مدینه بر دلها زخم گذاشت و حالا که دور از بقیع هستی، مصیبت و دلتنگی دو مقولهاند که دلآزار تو شدهاند. امروز که هفتم ذیحجه از راه رسید و شهادت امام باقر(ع) پنجمین ستاره از آسمان امامت و ولایت در آن رقم خورد سفره دل را میبری کنار آن بهشت خاموش. مزارهای بیشمع و چراغ. شیعه با غربت خو گرفته و با آن میسوزد و میسازد. امروز چه در عرفات باشی چه در طواف یا مثل من با فاصلهای چند صد کیلومتری از این بهشت روی زمین، رو به قبله میایستی دست ادب به سینه میگذاری و به پیشوای پنجم سلام میدهی، به همان امام که در کودکی شاهد قصه پرغصه کربلا بود. همو که در دوران زندگی خویش یکسره در تعلیم و نشر معارف دینی همت گماشت و بنیاد بزرگ اسلامی را که مملو از دانشپژوهان برجسته بود، بنیان نهاد. همو که سر فصل بزرگی در تاریخ تمدن اسلامی گشود.
تو سلام میدهی به مدینه، به پیامبر و فاطمه، به بقیع و دسته گلهای پرپر، به امام باقر و این همه غربت. اللهم اِنّا نشکو الیک... خدایا! به تو شکایت میکنیم... از غربت زمانه.
محمد خامهیار