در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بله خودمانیاش میشود اینکه براساس این فرضیه غلط تنها دیوانگان که چند سطر بالاتر از آنان یاد شد، پیش روانشناس میروند. از دیدگاه علمای علوم اجتماعی این یعنی فاجعه. این نوشتار شاید مجال خوبی برای ارائه آمار و ارقام در مورد نحوه رفتار اروپاییان و آمریکاییها در مورد مراجعه به روانشناس نباشد. مثلا اینکه آنها مراجعه به روانشناس را آنقدر مهم میدانند که باید برای یک بیماری سخت عفونی نزد یک پزشک بالینی بروند یا آنکه معتقدند جلسات ماهانه روانشناسی مهمتر از مراجعه به دندانپزشک است. اما این امر در جامعه ایرانی آنقدر فراموش شده به شمار میرود که این روزها معضلی به نام بیماریهای روحی گریبان بسیاری از ما ایرانیها را بیآنکه بدانیم، گرفته است. این بیماریها کودک، جوان، مسن یا جنسیت نمیشناسد، اما هر یک از این آدمها به نوعی گرفتار آن هستند؛ هر یک به شیوهای متفاوت با توجه به نوع زندگی و نگاهشان به چیستی زندگی.
مانند کودکی که ترجیح میدهد در تنهایی با یک اسباب بازی منحصر به فرد خود بازی کند و مادرش خوشحال از اینکه کودکش ساکت است. مردی که در محیط کار بارها و بارها در سخنان روزمرهاش از مرگ، سیاهی یا تباهی حرف میزند و در نگاه خودش یا همکاران، مردی دانشمند جلوه میکند یا آنکه زنی بیآنکه بخواهد هر روز ساعتها و ساعتها در درونش گریه میکند و لبخند به لب در مقابل زنان دیگر به زندگی این روزهایش تفاخر میکند. همه اینها نمونه کوچکی از برخی بیماریهای ماست که حتی به چشم نمیآیند. جامعه مدرن، مولد و منبع بیماریهای مختلف جسمی و روحی است. این یک واقعیت است.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: