حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
استاد بر صندلیاش تکیه میزد و کتابی کادوپیچی شده را از رو، کلمه به کلمه میخواند. شیوه خواندنش دقیقا خاطرات کلاسهای دیکته دبستان را برایمان زنده میکرد. برخی کلمات را میکشید و برخی جاها توقف میکرد تا دانشجویانی که از نوشتن عقب افتادهاند، خودشان را برسانند.
چند بار بچهها اصرار کردند که استاد نام کتابش را بگوید تا آنها بتوانند با کپی گرفتن از صفحات مورد نظر از شر دیکته نوشتنهای مدام هفتگی خلاص شوند؛ اما استاد هر بار به شیوهای توجیه کرد و نگذاشت راز نهانش آشکار شود. احتمالا استاد معنای این شعر حافظ را خوب درک کرده بود که مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز. اگر راز استاد برملا میشد دیگر کسی در کلاسهایش شرکت نمیکرد و جلسات علمی استاد از رونق میافتاد.
استاد دیگری داشتیم که سر کلاس، زمین و زمان را بههم میبافت و درباره همه چیز حرف میزد جز آن چیزی که باید دربارهاش صحبت کند.
دانشجویان تقریبا تمام خاطرات و اطلاعات شخصی استاد را از حفظ بودند. این که به قول خودش «بیزنسمن» موفقی است و به آب باریکه دانشگاه دل نبسته است. این که استاد با آن که روزنامهنگاری را تدریس میکند، خودش میانه خوبی با روزنامهها و مجلات ندارد. این که استاد تا بهحال به هیچ تحریریهای پا نگذاشته و روزنامهنگاری را کاری سطحی و غیرعلمی میداند. این که استاد هیچ روزنامهای را نمیخواند و به روزنامهنخوان بودنش افتخار میکند. این که از نظر استاد، دانشگاه یعنی جایی که در آن سر و کله دانش، فقط گاهی پیدا میشود.
او با فضای مجازی اینترنت هم قهر بود و معتقد بود دانشجویانی که دنبال گشت و گذار در شبکههای اجتماعی هستند فقط دارند وقتشان را تلف میکنند.
این دو موردی که اشاره کردم جزو استثناهای جامعه دانشگاهی هستند. اگر بخواهیم حق مطلب را اداکنیم باید اشارهای داشته باشیم به خیل فراوان اساتیدی که تسلطشان در امر تدریس زبانزد است و عمرشان را صرف آموختن و آموزاندن کردهاند. خوشبختانه جریان غالب را اساتیدی تشکیل میدهند که عاشق حرفهشان هستند و تلاش میکنند دانشجویان را از تجربه و دانششان بهرهمند سازند.
بارها دیدهایم که اساتید دانشگاهی از بیانگیزه بودن دانشجوها گلایه کردهاند. اساتید میگویند دانشجویان پشتوانه علمی ضعیفی دارند و سر کلاس هم علاقهای به فراگیری نکات جدید نشان نمیدهند. فکر میکنم بد نباشد یک بار هم مساله را از نگاه دانشجویان بررسی کنیم. دانشجویان هم در این حوزه حرفهای زیادی برای گفتن دارند. اما چون تریبونی برای بیان ندارند، حرفهایشان ناگفته مانده است.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....