در این میان موقعیت سیاسی و اقتصادی چین در جهان کنونی باعث میشود به ابعاد تبلیغاتی چنین رویدادهای ورزشی بیشتر توجه شود. چین امروز در 3 عرصه مهم (اقتصاد، سیاست و فرهنگ) به رقیب جدی غرب بدل شده است. چین هماکنون یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی دنیا (و شاید در کنار آمریکا و اتحادیه اروپا، یکی از 3 قدرت اقتصادی دنیا) است. بنابراین میتوان مدعی شد چین در عرصه اقتصاد (و به تبع آن در عرصه سیاست) رقیب و مساله اصلی غرب است. از سوی دیگر، هرچند در دهه 1970 تجدید نظری در خطمشی اقتصادی کمونیستی چین، با سیاستهای معروف به درهای باز اعمال شد، اما عمدتا چین را به عنوان یک کشور کمونیستی ـ که نمایانگر تفکر رقیب لیبرالیسم و کاپیتالیسم حاکم بر آمریکا و اروپاست- میشناسند.
در عرصه فرهنگی نیز چین دارای تنوع فرهنگی بسیار غنی و پر طرفداری است و برخی از سنتهای فکری چینی مثل تائوئیسم با استقبال روزافزونی از سوی افراد و علیالخصوص غربیان مواجه است.
اما از سوی دیگر برخی از آمارها درباره سطح زندگی مردم چین چندان درخشان و مثبت نیست. برخی از آمارها سطح درآمد کشاورزان و روستاییان چینی را (که گویا حدود 50 درصد نیروی مشغول به کار چین را تشکیل میدهند) تقریبا 15 درصد درآمد معیار و استاندارد برای کشاورزان نشان میدهد. ارزانی کالاهای صنعتی چین نیز گواه آشکاری است بر پایین بودن اجرت کارگران چینی. برخی نگرشهای عرفانی در چین نیز پذیرش زندگی دشوار و خالی از رفاه را برای افراد تسهیل میکند.
کالاهای چینی نیز که بازارهای بسیاری را در دنیا در تصرف خود درآورده بعضا دارای کیفیت مطلوب نیستند و فیالمثل در کشور ما، کالای چینی را به مثابه کالای ارزان، موقتا کار راهانداز، کمعمر و بیکیفیت میشناسند. بنابراین به نظر میرسد اقتصاد چین در حال حاضر فاقد دو عنصر مهم است: «رفاه» برای مردم چین و «کیفیت» برای مصرفکنندگان کالاهای چینی.
اما آیا این تمام حقیقت چین است؟ با نگاهی به تاریخ غرب پاسخ منفی به این سوال خواهیم داد. چرا که مشابه این وضعیت را جهان غرب نیز تجربه کرده است. سرمایهداری غربی در مراحل اولیه بر مبنای کار زیاد و درآمد پایین شکل گرفت. نگرش مسیحیت پروتستانی و ارزشمند بودن خدمت به خلق و تحمل رنج برای این خدمترسانی هم به پذیرش این وضعیت یاری رساند. مفاهیمی مثل «کیفیت» (اعم از کیفیت کالا و کیفیت زندگی) و «رفاه» مربوط به مراحل بعدی سرمایهداری غربی است، مراحلی که با عناوین «پساصنعتی» یا «سومین مرحله سرمایهداری» شناخته میشود. در این مرحله است که نیازهای اولیه زندگی مرتفع شده و نیازهای ثانویهای به تبع آن ایجاد میشود، مثل تامین سرگرمیهای عمومی و همهپسند: مثل سینما، ورزش حرفهای، المپیک، جام جهانی و...
بنابراین چین طی دهههای اخیر در حال گذراندن مرحلهای اجتنابناپذیر در مسیر پیشرفت اقتصادی و صنعتی بود و به نظر میرسد توجه چین به عرصههایی مثل المپیک و علیالخصوص برگزاری هر چه باشکوهتر مراسم افتتاحیه نمایانگر عبور چین از این مرحله و ورود به دورانی تازه است.
حسین شقاقی / گروه اندیشه