حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سال گذشته وقتی نام «داریوش مهرجویی» در کنار «مهدی کرمپور» بر تیتراژ فیلم 2اپیزودی «تهران/طهران» نقش بست، بسیاری معترض شدند که این کجا و آن کجا؟! فیلم داستانی بود از 2نسل. نسل قدیم به روایت کارگردانی ازهمان نسل با زبانی نرم و لطیف و خاطره انگیز و نسل جدید به روایت کارگردانی جوان با نگاهی سرکش و برگرفته از ایدئولوژی نسل امروز. در نگاهها اما تعصب هم به چشم میخورد و آنها که بدبینترند، معتقدند که ما همچنان گول نامهای بزرگ را میخوریم وگرنه این یکی، کم از آن یکی نداشت یا برعکس! اما بههرحال «تهران/طهران»، واضحترین نمونه تعامل 2 نسل متفاوت کارگردانی در کنار هم بود که منتقدان و سینماگران را واداشت تا با وجود واکنشهای معترضانهای که از خودشان نشان دادند، در خلوت خودشان بیندیشند اگر نسل مخاطب در حال تغییر است، لازم است که فیلمسازان نیز خودشان را همپای سلیقه او پیش ببرند. فیلمهای دیگری هم بودند که بهخاطر ناآشنا بودن نام کارگردانهایشان در سالنهای خلوتتری اکران شدند، اما سکوت سالن باعث نشد تا نگاه نو و پرداخت هوشمندانه در آنها مهجور بماند. در روزهای اکران دیدیم که «دموکراسی تو روز روشن»، فیلم کارگردان جوان کشورمان در بالاترین ردیف فروش فیلمهای سال قرار گرفت و«بدرود بغداد» مهدی نادری، تنها نماینده سینمای کشورمان شد که برای رقابت به مراسم اسکار فرستاده شد. مجید برزگر، بهرام توکلی، محسن امیریوسفی، عبدالرضا کاهانی و حامد کلاهداری دیگر نامهای ناآشنایی بودند که سال گذشته باعث شدند تا اعتماد متولیان سینمای کشورمان، بار دیگر متوجه نسل جوان و توانمندیهای آنان شود.
3 نسل و یک جشنواره
حمید سلیمی، فیلمنامهنویس جوانی که با دو فیلم «بهشت اینجاست» و «چشم» در جشنواره امسال حضور دارد، همچون بقیه به جشنواره امسال خوشبین است. او میگوید: «شاید سال گذشته حضور جوانها در یک فضای خنثی شکل گرفت اما امسال، 3 نسل متفاوت از فیمسازان کشورمان در جشنواره حضور دارند و این تفاوت نسلها در کنار هم باعث میشود تفاوت دیدگاهها هم مشهودتر باشد. ضمن آنکه تنوع آثار، هماز نظر مضمون و هم به لحاظ فرم، بسیار بالاست. امسال نه میشود از نامهای بزرگی چون مهرجویی، عیاری، میرکریمی، حاتمی کیا، تبریزی و صدرعاملی گذشت، نه از نامهای معتبری چون اصغر فرهادی، عبدالرضا کاهانی، سامان سالور و علیرضا داوودنژاد و نه از افراد صاحب سبک و سلیقهای چون عطشانی، صاحب زمانی، معیری و دیگر جوانها. امسال حتی حمید فرخنژاد هم بختش را در کارگردانی آزموده است باید دید آنچه ساخته، چگونه از آب درآمده. تفاوت این نامها در کنار هم یعنی تفاوت نگاه، تفاوت سلیقه، تنوع در سبک و شانس انتخاب برای مخاطب که میتواند سرآغاز یک تحول مثبت در سینمای ما باشد. اگر «جیمز کامرون» چندین سال پیش، «تایتانیک» را مطابق با سلیقه نسل آن روز ساخت، امروز این را هم درک میکند که باید «آواتار» را بسازد تا همچنان سالنهای نمایش فیلمش پر از تماشاگر باشد. البته که کامرون در این 17سال تغییری نکرده اما خیلی سادهانگارانه است که فکر کند مخاطبش هم در این سالها تغییر نکرده باشد.
اگر کارگردانهای صاحبنام هالیوود چنین تصوری داشتند، سینمای آنها هم به وضعیتی شبیه سینمای ما دچار شده بود. اما حالا که اینجا، فیلمسازان قدیمی و کهنهکار از حرف خودشان کوتاه نمیآیند و بعد از سالها هنوز به همان سبک و سیاق خودشان فیلم میسازند، انگارنه انگار که مخاطبان امروزشان، نوه و نتیجههای مخاطب دیروزشان هستند، شاید این فرصتی باشد که به لطف تنوع نگاه و سلیقه فیلمسازان جوان، گیشههای سینمای ما هم تکانی بخورد و رونق و جذابیت به سینمای ما بازگردد. ما هم مثل خیلیها معتقدیم رقابت جوانان در جشنواره بیست و نهم دیدنی خواهد بود؛ حتی اگر همه فیلمها همانی نباشند که انتظارشان را داریم.
مصائب جوانی
حامد کلاهداری، جوانترین کارگردان حاضر در جشنواره بیست وهشتم فیلم فجر با وجود مقاومتهای منتقدان با فیلم «شکلات داغ» خوش درخشید و شاید همین تجربه خوب باعث شد تا فیلم پر سروصدای «پایاننامه» را برای جشنواره امسال آماده کند. کلاهداری بعد از آن که از شور و شوق اولین حضورش در جشنواره میگوید، از مصائب جوان بودن درسینمای ایران نیز گلایه میکند. او بهخاطر جو ناآرامی که سال گذشته علیه فیلمش در جشنواره ایجاد شد، با توافق تهیهکننده فیلمش را از بخش مسابقه حذف کرد. او میگوید: «حسادت، بزرگترین معضلی است که در سینمای ایران سد راه جوانها میشود. وقتی یک کارگردان جوان فیلمی میسازد، دیگران به صرف جوان بودن کارگردانش بیتفاوت از کنار فیلم میگذرند و غیرعادلانه در مورد آن قضاوت میکنند. گویی برای دیگران سنگین است که جوانی آمده و فیلمی ساخته در قد و قواره جشنواره.» گذشته از مسائل و اتفاقات جشنواره سال قبل اما، کلاهداری از امیدش به «پایاننامه» میگوید. به ادعای خودش این فیلم سختترین تجربه سینمایی او بوده و خواهد بود.او میگوید: «بعد از این هر فیلم دیگری که بسازم برایم آسانتر از پایاننامه خواهد بود.»
بهعقیده کلاهداری از این به بعد باید فرصت به جوانها داده شود؛ چراکه با اتفاقات عجیبی که در یکی دو سال گذشته در سینمای ما افتاده، از این به بعد 80 درصد جریان سینما را جوانها رقم خواهند زد و مطمئنا امسال اتفاق بزرگی خواهد افتاد. از نظر او جشنواره امسال استعدادهای زیادی را معرفی خواهد کرد. کلاهداری میگوید: «باید منتظر معرفی پدیدههای جدید باشیم. سینما دارد دچار یک خانهتکانی بزرگ میشود و این مساله، خیلیها را نگران کرده است.» او این مساله را سیاستی برای ورود استعدادهای جدید و شکلگیری فضایی نو برای سینمای ایران میداند.
مرسده بابایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....