حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در دنیای امروز و با مشکلات فعلی بشر، سایه ناراحتی و افسردگی بر بیشتر جوامع حاکم شده است؛ البته این وضعیت در دنیای غرب که بیشتر دستخوش تغییر و تحولات است، بیشتر به چشم میآید. در این جوامع اقتصاد حرکت نامطمئنی دارد و هر روز میتوان منتظر بروز نوسانات شدیدی بود. از آن سو باید به هزینههای زندگی اشاره کرد که روز به روز بیشتر از گذشته میشوند و جالب اینکه درآمد بسیاری از افراد سیر نزولی به خود گرفته است. این یک معادله نابرابر است. برای بسیاری از مردم بیکاری به یک واقعیت بزرگ تبدیل شده است. یعنی آنها درک میکنند که واقعا بیکار شدهاند یا در آیندهای نزدیک به این مشکل دچار خواهند شد.
در اینجاست که به ابزارهایی برای افزایش ضریب مقاومت خود در برابر این مشکلات نیاز داریم. شادبودن یکی از بهترین این ابزارهاست. اگر نگاه دقیقتری داشته باشیم، متوجه میشویم که میتوان حتی در سختترین دورانهای اقتصادی، شادبودن را با تمام وجود تجربه و احساس کرد. اصلا باید پذیرفت که انسان برای تجربه شادبودن به دنیا آمده است. این احساسی است که در زمانهای سختی بخوبی درک میشود، زمانهایی که فرد بنا به دلایل مختلف در بدترین شرایط روحی و روانی قرار داشته و به دنبال راهی برای خلاصی از وضعیت فعلی میگردد.
در این شرایط حتی فکر کردن به گذشتهای کوتاه که با خاطراتی خوش همراه بوده است نیز موجب میشود تا فرد حتی برای دقایقی هر چند کوتاه مصائب فعلی را رها کرده و با فکر تازهای با مشکلات مواجه شود. تحقیقات علمی نشان داده که شادبودن حتی موجب میشود فرد یاد بگیرد چگونه خود را با شرایط متغیر زندگی وفق داده تا کمترین تاثیرپذیری را از آثار شوم و نگران کننده نوسانات آن تجربه کند. در حقیقت شادبودن موجب بروز واکنشهای هوشمندانهتر در افراد میشود.
دن جونز
مقاله نویس نشریه New Scientist
مترجم: مهدیکیا
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....