الحیات / مترجم: قبس زعفرانی

جهان در انتظار نظامی جدید

با فرارسیدن سال 2011، جهان وارد دهه دوم قرن 21 شد، اما همچنان به دنبال نظام جهانی نوینی برای خود است تا آن را جایگزین نظام تک قطبی‌ای کند که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و بلوک شرق بر جهان حاکم شد.
کد خبر: ۳۷۹۷۲۱

با ورود به دهه جدید این‌گونه به نظر می‌رسد که جهان هنوز سردرگم است،‌ طی 55 سالی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون می‌گذرد،‌ آمریکا و همپیمانان غربی‌اش بر سازمان‌ها و موسسات بین‌المللی حاکم گردیدند. نهادهایی که توسط این کشورها تحت عنوان سازمان‌های چند ملیتی مانند سازمان ملل متحد و موسسات مالی بریتون وودز تاسیس شدند و طی فعالیت خود تلاش می‌کنند ، زمینه مناسب شکل‌گیری و سازماندهی دوره‌ای نسبتا شکوفا و با ثبات را در مرحله پس از جنگ فراهم کنند.

صرف نظر از ابعاد مثبتی که توسط نظام جهانی پیشین محقق شد، جهان در آن دوران شاهد تغییر و تحولات گسترده‌ای‌ شد و همین موضوع موجب گردید تا نیاز به نظام نوینی پیدا شود که به رویارویی با مشکلات و چالش‌های جهانی برود، مشکلاتی که با سرعت و در نتیجه ظهور کشورهای بزرگ جدید ـ قدیم در عرصه جهانی بروز می‌کردند. این بار قدرت‌های جدید نوظهور سر از قاره پیر و کهن یا قاره آمریکای شمالی برنمی‌آوردند، بلکه کشورهایی چون چین، برزیل و هند بودند که پا به عرصه رقابت جهانی می‌گذارند و می‌روند تا نقش مهم و پر رنگ‌تری را در این عرصه ایفا کنند. این تغییر و تحولات درحالی رخ می‌دهد که جهان با چالش‌ها و قضایایی پیچیده و بغرنج مانند تغییر وضعیت آب و هوا و بحران‌های اقتصادی و تروریسم بین‌الملل و کشورهای ورشکسته یا رو به ورشکستگی مواجه ‌شده است و همین عوامل موجب شد تا عرصه بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری نیازمند همکاری و حمایت بین‌المللی باشد تا با حفظ انسجام خود به مقابله با خطرات ناشی از جنگ‌های خانگی و گرسنگی برود.

از این‌رو نیاز به شکل‌گیری نظام نوین جهانی عادلانه‌تر در جهان بخصوص میان کشورهای رو به رشد بیش از پیش افزایش یافت، اما فاجعه اینجا بود که شکل‌گیری چنین نظامی غیرممکن یا حداقل تا حدود زیادی غیرممکن می‌نمود. بر این اساس ورود به سال جدید میلادی سوالاتی پیرامون اوضاع و احوال جهانی پیش روی ما قرار می‌دهد که نیازمند توجه و پاسخگویی است: این که احتمال تغییر و تعدیل موسسات و سازمان‌های بین‌المللی چون سازمان ملل متحد و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و سازمان تجارت بین‌المللی تا چه اندازه جدی است؟ آیا فروپاشی نظام جهانی حاکم بر جهان در مرحله پس از جنگ جهانی دوم موجب گردید، جهان با چالش افول و کاهش همکاری‌های بین‌المللی مواجه شود یا این که فروپاشی عاملی شد تا عرصه جهانی به سوی نظامی فراگیرتر و عادلانه‌تر سوق پیدا کند؟ و آیا جهان غرب مانعی بر سر راه این اصلاح و تعدیل قرار می‌دهد یا حامی این تغییر و تحولات خواهد بود؟ با توجه به مناقشه‌های بین‌المللی که در حال حاضر در جریان است و اختلاف نظرهایی که میان کشورهای جهان پیرامون سازمان‌ها و موسسات بین‌المللی و اصول و قواعد حاکم بر آنها به‌چشم می‌خورد، واقعا چه نوع نظامی می‌تواند بهترین نظام بین‌المللی برای دهه دوم این قرن بشمار آید و امنیت و ثبات جهان را حفظ کند؟

خلاصه کلام این که نشانه‌های موجود می‌گویند ترتیبات و اصول و قواعد پیشین دیگر پاسخگوی نیازهای کنونی عرصه بین‌المللی نیستند و با کمک آنها نمی‌‌توان با چالش‌های پیش‌روی عرصه جهانی تعاملی درست و مناسب داشت. بی‌شک برای رویارویی با چالش‌هایی چون تغییر وضعیت آب و هوا، فقر، تروریسم، جنایات سازمان یافته و دولت‌های ورشکسته و بحران اقتصادی و مالی جهانی که کشورهای فقیر و ثروتمند را در می‌نوردد نیاز به نظام نوینی خواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها