داستان اسباب بازی 3 که از سوی هفتهنامه تایم به عنوان بهترین فیلم سینمای جهان در سال ???? نیز انتخاب شده با فروش بیش از 606 میلیون دلار در خارج از آمریکای شمالی و فروش جهانی بیش از یک میلیارد دلار، پرفروشترین فیلم انیمیشن تاریخ سینمای جهان نام گرفته است. این فیلم اخیرا نامزد دریافت جایزه بهترین انیمیشن از بیستودومین دوره جوایز سالانه انجمن تهیهکنندگان آمریکا شده است (اسکرین دیلی، خبرآنلاین و خبرگزاری مهر).
داستان اسباب بازی 3 داستان زندگی وودی، باز، جسی، اسلینکی، آقا و خانم سیبزمینی و دیگران است؛ اسباب بازیهای پسربچهای به نام اندی که حالا دیگر بزرگ شده و میخواهد به دانشگاه برود. پس طبیعی است که دیگر به اقتضای سن و سالش نمیتواند با این اسباب بازیهای قدیمی بازی کند و ناچار است یا به سفارش مادرش آنها را به مهدکودک اهدا کند، دور بریزد یا در اتاق زیر شیروانی انبارشان کند. اسباب بازیهای اندی نیاز دارند صاحبشان با آنها بازی کند و هیچکدام از این گزینهها را دوست ندارند. این چالش نخستین، ماجراهایی را برای اسباببازیها به وجود میآورد که داستان اسباببازی 3 نام گرفته است. ماجراهایی جذاب و دیدنی و پر از تعلیق و دلهره که فیلم در بستر این وقایع روایت میشود. با این حال، داستان اسباببازی 3 به لایه اول محدود نیست و حاوی معنایی نمادین در باب دوستی، کودکی و خاطرات گذشته و همچنین دربردارنده پیامهایی سیاسی ـ اجتماعی است که مختص مخاطب بزرگسال است؛ اگرچه در ناخودآگاه کودکان نیز به شکلی غیرمستقیم تاثیر خود را میگذارد. داستان اسباب بازی 3 از این نظر یکی از عمیقترین انیمیشنهای سالهای اخیر به لحاظ مضمونی و محتوایی است. لوتسو به وضوح یادآور پدرخواندههای فیلمهای مافیایی است که در پس شخصیت منفی خود، گذشتهای ترحمبرانگیز دارند و از این رو نه شایسته ترحم و بخشش هستند و نه مستحق انتقام و مجازات. صحنههایی از فیلم که در مهدکودک میگذرد و موضوع آن تقابل میان اسباببازیهای اندی با دار و دسته لوتسو است به وضوح یادآور فیلمهای جاسوسی و مافیایی است و شاید از همین رو به 2 عنصر شکنجه و اعتراف نیز اشاره خاص دارد. چه وقتی عروسک باربی با استفاده از نقطهضعف کن سعی دارد از او حرف بکشد و چه وقتی باند لاتسو به زور شکنجهای که البته نشان داده نمیشود، چاتر تلفن را وادار به لو دادن عروسکهای شورشی اندی میکنند و ما میدانیم که این شورش دلیلش آزادیخواهی است نه چیز دیگر.
در تحلیل محتوایی انیمیشن داستان اسباببازی3 از منظر توجه به مخاطب کودک، 2 نگاه مختلف میتوان داشت. اگر ارتباط این انیمیشن را با مباحث تربیتی مربوط به آموزش مفاهیم انسانی و مهارتهای زندگی به کودک مورد توجه قرار دهیم، این فیلم نمره بالایی را به دست خواهد آورد چراکه با زبانی کاملا کودکانه توانسته مسائلی را که بزرگسالان هم گاه از درک درست آن عاجز هستند به مخاطب خردسال خود منتقل کند، اما اگر مناسب بودن حال و هوای انیمیشن با مقتضیات دوران کودکی را مدنظر داشته باشیم آن وقت به این فیلم میتوان انتقادهایی جدی و مهم داشت. مهمتر از هر چیز ارتباط باربی با کن است که مسالهای کاملا بزرگسالانه است. همینطور روابطی که بین وودی و جسی و بعدا میان باز و جسی مشاهده میشود. کودک یا متوجه تفاوت این ارتباط با روابط انسانی دیگر نمیشود ـ که این بهترین حالت قضیه است ـ یا اگر بشود، معنایش ورود نابهنگام کودک به دنیای بزرگسالی است و این مهمترین خطری است که کودکان امروز را تهدید میکند. درست است که این فیلم بر اساس فرهنگ غربی ساخته شده و در آنجا این چیزها عادی است، اما در میان انیمیشنهای غربی هم هستند نمونههایی که به این مساله توجه خاص داشته و در دام این عادت رایج گرفتار نشدهاند.
اما برسیم به تحلیل ساختاری این فیلم و بررسی آن از جنبه سینمایی و هنری. از شخصیتها شروع میکنیم. از ویژگیهای اصلی این فیلم، استفاده درست از شخصیت و بهکارگیری صحیح آن در روند روایت است. شخصیتهای انیمیشن داستان اسباب بازی 3 هم واقعیاند هم فانتزی. یعنی وقتی آنها را در حضور انسانها میبینیم واقعیاند. نه میتوانند حرف بزنند، نه راه بروند، نه هیچ نوع فعالیت دیگری داشته باشند، اما وقتی تنها میشوند یا از نظر انسانها پنهان میمانند آن وقت است که غیرواقعی و خیالانگیز میشوند و همه کاری از دستشان برمیآید. البته هر کاری که در تواناییشان باشد، مثلا اسباببازیهای عروسکی میتوانند حرف بزنند و بشنوند چون گوش و دهان دارند و در عالم واقع این استعداد در آنها قرار داده شده که بتوانند در عالم خیال از آن بهره بگیرند، اما به طور مثال چاتر تلفن یا تلفن پرحرف که گوش و دهان ندارد فقط از طریق گوشیاش قادر به تکلم و ارتباط کلامی با دیگران است. کامیونی هم وسیله نقل و انتقال لوتسو است نه دهان دارد نه گوش و نه گوشی، نه قادر است حرف بزند نه بشنود نه شاید حتی ببیند، بلکه فقط راه میرود چون چرخ دارد. طراحی شخصیت این فیلم به گونهای انجام شده که فیلمنامهنویس نه آزادی عمل کامل داشته باشد و نه محدود باشد و نتواند داستانش را بر مبنای این شخصیتها پیش ببرد. بلکه ناچار است در همان چارچوب دقیقی که طراحی شده داستان را روایت کند. استفاده از قابلیتهای رئال شخصیتها در دنیای فانتزی به قدری حساب شده است که چشم جا مانده خانم سیبزمینی در خانه هم برای خودش کارکرد داستانی دارد و این ویژگی، خودش وسیلهای است برای باورپذیرشدن آن صحنهای که آقای سیبزمینی چشم، گوش، دهان و بینیاش همه را از بدن جدا میکند و با چسباندن آنها به یک قطعه نان، تبدیل به آقای نان مکزیکی میشود و در نتیجه انعطافپذیرتر شده و تواناییهایش برای کمک به اجرای نقشه فرار افزایش مییابد.
به لحاظ فیلمنامه و طرح داستانی، داستان اسباببازی3 خیرهکننده است. این ایده که اسباببازیها سرنوشت غمانگیزی دارند که فراموش شدن و بیاستفاده ماندن است و دلیلش هم بزرگ شدن بچههاست به تنهایی سرشار از معنا و مفهوم است و همچنین مستعد شرح و بسطی کامل و دراماتیک. نوع پرداخت این ایده هم کاملا قابل دفاع و ستودنی است. ممکن است از اول بدانیم که آخرش همه چیز به خوبی و خوشی تمام خواهد شد، اما امکان ندارد حدس بزنیم چگونه. شاید در آن صحنهای که شخصیتها دارند به سمت بخش ذوبشدن زبالهها رانده میشوند، مطمئن باشیم که بالاخره یک جوری نجات پیدا میکنند، اما امکان ندارد حدس بزنیم بوسیله کوچولوهای فضایی عشق چنگک، از این مخمصه رها میشوند با اینکه قبلتر دیدهایم که این کوچولوها، به عشق چنگک و بازی با آن از جمع جدا شدهاند. غافلگیریهای داستانی این فیلم هیچکدام ناگهانی و بدون پیشزمینه نیستند. برای همهشان قبلتر کاشت داستانی انجام شده، ولی نکته اینجاست که این کاشتها تا قبل از برداشت، فهمیده نمیشوند و لو نمیروند.
در استادانه بودن کارگردانی انیمیشن داستان اسباب بازی 3 نیز همین بس که با موجز و مفید کردن صحنهها و حذف نماهای اضافی و در عوض استفاده از تقطیعهای کوبنده و در یک کلام با پرهیز از زیادهگویی و اطناب، به مخاطب خود اجازه سرخاراندن هم نمیدهد، همچنین با زمانبندی درست و دقیق، با خرد کردن نماهای مختلف صحنهها در هر سکانس و با استفاده بجا از مونتاژ موازی بخصوص در صحنه فرار از مهدکودک، نه فقط حق فیلمنامه خوب اثر را به بهترین شکل ادا میکند، بلکه به مخاطبی که ششدانگ حواسش را به فیلم جلب کرده فرصت فهمیدن میدهد و او را در انبوه اطلاعات و موقعیتها سرگردان رها نمیکند. آن جذابیت و این سادگی، انیمیشن داستان اسباب بازی3 را تبدیل به اثری میکند که به لحاظ ساختاری، مناسبت کامل با اصلیترین مخاطبان خود یعنی کودکان دارد.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم