بالاخره سیمرغ را در آغوش بگیرند. مهناز افشار به خاطر بازی در سعادتآباد جایزه بهترین بازیگر مکمل زن را دریافت کرد و به قول خودش بعد از 15 سال کارش دیده شد.جالب اینکه او از اصغر فرهادی و پیمان معادی برای جدایی نادر از سیمین تشکر کرده بود و جایزه نقدیاش را به کودکان کار که تحصیل میکنند، تقدیم کرد. حامد بهداد که سالهاست او و طرفدارانش منتظر سیمرغ بودند بالاخره در جشنواره بیست و نهم موفق شد تا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل را به خانه ببرد. بهداد هنگام دریافت جایزه گفت: «آقای کیمیایی خدا میداند چقدر خوشحالم که برای فیلم شما جایزه گرفتم». مهدی هاشمی که نیز سالها از سینما دور بود و سال گذشته به دلیل عدم حضور فیلم هیچ در بخش مسابقه شانس دریافت سیمرغ را از دست داده بود امسال توانست به عنوان بهترین بازیگر مرد جایزه بگیرد. او بعد از دریافت جایزه گفت: «دلیل حضور من در اینجا این است که بگویم سینما مال ماست. مال همه ما. بدون اینکه آن را شقه شقه کنیم و به این وری و آن وری تقسیم نماییم.»
نکته: از ویژگیهای مثبت جشنواره امسال تنوع و تعددی بود که در قصهپردازی و نوع ژانر وجود داشت. از سوژههای خانوادگی و اجتماعی گرفته تا موضوعات سیاسی و سینمای جنگ. طنز و کمدی هم لابهلای این سوژهها بهچشم میخورد
حمید فرخنژاد نیز که همیشه به کم شانس بودن در جشنوارهها معروف بود بالاخره توانست دیپلم افتخار بهترین کارگردانی بخش فیلم اول را بگیرد.
مسعود کیمیایی نیز که پس از مدتها توانست از جشنواره فیم فجر سیمرغ بگیرد در این باره گفت: «نمیدانم این سیمرغ از 30 سال قبل جا مانده یا مال کسی بوده و به من رسیده؟ نمیدانم چه شده که بعد از این همه مدت این جایزه به من تعلق گرفته است.»
نشستهای جنجالی
جشنواره بیست و نهم را باید یکی از جنجالیترین و پرحاشیهترین جشنوارهها در سالهای اخیر دانست. مظاهر این جنجال را میتوان در نشستهای نقد و بررسی و مصاحبههای مطبوعاتی جستجو کرد. مهمترین این جنجالها را میتوان در ارتباط با نمایش فیلم پایاننامه به کارگردانی حامد کلاهداری ردیابی کرد که از زمان نمایش فیلم تا نشست رسانهای آن در برج میلاد و در امتداد آن در بازتابها و واکنشهایی که در روزنامهها و خبرگزاریها وجود داشت، ادامه یافت. هیاهو و شلوغی از سوت و کف زدن و هوکردن و انتقاد و اعتراضاتی که به این فیلم وجود داشت. پیش از این در هنگام نمایش فیلم فرزند صبح و نشست مطبوعاتی آن شاهد جار و جنجالهای رسانهای بودیم. فارغ از ارزیابی این جنجالها و حاشیههای پیرامونی آن و اینکه بخواهیم مهر رد یا تایید بر آن بگذاریم باید حضور این جنجالهای کلامی و قلمی و برگزاری نشستهای ملتهب و پرحاشیه را از ویژگیهای جشنواره امسال بدانیم. اگرچه در جشنواره پارسال فیلم زمهریر با جنجالهای رسانهای همراه بود این مساله در ارتباط با فیلمهای پایاننامه، فرزند صبح و کم و بیش گزارش یک جشن اتفاق افتاد و البته با عدم نمایش فیلم اخراجیها 3 مسعود دهنمکی در حاشیهها و ابهام بیشتری هم فرو رفت.
نزدیکی نگاه مردم و منتقدان
همیشه صحبت از این بود که نگاه و سلیقه مردم با منتقدان سینمایی از هم فاصله دارد و چه بسا فیلمی را که منتقدان از آن تعریف میکنند چندان مورد توجه مردم قرار نمیگیرد یا بالعکس. اما امسال دیدگاه و سلیقه مردم با منتقدان بشدت به هم نزدیک شد. جدایی نادر از سیمین و ورود آقایان ممنوع 2فیلمی بودند که بیشترین آرای تماشاگران مردمی را بهدست آوردند. دو فیلمی که از سوی منتقدان نیز مورد تایید و تمجید قرار گرفت. این دو انتخاب نشان داد که از یک سو تماشاگر عام نیز میتواند با فیلمهای خاص ارتباط برقرار کرده و آن را بپسندد و این یعنی اینکه میتوان به گونهای فیلم ساخت که هم مورد توجه تماشاگر عادی قرار بگیرد و هم منتقدان و مخاطبان خاص سینما نیز آن را دوست داشته باشند. اصغر فرهادی در کارهای قبلی خود نیز همین موفقیت را تجربه کرده بود. امسال نیز فیلم جدایی نادر از سیمین در بخش نگاه تماشاگران یا جایزه مردمی برگزیده شد. از سوی دیگر استقبال منتقدان از ورود آقایان ممنوع نشان داد که آنها برخلاف برخی تصورات کلیشهای با فیلمهای طنز و کمدی مخالف نیستند و اگر کار خوبی در این ژانر ساخته شود مورد توجه و اقبال آنها قرار خواهد گرفت. این اتفاق در جشنواره امسال میتواند مایه امیدواری شود که سینمای ایران به سمتی حرکت کند که نظر طیفهای مختلف مخاطبان را به خود جلب کند.
حضور پررنگ سیاست در سینما
بهرغم رابطه نزدیک و تاثیرگذاری که بین سینما و سیاست در کشور ما وجود داشته اما فیلمهایی که با سوژه سیاسی ساخته شده باشد در سینمای ایران کم است اما در جشنواره امسال ردپای سیاست در قصه یا پس زمینه فیلمها پررنگ تر بود. دست کم میتوان به 5 فیلم اشاره کرد که به شکل مستقیم یا نمادین با سیاست گره خورده بودند. پایاننامه، خیابانهای آرام، گزارش یک جشن، فرزند صبح و 33 روز. البته اخراجیها 3 را نیز میتوان به این فهرست اضافه کرد که در سالن سینمای میلاد برای اهالی رسانه به نمایش درنیامد.
سکانس پایانی
برای اهالی رسانه که به شکل حرفهایتری جشنواره را تجربه میکنند و حضور مستمری در آن دارند نحوه برگزاری جشنواره نه تنها یک حاشیه که اتفاقا گاهی به متن تبدیل میشود. متاسفانه بی نظمی در برنامهریزی و تغییر مدام زمان نمایش فیلم در جشنواره امسال بسیاری از اهالی رسانه و خبرنگاران را با مشکلات زیادی مواجه کرد. حتی در روزهای آخر جشنواره تا ساعاتی قبل از آغاز روزانه نمایش فیلمها کسی نمیدانست که کدام فیلم قرار است به نمایش گذاشته شود. یا برنامهها مدام تغییر کرده و جابجا میشدند. مثل همیشه امسال نیز منتقدان و بسیاری از اهالی رسانه که بیشترین نقش را در اطلاعرسانی و معرفی جشنواره به مردم داشتند کمترین سهم را برای حضور در مراسم اختتامیه گرفتند! جشنواره فیلم 2 بخش مهم دارد یکی کیفیت و محتوای آثار نمایشی و اینکه کارنامه سینمای ایران در چه وضعیتی قرار دارد و دوم نحوه اجرا و برگزاری جشنواره که ضعف و کاستی و بینظمی در آن فرآیند درست و دقیق اطلاعرسانی درباره آن را با موانع جدی روبهرو میکند. بخش مهمی از خاطرات تلخ و شیرین جشنواره ناشی از این بخش است. مثل همیشه اظهار امیدواری میکنیم که در سالهای آینده با برنامهریزی دقیق و حساب شده تری، کام شیرین جشنواره تلخ نشود.
سید رضا صائمی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....