علت بروز افسردگی که واضح و مبرهن است؛ اما چون از چشم و بینیات اشک و آب روان میشود به سرماخوردگی میماند و به علت سیاهی رفتن چشم، ظن اهل فن به نوعی بیماری چشمی میرود و چون این خبر کمر انسان را میشکند به دردی جانکاه در این بخش از بدن، نزدیک میشود.
به هر حال چه میشود کرد؟ این است دیگر. اصلا ما را چه به این کارها، این همه وزارتخانه و سازمان و موسسه و نهاد که همین جوری بیخودی دست در کار فرهنگ ندارند و آنها بهتر از من و ما و شما میدانند که چه میکنند و چه باید بکنند و صد البته که آنها بیشتر از من و شما دلشان برای فرهنگ میسوزد.
پس آنچه باید و شاید، میکنند و در تنور فرهنگ کتاب و کتابخوانی میدمند تا این سوسو به خاموشی نرود که هیچ، بر قدرت و حدتش هم افزوده شود. باشد که روزی ما هم چشممان به جمال آمار بالای یک ساعت مطالعه در 24 ساعت عمرمان روشن شود.
یعنی چیزی حدود 20 درصد وقتی که ما در مقابل تلویزیون مینشینیم و سریال میبینیم و کیف میکنیم!!!
به گذشته نگاه کنیم و ببینیم چند بار دست فرزندمان را گرفته و با هم به یک کتابفروشی سری زدهایم؟
چند دفعه سر راه اداره به خانه، برای یکی از اهالی منزل یک کتاب خریدهایم؛ حتی از نوع آشپزیاش!
حالا از گذشتهها بگذریم؛ اگر در خانه و خانواده، پدر و مادر، خواندن و مطالعه را هم مانند خورد و خوراک و پوشاک، ضروری بدانند؛ اگر پدر و مادر جای خالی مادربزرگ و پدربزرگ را پر کنند و شبها قدری از وقت شریفشان را به کودکان عزیزتر از جانشان اختصاص دهند و قصهای برایشان بگویند (البته با این خواهش که با تاسی به سریالهای تلویزیونی، هر شب همان شنگول و منگول را تکرار نکنند یا ماه پیشونی و... خدا را شکر که کتابهایی اینگونه در بازار زیادند و کمک حال شما) به یقین آثارش را در رفتار و کردار و حتی درس و مشق بچهها هم خواهند دید.
اگر بعضی وقتها در جشن تولدها و مهمانیها، لااقل کنار اسباببازی یا کفش و لباس، کتابی هم هدیه بدهند؛ اگر در خانه کتابخانه کوچک درست کنند با قفسهای مخصوص کتابهای بچهها؛ اگر گردش کتاب در فامیل و کل خانواده را آغاز کنند و هر کس کتابش را به دیگری بدهد و کتابی از او بگیرد و در تاریخ معینی هم کتاب را پس بدهند و... میتوان امیدوار بود که روزی ما هم در کشورمان کتابهایی ببینیم با شمارگان بیش از 10 و 20 هزار.
میتوان امیدوار بود در اتوبوس، تاکسی و مترو، به جای دیدن افراد زیادی که با موبایلشان سرگرم بازی هستند، انسانهایی را ببینیم که کتاب در دست دارند و میخوانند.
اما یادمان نرود که همه باید بخواهیم؛ همه باید گامی به پیش برداریم.
یادمان نرود که کتاب و کتابخوانی یک نهضت عمومی است؛ نباید منتظر دیگری بمانیم.
علی مهربان
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)