حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قبل از افتادن در بستر بیماری هراز چندگاهی او را میدیدم، سالها بود در دوبلاژ تلویزیون حضور نداشت اما در کار گفتار فیلمهای تبلیغاتی فعال بود. صدای او در فیلمهای تبلیغاتی آنقدر تاثیرگذار بود که مایه اعتبار و احترام کار میشد. برای همین بسیاری در نوبت میماندند تا محصول و خدمت خود را با صدای او تبلیغ کنند و برای تحقق این امر حاضر بودند صرف هر وقت و هزینهای را هم بپذیرند.
برخلاف آن روزهای پرکار و پرمشغله و صدایی که بسیار از رادیو شنیده میشد، امروز حسین باغی در سکوت به سر میبرد و همه دوستانش و دوستدارانش نگران حال و هوایش هستند. امروز او دیگر قادر به حرف زدن نیست و این ابر گوینده فیلمهای تبلیغاتی در بستر بیماری افتاده است. چند شب پیش خسرو خسروشاهی، مدیر دوبلاژ قدیمی و صدای ماندگار دوبله، تلفنی از من احوال حسین را میپرسید؛ لحظهای که باران هم میبارید و بغض گلوی خسرو را گرفته بود. این انسان با احساس با حسین همدردی میکرد و همصدایی، از تنهایی آدمها میگفت و از ناجوانمردی روزگار، حکایت پایان زندگی خیلی از ما آدمها، خلوت و بیکسی است. حسین را چند روز قبل از بستری شدنش با دستان لرزان دیدم، در یکی از استودیوها. از درد و رنجهای بسیاری گفت که بر او وارد شده و احوالات روحی او را به هم ریخته است. ما همه در قبال دوست و همکارمان وظیفهای داریم که هم صدایی و همدردی با او راه میطلبد. دغدغه مدیر امور دوبلاژ تلویزیون را شاهد بودم و تلاش او را که مرکز بهداشت صداوسیما امکانات درمانی مورد نیاز را در اختیار خانواده باغی بگذارد.
اما این کافی نیست، ما دوستان و همکارانش هم باید نگاهی ویژه به احوال امروز حسین باغی داشته باشیم. باید در کنار او و خانوادهاش باشیم و بار دیگر از نزدیک صدای گرم او را بشنویم. این ارتباط تنها نیاز او نیست بلکه ما هم به آن محتاج هستیم.
باید برایش دعا کنیم تا سلامتیاش را بازیابد و این احساس را قویا بهوجود آوریم که یک انسان خوب هیچوقت تنها نمیماند.
روزگاری، من مینوشتم، حسین میخواند، اما... حالا چه کنم؛ مینویسم، اما حسین نمیخواند.
داوود نماینده / دوبلور و مستندساز
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....