نزدیک‌تر به خود

داستان‌نویسان ‌از راه رسیده‌اند

این روزها ویترین کتابفروشی‌ها پر از نام‌های ناآشناست و اگر نگاهی به شناسنامه کتاب‌ها بیندازید، می‌بینید که بیشتر نویسنده‌ها به روایت سال تولدشان، یکی از همین نسل سومی‌هایی است که دست کم چند سال اخیر را مشغول سیاه مشق بوده و حالا یا به مدد سرمایه شخصی خودش یا به کمک و حمایت ناشری که او را واجد ویژگی‌های یک نویسنده مشهور و پرفروش شدن دیده، اثرش را منتشر کرده است.
کد خبر: ۳۸۶۲۱۷

 جالب این‌که در این بازار بی‌رونق کتاب، خیلی از این آثار، ناگهان با اقبال عمومی هم مواجه می‌شوند. این نکته، هم نیازمند آسیب‌شناسی است هم نویدبخش آینده‌ای بهتر برای نسل جدید داستان‌نویسان ایرانی. اما آثار این نسل از نویسندگان ایرانی چه ویژگی‌های مشترکی دارد؟ نویسندگان نسل سومی ما چطور فکر می‌کنند و جهان‌بینی‌شان چیست؟

دغدغه‌ای از جنس امروز

نسل امروز از خودش می‌نویسد. در واقع درونمایه اکثر داستان‌های نویسندگان نسل سومی، دغدغه‌ها و ماجراهای همین نسل است که از قضا تفاوت‌های اساسی و عمده‌ای با آثار نویسندگان نسل‌های قبل دارد. اگر در آثار این‌دسته از نویسندگان دقت کنیم، آنچه در فضای داستان‌هایشان می‌گذرد، نسبتی با گذشته ندارد. در این داستان‌ها خبری از تجربه‌های تاریخی و اجتماعی دهه‌های قبل نیست و آنچه فراوان دیده می‌شود، شرح دلدادگی‌ها، سرگشتگی‌ها و آشفتگی‌های نسل امروز است که به نوعی در فضای مدرن امروز، دست و پا می‌زند و دنبال هویت می‌گردد. این ویژگی در عین این‌که منعکس‌کننده حال و هوای جامعه امروز است، گاهی آثار نویسندگان جوان را خالی از شناخت و اثرگذاری اجتماعی نشان می‌دهد و بخصوص باعث می‌شود نسل قدیم‌تر نویسندگان به آن با دیده تردید نگاه کنند و آثار جوانان را فاقد محتوا و جهان‌بینی تعریف کنند.

این ویژگی بی‌تردید بر نثر و زبان نویسندگان نسل سومی هم اثر می‌گذارد. نثر این دسته از نویسندگان عموما به گفتار امروز جامعه نزدیک‌تر است و اصطلاحات و کلماتی به آن راه پیدا کرده‌اند که در آثار داستانی نویسندگان قدیمی‌تر نمی‌توان نمونه‌هایی از آن یافت و از این لحاظ و از نظر محتوایی، می‌توان آثار نویسندگان جوان را آیینه جامعه امروز دانست؛ سرمایه‌ای که شاید با گذشت زمان ارزش آن بیشتر هویدا شود و نقش آن در شناخت ویژگی‌های جامعه امروز بیشتر شناخته شود.

نفی گذشته

در گذشته، رابطه مرید و مرادی بین نویسندگان جوان و پیر برقرار بود؛ یعنی تا چیزی را خوب نمی‌آموختند، به خود جرات اظهارنظر نمی‌دادند. قدیمی‌ترها نیز تا فراغت تام و تمام نداشتند، اجازه ملاقات نمی‌دادند. مقدمه‌نویسی بر کتاب جوان‌ها معمول بود که با ورود نیمه اول و دوم دهه 1350 این رسم و این نگاه از بالا برچیده شد تا جایی که امروز بندرت می‌بینید، شاعر صاحب‌نامی بر مجموعه شعری مقدمه بنویسد یا داستان‌نویسی بر مجموعه و رمانی...

با ورود نسل سوم به عرصه ادبیات ایران، چیزی به وجود آمده به نام «نفی گذشته ادبی» یعنی ورود داستان‌نویسان جوانی که حاضر نیستند آثار نویسندگان 50 سال اخیر کشور خودشان را بخوانند، چه رسد به آثار متاخرتر که می‌رسد به ادبیات مشروطه یا پیش از آن به داستان‌های نظم و نثر قرون گذشته.

درواقع این حقیقت وجود دارد که خیلی از جوان‌های اهل قلم ما اغلب هرچه خوانده‌اند، ترجمه‌های دست و پاشکسته آثاری است که سال‌هاست خود اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها فراموشش کرده‌اند. در حالی که خیلی از استادان داستان‌نویسی معتقدند راه پیشرفت ادبیات داستانی ما تکیه زدن به گذشته ادبی و درک تجربه‌های روزگار دور و نزدیک است؛ تجربه‌ای که براساس آن می‌توان انتظار داشت علاوه بر درک دوره‌های تاریخی ادبیات داستانی ایران، شناخت بهتری هم از اوضاع و احوال امروز جامعه به دست بیاید.

با پول جیب خودم!

یک ویژگی دیگر نویسندگان امروز این است که خیلی از آنها جرات می‌کنند و خودشان آثارشان را منتشر می‌کنند. در حالی که ابزار و رسانه‌های جدیدی در اختیار نسل جدید داستان‌نویسان ایرانی است که قبلا در اختیار نویسندگان تازه کار نبود، حالا شجاعت چاپ کردن اثر با تکیه بر سرمایه شخصی بیشتر شده است. خیلی از نویسندگان جوان امروز این فرصت را دارند که در وبلاگ‌ها و سایت‌های ادبی حضور خودشان را به اثبات برسانند و به این ترتیب قبل از انتشار آثارشان در جامعه مجازی ادبی شناخته شوند. در واقع امروز تعداد زیادی سایت، وبلاگ و گروه مجازی وجود دارند که بدون نیاز به صرف هزینه، آثار نویسندگان جوان را منتشر می‌کنند و جای خالی مجلات و نشریه‌های ادبی را که زمانی بهترین فضا برای معرفی چهره‌های جدی به عرصه داستان‌نویسی بودند، پر کرده است. حالا پس از صرف مدت زمانی حضور در جامعه مجازی و کسب نام و شهرت، اقدام به چاپ اثر کار راحت‌تری برای نسل‌سومی‌ها خواهد بود؛ ضمن این‌که این امکان را به نویسندگان جوان خواهد داد که بی‌منت حمایت ناشران، تجربه‌های اولیه خود را به صورت کتاب منتشر کنند.

آنها به این ترتیب در آزمونی بزرگ‌تر از چاپ یک داستان کوتاه در مطبوعات شرکت می‌کنند که اگر قبول شدند، ادامه می‌دهند و اگر نه چه‌بسا به راه دیگری بروند.

شادی جهان‌بین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها