حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
فصل اول: جرقه مبارزه با فوتبال دوقطبی
توجه بیش از حد به پرسپولیس و استقلال سبب شده بود که بازیکنان تمام آمال و آرزوی خود را در این دو تیم جستجو کنند، در حقیقت پوشیدن پیراهن قرمز و آبی راه میانبری بود برای رسیدن به تیم ملی و حتی راهیابی به تیمهای باشگاهی خارج از کشور.
آن زمان یک شعار تکراری هم زیاد شنیده میشد، اینکه: «هر وقت پرسپولیس و استقلال قوی باشند تیم ملی قویتری هم خواهیم داشت.» اما با گذشت زمان موجی به راه افتاد تا با فوتبال دوقطبی مبارزه کند، مبارزهای که هدف اصلی آن گسترش فوتبال در تمام شهرهای ایران و تقویت تمام تیمهای حاضر در سطح اول فوتبال کشور بود تا عاقبت به افزایش کیفیت مسابقات لیگ برتر و داشتن تیم ملی قویتر بینجامد.
فصل دوم: به قدرت رسیدن باشگاههای شهرستانی
برخی باشگاههای شهرستانی گام نخست را برای ایستادن مقابل فوتبال دوقطبی برداشتند. اول با معرفی خود به عنوان بهترین تیم شهرستانی لیگ، بعد با قهرمانی و نایبقهرمانی در لیگ و جامحذفی و در نهایت خودنمایی در لیگ قهرمانان آسیا با صرف هزینههای کلان، برنامهریزی بلندمدت و مدیریت مطلوب و با ثبات.
دو قطبی قدرت در پایتخت به مرور زمان به سایه رفت، تیمهای دیگر علاوه بر در اختیار داشتن فاکتورهای لازم برای رسیدن به موفقیت به دلیل دوری از حاشیههای مرسوم فوتبال ما که در پرسپولیس و استقلال بیشتر دیده میشود گوی سبقت را از رقبای خود ربودند و درست به دلیل همین ویژگیها جاذبه بیشتری برای حضور بازیکنان ستاره و آماده لیگ داشتند. پول بیشتر و آرامش تضمین شده بسیاری از بازیکنان نامدار را مجاب کرد تا مثل سالیان قبل در رویای پرسپولیس و استقلال نباشند و به این ترتیب پرسپولیس و استقلال از آن تیمهای قدرتمندی که روزگاری ستون تیم ملی به حساب میآمدند فاصله گرفتند.
فصل سوم: سنتشکنی در تیم ملی
تیم ملی در طول چند سال اخیر نه یک باره اما کمکم به سوی سنتشکنی پیش رفت، پیشتر 90 درصد فهرست مدعوین تیم ملی را سرخابیها تشکیل میدادند، اما سهمیه حضور بازیکنان پرسپولیس و استقلال در تیم ملی با درخشش تیمهای باشگاهی دیگر از یک سو و افت سرخابیها از سوی دیگر از اردویی به اردوی دیگر کمتر شد.
اما در بین مربیانی که در راستای مبارزه با فوتبال دو قطبی نگاهی متفاوت به سایر بازیکنان آماده لیگ داشتند بدون شک افشین قطبی سردمدار بود، جایی که در تمام اردوهایش بیشتر از 4 بازیکن از تیمهای قرمز و آبی پایتخت نداشت، بازیکنانی که حتی وقتی دعوت میشدند مثل گذشته تضمینی برای حضور مداومشان نبود تا این که عاقبت سرمربی تیم ملی با جسارتی کمنظیر در آخرین تصمیم خود پیش از جام ملتها تیمش را با دو بازیکن از پرسپولیس و یک بازیکن از استقلال بست تا به نوعی خطر بزرگی کرده باشد. این موضوع برای هوادارانی که روزگاری تیم ملی را به واسطه حضور بازیکنان تیم محبوبشان در مالکیت خود داشتند بسادگی قابل پذیرش نبود و همین میتوانست محبوبیت تیم قطبی را تحتتاثیر قرار دهد، اما او ایستاد و ترجیح داد که پایبند تفکرات خودش باشد تا فضای حاکم بر فوتبال ما.
نکته: افشین قطبی در طول مدت حضورش در تیم ملی در مبارزه با فوتبال دوقطبی سردمدار بود. او برای نخستین بار با دعوت از 3 بازیکن سرخابی سنتشکنی و در شروع مسابقات جام ملتها چهره تازهای از تیم ملی را رونمایی کرد
انتقاد همیشه و در هر حالتی در فوتبال ما بوده و هست، این بار هم مستثنی نبود، این که بازیکنان باتجربه پرسپولیس و استقلال به خاطر بازی کردن در شرایط سخت بیشتر به درد تیم قطبی میخوردند یا این که با حضور پر تعداد بازیکنان سپاهان و ذوب آهن در تیم ملی قطب دیگری بر فوتبال ملی سایه افکنده و به جای دو قطبی بودن تک قطبی شده یا از این دست، اما با چشمپوشی از اندک اشتباهاتی که متوجه فهرست منتخب افشین قطبی بود، باید گفت تمام بازیکنانی که عازم دوحه شدند تقریبا از بهترینهای لیگ هستند و اتفاقا حتی اگر تجربه بازی در تیمهای بزرگ پرسپولیس و استقلال را ندارند، اما تجربه حضور در میدانهای بزرگ آسیایی همراه تیمهای باشگاهیشان را در کارنامه دارند.
فصل چهارم: توانستن
همه منتظر شروع جام ملتها بودند تا در میدان عمل مشخص شود که تیم قطبی با تمام ویژگیهایش چند مرده حلاج است، بازی ایران با غلبه بر عراق، مدافع عنوان قهرمانی رونمایی شد و برخلاف پیشبینیها نشان از آمادگی و قدرت ملیپوشان ما داشت.
بعد از پیروزی بر عراق خیلیها درصدد برآمدند تا به واسطه گلهای رضایی و مبعلی سند پیروزی تیم ملی را به نام پرسپولیس و استقلال بزنند، حتما اگر کریم انصاریفرد هم در فصل نقل و انتقالات به پرسپولیس میپیوست حالا پیروزی بر کره شمالی با تکگل 3 امتیازی این مهاجم دلیل دیگری میشد برای حمایت از فوتبال دوقطبی، اما واقعیت این نیست، رضایی و مبعلی مهاجمان تیم ملی هستند و چه وظیفهای غیر از گلزنی برای یک مهاجم در اولویت است، اگر کمی منصفانه عملکرد تیم ملی را بررسی کنیم آن وقت خواهیم گفت که از بازی زیبای تکتک بازیکنان نمیتوان گذشت.
سپاهان، ذوبآهن، ملوان، سایپا، پرسپولیس، استقلال و بقیه به یک اندازه سهم دارند و این شاید بزرگترین تفاوت تیم قطبی با تیمهای ملی در ادوار گذشته است.
فصل پنجم: ردپای قطبی در شکستن حصار دوقطبی
در مورد موفقیت تیم ملی در دوحه تا این مرحله کسانی که تجربه همراهی این تیم را به عنوان کادر فنی دارند نظر جالبی دارند، نظریهای که اتفاقا مبتنی بر فاصله گرفتن قطبی از انتخاب بیرویه بازیکنان سرخابی است.
پیشتر یعنی سالهایی که ترکیب اصلی تیم ملی در اختیار پرسپولیسیها و استقلالیها بود، گاهی بازیکنانی که حتی شایسته نبودند جایگاه خود را تضمین شده میدانستند.
همین افراد با ایجاد تفرقه و حاشیه در اردوها باند تشکیل میدادند و تیم ملی از هدف اصلی خود دور میشد. عدهای بر این باورند که قطبی با شناخت از فوتبال ما کمکم بازیکنان کمحاشیه را به اردو فراخواند تا تیمش از چنین آفتهایی مصون بماند. بازیکنانی که به دوحه اعزام شدند اغلب در چارچوب این تفکر میگنجند و از معدود دفعاتی است که تیم ملی ما بدون حاشیه و متحد پیش میرود.
بنابراین شکسته شدن حصار دوقطبیها توسط افشین قطبی چندان هم به ضرر تیم ملی نشده است و بعید نیست که با قهرمانی ایران در جام ملتها به پایان برسد، به نظر میرسد پرسپولیس و استقلال برای این که از قافله عقب نمانند باید برای بهتر بودن بیشتر از اینها تلاش کنند.
سارا احمدیان / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....