حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش ایسنا ، به نوشته روزنامه ستاره سرخ؛ انستیتو مطالعات راهبردی روسیه کنفرانس بین المللی تحت عنوان" روسیه و ناتو: شرکای قرن 21" برگزار کرد.
لئونید رشتنیکوف، رئیس این انستیتوی پژوهشی در سخنان افتتاحیه خود خاطرنشان کرد که در جهان معاصر منافع کشورهای مختلف بیش از پیش با هم مرتبط میشود و گاهی با هم برخورد مینماید. پیمان آتلانتیک شمالی نمیتواند کشور بزرگ روسیه را نادیده بگیرد که در صحنه بین المللی نقش مهمی بازی میکند. ما هم نمیتوانیم این پیمان بزرگ را نادیده بگیریم. به همین علت، طرفین باید با هم همکاری کنند. سوال فقط این است که در چه محورهایی باید همکاری کنیم تا این همکاری واقعی باشد؟
سرگئی یریماکوف، کارشناس انستیتوی مطالعات راهبردی در تشریح مبانی نظری فعالیت ناتو میگوید: ماده 5 اساسنامه ناتو حاکی از آن است که حمله به یکی از کشورهای عضو این پیمان به معنی حمله به تمام پیمان است.
ایسمی، دبیر کل اول ناتو هدف آن را اینطور تعیین کرده بود: نگه داشتن آمریکا در اروپا، گذاشتن روسیه در خارج از اروپا و کنترل آلمان. تغییرات در ایدئولوژی این پیمان با پایان گرفتن جنگ سرد بروز کرد که اهداف جدید برای ناتو تعیین شد. برای مثال، عملیات ناتو در یوگسلاوی با ماده 5 اساسنامه این پیمان سازگار نبود. سعی کردند به ناتو نقش جهانی بدهند. اعلام هدف مبارزه با تروریسم، بهانهای برای خروج از چارچوب ماده 5 اساسنامه شد که نیروهای ناتو در راستای این سیاست وارد افغانستان شدند. در این مرحله ناتو با مشکلات مرحله رشد روبرو شد، از جمله شکاف بین سطح توسعه اعضای پیمان، کمبود تأمین کنندگان امنیت و ازدیاد "مصرف کنندگان" امنیت.
با این وجود، نظریه توسعه ناتو با عنایت به اهداف ژئواستراتژیکی این پیمان توسعه یافت. اختلاف نظرها بین اعضای ناتو شامل حال نقش پیمان، ابعاد ملی و جغرافیایی فعالیت آن و رفتار با روسیه است. به علاوه، ناتو پیمان هستهای میباشد.
ویاچسلاو نیکانوف، رئیس بنیاد "سیاست" این اندیشه را توسعه داد و یادآور شد که ناتو به میزان 90% ایالات متحده است. به همین علت ایالات متحده همیشه در مرکز مذاکرات با روسیه قرار خواهد داشت. در سال 2010 آمریکاییها از نظر تعداد نظریات جدیدی که تدوین و تأیید شدند، رکورد شکستند. اکنون در واشنگتن درباره عصر جدید راهبردی صحبت میکنند (عصر اول زمان جنگ سرد بود و عصر دوم زمان بعد از پایان جنگ سرد). عصر جدید شامل تغییرات در تعادل نیروها و بحران مالی جهانی در شرایط کاهش امکانات ایالات متحده برای اجرای تعهدات جهانی این کشور است. همین امر آمریکاییها را برای بازسازی روابط با روسیه تشویق کرد. واشنگتن حتی از مسکو به خاطر موضعگیری آن نسبت به افغانستان تشکر کرد. در واقع، آمریکاییها قصد ندارند از افغانستان خارج شوند. آنها در این کشور تأسیسات بزرگ نظامی میسازند تا این منطقه را کنترل کنند. ولی نوسازی روابط هم کار تخیلی نیست بلکه یک روند واقعی است که در امضای اسناد درباره عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی و پیشنهادها مبنی بر مشارکت در ایجاد سامانه ضد موشکی تبلور یافته است.
به گفته نیکانوف، با این وجود، ادامه روابط ما مستقیماً به موفقیت باراک اوباما در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا بستگی خواهد داشت. در مورد قسمت اروپایی ناتو میتوان گفت که اروپا بیش از این مرکز سیاست جهانی نیست و زمان رقابت بر سر فرمانروایی در اروپا سپری شده است. هزینههای نظامی بسیار گویا است: کشورهای عضو ناتو هزینههای نظامی خود را مرتباً کاهش میدهند و حالا این هزینه ها 7/ 1% بودجه آنها را تشکیل می دهد. هزینههای نظامی ناتو عمدتاً توسط ایالات متحده تأمین میشود. مرکز ثقل سیاست جهانی به منطقه آسیا و اقیانوسیه منتقل میشود که این تنها منطقه جهان است که در آنجا مخارج نظامی افزایش مییابد.
وی افزود: آیا روسیه میتواند عضو ناتو شود؟ این امر بعید به نظر میرسد. در داخل ناتو راهبرد الحاق روسیه به این پیمان طراحی نمیشود. روسیه برای این پیمان کشوری بیش از حد بزرگ و مستقل از نظر تمدنی است. آیا عضویت در ناتو برای روسیه لازم است؟ اگر پاسخ ما مثبت باشد، ما امکان اخلاقی مخالفت با گسترش ناتو را از دست خواهیم داد. دست و پای روسیه بسته خواهد شد. از سوی دیگر، ما ناگزیر باید روابط خود را با چین تنظیم کنیم. اگر با ناتو درباره رویارویی یا چین توافق کنیم، در واقع روسیه به تنهایی مجبور خواهد شد با چین رویارویی کند. به همین علت مشارکت روسیه – ناتو نباید علیه کشورهای ثالث تنظیم شود.
به گفته ماریا کوچینسکایا، پژوهشگر ارشد انستیتو مسایل راهبردی، در عمل در داخل ناتو توان لازم برای گسترش اعزام نیروها به نقاط دیگر جهان با استفاده از امکانات تعدادی از کشورها، ایجاد شده است. همکاری با سازمانهایی چون سازمان ملل متحد، سازمان امنیت و همکاری اروپا و اتحادیه اروپا و تأکید بر فعالیت در مناطق مشخص جغرافیایی (مدیترانه، منطقه بزرگ خاور میانه و خاور میانه بزرگ) و همکاری با کشورهایی چون ژاپن، استرالیا، زلاند نو و کره جنوبی اساس این مکانیزم فعالیت در نقاط دیگر جهان را تشکیل میدهد. ناتو که دچار بحران فراگیر و عمیقی شده است، گسترش فعالیت جهانی خود را به عنوان راه حل مشکلات خود تلقی میکند.
وی افزود: در حال حاضر در این پیمان سه دسته قابل تشخیص است: طرفداران فعالیت جهانی و گسترش امکانات ناتو در زمینه اعزام نیروها به نقاط دیگر جهان؛ پیروان مواضع کلاسیک یعنی حفظ کارکردهای همیشگی ناتو و اعضای جدید ناتو از کشورهای اروپای شرقی که بر دفاع جمعی در برابر روسیه تأکید میکنند. لذا در شرایط کنونی اصطلاح "مشارکت" میتواند مناسبترین اصطلاح برای تعریف چگونگی روابط بین روسیه و ناتو محسوب شود.
ولادیمیر کوزین، نماینده وزارت امور خارجه روسیه، مشارکت فعلی بین روسیه و ناتو را مشارکتی محدود و حسابگرانه دانست. در حال حاضر مشارکت راهبردی در کار نیست زیرا روسیه حتی در ایجاد سامانه منطقهای و جهانی امنیت شرکت نمیکند. طبق برآوردهای کوزین، روسیه و ناتو حد اقل 9 مورد اختلاف نظر دارند، از جمله سلاحهای هستهای تاکتیکی، پدافند ضدموشکی، نظامیگری در فضای کیهانی و غیره. روسیه نمیتواند عضو سازمانی شود که کشوری همچون (گرجستان) برای عضویت در آن تلاش میکند که علیه همسایگان (آبخازی و اوستیای جنوبی) و نیروهای حافظ صلح روسیه دست به تجاوز زده است. در نزدیکی مرزهای ما (در لتونی و استونی) فعالیت گسترده ناتو مشاهده میشود. پیشنهادهای طرف غربی مبنی بر عضویت روسیه در ناتو ناشی از آن است که غرب میخواهد مسکو را به سامانه ضد موشکی خود جلب کند. ولی مشکل اساسی با دکترینهای نظامی ارتباط دارد که باید مورد بازنگری قرار گیرند.
پیتر لمکه، رئیس شعبه بنیاد "رزا لوکزامبورگ" اطلاع داد که اندیشه خروج پیمان از حدود منطقه اروپایی – آتلانتیک 15 سال قبل هم اعلام شده بود. در حال حاضر این فعالیت بر مبارزه بر سر منابع طبیعی و تنظیم اوضاع جهان برای اجتناب از بحرانها استوار میشود. اگر کشورهای جدید به عضویت ناتو ملحق شوند، ماده 10 اساسنامه این پیمان که ناتو را سازمان منطقهای اعلام کرد، باید مورد تجدید نظر قرار گیرد زیرا این ماده با منشور سازمان ملل به تضاد در خواهد آمد. ناتو میخواهد خود را نه فقط به عنوان پیمان جهانی بلکه به عنوان نیروی محرک جهانی معرفی کند. این پیمان به دنبال فعالیتهای جدید است زیرا خطرات جدید، خطرات خالص نظامی نیست. رهبران ایالات متحده به کشورهای آسیا و اقیانوسیه سفرهای زیادی کردهاند که این امر بسیار معنیدار است.
شرکت کنندگان در این همایش علمی نتیجهگیری کردند که طرف روس باید بین تأمین امنیت در غرب و شرق ارتباط محکمتری برقرار کند و ضمن تعیین زمینههای جدید همکاری از اتکا بر ساختارهای قدیمی خودداری کند. لئونید رشتنیکوف در پایان این جلسه یادآوری کرد که روسیه از راه توسعه تمدنی خود برخوردار است و باید همه عوامل داخلی و خارجی را درست بسنجد. سیاستمداران عاقل اروپایی هم همین را میگویند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....