چرا فیلسوف مشهور یهودی، لیوپنسکر در سال 1850 میلادی گفت: یهودیان باید به شهری عقبمانده هجرت کنند و در آنجا دولتی تشکیل دهند؟ با قبول این دلیل جاهلانه ، سؤال دیگری نیز بیجواب میماند، چرا که: یهود فقط 704 سال در فلسطین سکونت داشتند، آن هم زمانی که دولت مفهومی نداشت ولی بیش از 2000 سال از فلسطین رانده شدند، در حالی که قانون اسرائیل چنین میگوید: اگر از آواره شدن شخص عربی 4 سال گذشته باشد، به هیچ وجه حق بازگشت به وطن خود را ندارد. سوال اینجاست که چگونه ممکن است ملتی که بیش از 2000 سال بیرون از فلسطین بوده، حق دارد با سرنیزه آن را به تصرف خود در آورد و ساکنان آن را آواره کند؟
این مطلب را نیز باید به گفتههای خود اضافه کنیم که بنا کنندگان و وارثان اصلی پایتخت فلسطین یعنی بیتالمقدس عربها بودند، در تمام کتابهای تاریخی نیز آمده است که حدود 3000 سال پیش از میلاد، یابسیها که شاخهای از قبیلههای کنعانی عرب هستند، بیتالمقدس را بنا کرده و آن را یبوس نامیدند، کنعانیها نیز آن را اورسالم (یعنی شهر سالم و آرامش) نامیدند که این نام از ملک صادق پادشاه کنعانیها که شخص انسان دوستی بوده و او را ملکالسلام (یعنی پادشاه آرامش) میگفتند، گرفته شده است، ولی یهودیان که در تلفظ، سین را به شین تبدیل میکنند، آن را اورشلیم نام نهادند.
رومانیها نیز بیتالمقدس را هیروسلیما نام نهادند که نام اروپایی آن چیروسالم میشود. هدریان امپراتور روم در سال 139 میلادی آن را ایلیا کابیتولینا نام نهاد که تا زمان عثمانیها به این اسم مشهور بود ولی عثمانیها آن را قدس شریف نامیدند. دیگر آنکه چند قبیله پراکنده و بیابانی عبری در صحراهای فلسطین آن هم برای مدت بسیار کمی سکونت داشتند که قبیلههای بسیار بزرگی از کلدانیها، آشوریها، کنعانیها، آرامیها، حثیها و ایرانیها نیز در آنجا ساکن بودند، آیا این حق طبیعی فقط برای قبیله عبری بود؟!
و اما جوابهای دیگر به این سوال: غیرصهیونیستها در جواب این سوال میگویند: به دلیل اینکه سایر ملتها از افکار شیطانی و غیرانسانی آنها راحت شوند.
این جواب نیز شباهت زیادی به جواب قبلی دارد زیرا ما به چشم خود میبینیم که پس از قیام اسرائیل مشکل به صورتی وحشتناکتر خودنمایی کرده و اگر دنیا از آنها ناراحتتر نشده باشد هیچگونه راحتی نیز برای آنها ایجاد نشد.
با تمام این مسائل زمینهایی که تاکنون اسرائیل گرفته است، گنجایش تمام یهودیهای دنیا را ندارد و فقط 60 درصد از یهودیهای دنیا میتوانند در آن سکونت داشته باشند. شاید آنها بگویند: باید شرق اوسط را نیز تخلیه نمود تا همه یهودیها بتوانند در آن زندگی کنند. ولی کدام عقل چنین قضاوت میکند؟
وبلاگ پروانهها مینویسند