حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش «جامجم»، پس از سالها زندگی مشترک میان زن میانسال و شوهرش، با اختلاف شدید و شرایط ناخوشایندی که به وجود آمده بود، آنها تمایلی برای ادامه زندگی با یکدیگر نداشتند.
در جریان این مشکلات، یکی از دوستان زن صاحبخانه به عنوان مهمان به خانهاش آمد. زن مهمان پس از گفتوگو با صاحبخانه و اطلاع از وضعیت زندگیاش، به او پشنهاد داد که برای پایان دادن به مشکلات خانوادگیاش به یک رمال مراجعه کند تا با کمک او، زندگیاش را سامان دهد.
زن صاحبخانه از آن روز به بعد چند بار حرفهای دوستش را مرور کرد تا عاقبت تصمیم گرفت به یک مرد رمال مراجعه کند.
زن میانسال در دام رمال
او در جستوجوی یافتن رمالی مناسب بود تا گره از مشکلات زندگیاش باز کند. عاقبت یک روز هنگام عبور از میدان هفت تیر تهران، مردی میانسال را در حاشیه خیابان مشاهده کرد که ابزار رمالی در کنار خود قرار داده و عنوان میکرد قادر است سختترین طلسمهای زندگی را باطل کند. با شنیدن حرفهای مرد رمال به او نزدیک شد و به گفتوگو با وی پرداخت. مرد رمال چند بار بر چهره زن میانسال نگاه کرد و مدعی شد که زندگیاش طلسم شده و اگر طلسم را باطل نکند، جان خود و اعضای خانوادهاش به خطر خواهد افتاد.
شهروند تهرانی با شنیدن گفتههای رمال وحشت کرد و از او خواست تا برای باطل کردن این طلسم و نحسی به وی کمک کند.
شرط مرد رمال، حضور در خانه صاحبخانه بود
مرد رمال از زن میانسال خواست او را به خانهاش ببرد تا ابتدا محل حضور ارواح را بررسی کند و بعد برای دور شدن آنها از خانه اقدام کند.
زن میانسال پس از شنیدن حرفهای مرد رمال، شماره تماس او را گرفت تا چند روز دیگر با وی تماس بگیرد. زن پس از بازگشت به خانه، ماجرا را برای پسرش تشریح کرد. فرزندش با حضور مرد رمال در خانه مخالفت کرد؛ ولی مادر آنقدر گفتههایش را تکرار کرد که فرزندش با مادرش موافقت کرد.
اوایل تیرماه امسال، زن میانسال با مرد رمال تماس گرفت و با دادن آدرس خانهاش از او خواست به ملاقاتش بیاید. روز بعد مرد رمال در خانهاش حضور یافت. ابتدا به بررسی وضعیت خانه پرداخت بعد با دیدن پسر خانواده مدعی شد که ارواح در کنار وی حرکت میکنند و بهتر است او از اتاق خارج شود در غیر این صورت نمیتواند نحسی را از این خانه و اعضای خانواده خارج کند. با اصرارهای مادر، پسر به اتاق دیگری رفت و منتظر ماند.
در همین حین مرد رمال کنج اتاق نشست و با باز کردن صندوقچهای که همراه داشت چند نعل اسب، شمع، کلید و تکهای استخوان را بیرون آورد و کنار یکدیگر قرار داد و از زن صاحبخانه هم خواست کمی از او فاصله بگیرد.
رمال نسخه خوشبختی را با آب طلا مینوشت
مرد رمال در ادامه گفتوگو با زن صاحبخانه مدعی شد استخوانی که همراه دارد متعلق به یک مرده است و باید نسخه خوشبختی را با آب طلا روی آن بنویسد و بعد از یک روز این استخوان را در یک گورستان به مدت یک ماه دفن کند تا ارواح و نحسی از خانه آنها دور شوند و بابت آن 5 میلیون تومان دریافت خواهد کرد.
زن میانسال با شنیدن حرفهای رمال و اعتماد به وی، ابتدا 100 هزار تومان به او پرداخت کرد. بعد طلاهایش را در اختیار مرد رمال قرار داد و او وردهایی را روی آن خواند و طلاها را درون یک ورق آلومینیوم قرار داد و برای دقایقی از صاحبخانه خواست از اتاق خارج شود.
طلای صاحبخانه را رمال غیب کرد
2 ساعت بعد مرد رمال زن صاحبخانه را صدا زد و از او خواست وارد اتاق شود. در همین موقع مرد رمال ورقه آلومینیوم را همراه کیسهای به وی داد و خواست کیسه را که حاوی استخوان مرده است در گورستان دفن کند و ورقه آلومینیوم حاوی طلا را نزد خود نگه دارد و بعد از یک ماه آن را باز کند تا ارواح به طور کامل از خانهاش خارج و شادی دوباره به خانوادهاش بازگردد . همچنین مابقی دستمزدش را بعد از یک ماه دریافت میکند.
بعد از رفتن رمال، وضعیت زندگی زن میانسال بدتر شد و پس از 2 هفته او ورقه آلومینیوم را باز کرد و به جای طلاهای موجود در آن دهها عدد تسبیح شکسته را دید و متوجه کلاهبرداری مرد شیاد شد. بنابراین همراه پسرش به محل تردد مرد رمال در میدان هفت تیر تهران رفت؛ ولی او در آن محل حضور نداشت. وقتی موفق به یافتن مرد رمال نشد به کلانتری 104 عباسآباد رفت و علیه او شکایت کرد. به این ترتیب، پرونده با دستور قضایی در اختیار ماموران پایگاه سوم آگاهی تهران قرار گرفت.
رمال تحت تعقیب پلیس بود
ماموران به چهرهنگاری مرد رمال پرداختند و جستجو برای یافتن وی که مردی میانسال و دچار معلولیت از ناحیه پا بود، آغاز شد.
در ادامه تحقیقات دهها شهروند دیگر نیز با حضور در مرکز پلیس شکایتهای مشابهی ارائه دادند. ماموران با اطلاعاتی که از شاکیان جدید به دست آوردند، دریافتند آنها همگی در دام یک نفر گرفتار شدهاند.
پاتوقهای احتمالی مرد شیاد تحت نظر گرفته شد و عاقبت 31 مهرماه امسال هنگامی که او در پارک لاله تهران در حال رمالی بود، شناسایی و دستگیر شد.
با دستگیری متهم از وی یک کیف سامسونت که حاوی چندین عدد کتاب و لوازم رمالی بود، کشف و ضبط شد. متهم با انتقال به پایگاه سوم آگاهی تهران در بازجوییها اظهارات متناقضی بیان کرد تا عاقبت چند روز پیش در مواجهه حضوری با شاکیان به جرم خود اعتراف کرد.
سرهنگ ذاکر استقامتی، رئیس پایگاه سوم آگاهی تهران در این رابطه گفت: در بازجوییهای پلیسی که از متهمان به عمل آمد، معلوم شد او از اوایل سال با تردد در میدانهای شلوغ شهر و بوستانها زنان را فریب داده و به بهانه باطل کردن طلسم در زندگی آنها ، دور کردن ارواح از خانهها، بستن زبان افراد بدخواه، احضار ارواح، حل مشکلات خانوادگی و بختگشایی به منازلشان راه یافته و به بهانه نوشتن نسخههای خوشبختی با آب طلا روی استخوان حیوان که آن را استخوان مرده مینامید، اقدام به سرقت طلاهایشان و علاوه بر آن مبالغی کلان از آنها دریافت کرده است.
استقامتی یادآور شد: با اعتراف متهم به کلاهبرداری از زنان، او با قرار قانونی از سوی بازپرس دادسرای ناحیه 7 تهران روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی برای کشف دیگر جرایم رمال کلاهبردار ادامه دارد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....