گذشت زمان، بهترین مسکن غم‌ها

همه ما در طول زندگی به بهانه‌های مختلف به دنبال دستیابی به روش‌های موفقیت و آرامش در زندگی هستیم و اگر خیلی اصرار داشته باشیم، انواع و اقسام روش‌ها و تکنیک‌های روان‌شناسی را برای رسیدن به آرامش در زندگی به کار می‌گیریم، اما شاید ندانیم تاثیر همه روش‌ها و تکنیک‌ها وابسته به خودمان است و می‌توان به طور قطع گفت تا خودمان نخواهیم، هرگز به این آرامش دست نخواهیم یافت.
کد خبر: ۳۷۸۳۸۶

در مورد روش‌های شاد زیستن مباحث کاربردی گوناگونی مطرح می‌شود، اما به نظر می‌رسد در مواجهه با مسائل حاد در زندگی، اکثر افراد آرامش خود را از دست می‌دهند و به نوعی دچار استرس، هیجان، نگرانی، دلهره، عصبانیت یا بیماری‌های جسمی از قبیل سردرد، دل درد،‌ دل‌پیچه یا گرفتگی عضلات می‌شوند.

بهترین مسکن شفابخش در مورد مسائل ناراحت‌کننده‌ای که در زندگی شخصی یا محیط کار برایمان پیش می‌آید، این است که به خودمان بگوییم این مورد نیز مثل بقیه موارد می‌گذرد و نتیجه را با توکل به خدا به دست زمان بسپاریم. بهتر است در مواقع بحرانی به خودمان بگوییم آیا بعد از گذشت یک سال این موضوع به همین اندازه برایم اهمیت دارد؟ یا هنگام برخورد با مشکلات و مصیبت‌ها، آنها را با این پرسش تجزیه و تحلیل کنیم که آیا بعد از چند سال هم همین قدر مهم خواهند بود؟ هر موقعیتی، چه خوب چه بد می‌گذرد، بهترین مُسَکِن، گذشت زمان است، زمان همه چیز را شفا می‌دهد. وقت با ارزشمان را با گفت‌وگو در مورد مسائل گذشته، افکار منفی یا مسائلی که در کنترل ما نیست، هدر ندهیم و همواره به یاد داشته باشیم که هیچ کس مسوول شادی و خوشبختی و رفع تنهایی ما نیست، جز خودمان.

زندگی یک مدرسه است که ما برای یادگیری،‌ وارد آن می‌شویم. مسائل بخشی از برنامه درسی است که ظاهر می‌شوند و به آرامی کنار می‌روند، اما درس‌هایی که می‌آموزیم، برای یک عمر باقی می‌مانند. حسرت چیزهای از دست رفته را نخوریم، زیرا هدر دادن وقت است. ما آنچه را که مورد نیازمان است در اختیار داریم، بهترین‌ها هنوز در راهند. زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخشی از آن صرف اختلاف، بحث و کدورت از دیگران شود. بهتر است هر کس را با هر خطا و لغزشی و هر چیز را با هر بها و ارزشی ببخشیم. بکوشیم همواره بر لب دیگران لبخند بنشانیم و همواره باانرژی،‌ ذوق و شوق و همدلی با آنها زندگی کنیم.

با ناملایمات گذشته، آشتی کنیم تا زبان حالمان خوشایند باشد و در زمان حال با درس‌هایی از گذشته و با امید به آینده، بهتر زندگی کنیم همچنین بکوشیم هر روز دست‌کم 10 دقیقه را در سکوت بگذرانیم.

هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شویم، ابتدا اهدافمان را مرور و اولویت‌ها را تعیین کنیم. سعی کنیم پیاده‌روی را در برنامه زندگیمان بگنجانیم و با داروی ضدافسردگی یعنی لبخند،‌ اولین گام را برداریم.

مطالعه را در برنامه روزانه‌مان بگنجانیم و همواره به روز باشیم. فکر نکنیم که باید در هر بحثی برنده باشیم، به افکار دیگران احترام بگذاریم و موافقت کنیم که با افکار ما موافق نباشند. هیچ‌گاه زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنیم، زیرا ما از حقایق زندگی آنان اطلاع نداریم. زمان بیشتری را با افراد مسن و کودکان بگذرانیم و نیز سعی کنیم با دوستان خوبمان در تماس باشیم و این گنجینه گرانبها را ارج نهیم. بهترین دوست، کتاب است و هر دوست، چون کتابی با ارزش است که هرچه در آن عمیق‌تر شویم، بیشتر می‌آموزیم.

خانه، ماشین و محل کارمان را همواره تمیز و مرتب نگاه داریم. منزلمان را با گل تزیین و شمعی روشن کنیم،‌ از ملحفه‌های زیبا استفاده کنیم،‌ لباس راحت و زیبا بپوشیم و هرگز چیزی را برای زمانی بخصوص نگه نداریم، زیرا شاید فردایی نباشد. از همه فضاهای خانه استفاده کنیم و هیچ بخش از خانه را به مهمان اختصاص ندهیم، چون خودمان عزیزترین مهمان خانه خود هستیم.

البته فراموش نکنید که ناراحتی‌های شدید و طولانی مدت می‌تواند نشانه افسردگی باشد. افراد افسرده معمولا احساس می‌کنند تنها و ناامید شده‌اند و خودشان را به خاطر چنین احساساتی سرزنش می‌کنند.

برای داشتن یک زندگی سالم، لازم است که به همه احساساتمان احترام بگذاریم و به آنها فرصت ابراز بدهیم. وقتی غم و ناراحتی سراغ ما می‌آید، باید به خودمان اجازه بدهیم که آن را به طور کامل حس کنیم. این کار باعث می‌شود بفهمیم که غم و غصه واکنشی بسیار طبیعی و عادی به کمبودهای زندگی است.

هر نوع کمبود می‌تواند ناراحتی در ما ایجاد کند حتی می‌تواند همراه یک غروب زیبای خورشید باشد که نشان‌دهنده پایان روز است. ممکن است ندانیم که چه چیز همیشه باعث ناراحتی ما می‌شود، حتی ممکن است یک تغییر کوچک در بدنمان مثل تغییرات هورمونی، تغییر سطح قند خون و از این قبیل باشد.

این کار کمک می‌کند که نیاز به درک همه واکنش‌های احساسیمان از بین برود. مساله مهم این است که نباید به هیچ عنوان احساساتمان را سرکوب کرده و در برابر آنها مقاومت کنیم. علاوه بر پذیرش ناراحتی‌مان به عنوان بخشی عادی از زندگی، راه‌های دیگری هم برای کمک به کنار آمدن با غم و غصه‌هایمان وجود دارد.

اگر احساس ناراحتی و غصه زیاد بیشتر از 2هفته در شما ماندگار شد و در فعالیت‌های روزانه‌تان مثل کار یا خواب و خوراک اختلال ایجاد کرد، بهتر است به متخصص مراجعه کنید. اگر این احساسات شما با فکر مرگ و خودکشی همراه شد، سریعا از متخصص روان‌شناس کمک بگیرید.

گاهی مواقع بهتر است احساساتتان را با یک دوست امین یا یکی از اعضای خانواده در میان بگذارید. در واقع این فرد باید کسی باشد که خوب به حرف‌های شما گوش بدهد و سعی در قضاوت کردن در مورد آن یا تغییر دادن شما نداشته باشد.

کارهایی انجام دهید که به شما آرامش دهد. به پیاده‌روی بروید، دوش آب گرم بگیرید، یک کتاب خوب بخوانید، به گل و گیاه‌های خانه رسیدگی کنید یا به سایر سرگرمی‌های مورد علاقه‌تان بپردازید.باید بکوشید فوری استرستان را پایین آورید و ذهنتان را آرام کنید.

احساساتتان را تسکین دهید و نوعی آسودگی خیال در جسمتان ایجاد کنید. شاید بهتر باشد تمدد اعصاب را به طریقی طبیعی و آسان ایجاد کنید.

راهی برای آرام کردن و تسکین خود پیدا کنید. این کار باعث می‌شود احساساتتان آزاد و رها شود.

اصلا چطور است خاطره‌نویسی کنید. وقتی این کار را انجام می‌دهید مثل این است که یک شنونده خوب دارید که می‌توانید به او اطمینان کرده و حرف‌هایتان را با او درمیان بگذارید. این روش امروز از سوی روان‌شناسان بسیار توصیه می‌شود.

یاد بگیرید چطور بهترین دوست خود باشید. سعی کنید یک بار دیگر نگاهی به خودتان بیندازید و این بار با عشق و علاقه به خودتان نگاه کنید. ببینید شاید تا امروز با خودتان به تندی و سنگدلانه رفتار می‌کردید و از این به بعد به جای آن برای خودتان همدردی و دلسوزی کنید.

الهام حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها