حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید هم خیلیها به شنیدن این جمله عادت کردهاند که وسایل ارتباطی مدرن باعث شده فاصله بین اعضای خانوادهها روز به روز بیشتر شود و فرزندان با والدین خود فاصله بگیرند.
اما واقعیت این است این جملات تکراری شدهاند چون سالهای زیادی است که افراد مختلفی آنها را به عنوان آسیبهای مهم اجتماعی مطرح میکنند اما کسی به آنها توجه نمیکند و برای رفع آنها چارهای نمیاندیشد. آسیبها روز به روز جدیتر میشوند و به همان اندازه هم پررنگتر مطرح میشوند و به همین دلیل تکراری به نظر میرسند.
در صورتیکه اگر چاره و راهحلی برای آنها ارائه میشد، تکراری نمیشدند. راهحل که ارائه نشود، مشکل روز به روز چهره تازهتری به خود میگیرد و ما روزی به خود میآییم که میبینیم بین ما و فرزندانمان حفرهای به وجود آمده که با هیچ ابتکاری نمیتوانیم آن را پرکنیم.
اگر تا چند سال پیش قصهگویی و قصه خواندن برای بچهها یکی از دوستداشتنیترین برنامههای روزانه و شبانه فرزندان و والدین بود، اکنون این لذت شنیداری و عاطفی جای خود را به یک خط تلفن داده است. بچهها میتوانند با گرفتن یک شماره از طریق تلفن یک داستان را بشنوند. حالا دیگر روز به روز شانههای پدر و مادرها از وظایف سنگین فرزندداری سبکتر میشود.
اکنون دیگر لازم نیست والدین وقت بگذارند برای فرزندشان قصه مناسب پیدا کنند و زمان بگذارند و کلام خود را آرام کنند تا بتوانند داستانی را برای فرزند خود آنچنان که به او آرامش بدهد، بخوانند.
یک تلفن و یک بنگاه تجاری که زیر پرچم فعالیتهای فرهنگی قرار گرفته است، جای دقایق آرامبخش و عاطفی قصهگویی والدین برای فرزندان را گرفته است. از قصهگویی که بگذریم با مشکل جدیدتری روبهرو میشویم.
همین بنگاههای تجاری و فرهنگی بتازگی خط تلفنی را راهاندازی کردهاند تا یک خانم با صدایی مهربان به بچهها دیکته بگوید! دیکته گفتن به بچههایی که دوره ابتدایی را پشت سر میگذارند یکی از سنتهای زیبایی است که لذتی دوطرفه را برای پدر و مادر و فرزند به همراه دارد.
والدین از اینکه کودک آنها آهسته، آهسته نوشتن را میآموزد، لذت میبرند و کودک از این تجربه خوشنود میشود چون میبیند در اولین آزمون و خطاهای او، پدر، مادر یا خواهر و برادر بزرگترش حضور دارند و به او کمک میکنند.
اما همین لذت چند دقیقهای هم دارد از خانوادهها گرفته میشود. نباید از این نکته غافل ماند که زندگی ماشینی روز به روز انسانها را تنبلتر میکند و به قول یکی از فیلسوفان ؛ اگر انسان کار را دوست میداشت، ماشین را اختراع نمیکرد! دیکته تلفنی هم یکی از همان ماشینهایی است که مورد پسند انسان تنبل امروز قرار میگیرد.
پدر و مادرهای امروزی از این تلفن استفاده میکنند تا روزی که ناگهان چشم باز میکنند و شکاف عمیق بین خود و فرزندان را میبینند، فاصله ای که هیچ چیز نمیتواند آن را پر کند. از قدیم گفتهاند، خریدار باید عاقل باشد.حالا هم یک بنگاه تجاری کالای خود را عرضه کرده است و اینجاست که پدر و مادرها باید رابطه عاطفی خود با فرزندانشان را ارزان نفروشند.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....