در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم یک قصه احساسی را درباره دو برادر بازگو میکند که در زمان تولد از مادرشان جدا میشوند و بعد از اینکه هر کدامشان در زندگی راه خود را میروند، در دوران جوانی دوباره به هم میپیوندند، اما این تازه آغاز راهی است که آنها باید در پایانش با تراژدی روبهرو شوند.
این داستان غمگنانه در فلاشبک و از نگاه انریکو با بازی مارچلو ماسترویانی روایت میشود. انریکو یک روزنامهنگار پرتلاش در رم به سال 1945 است که در دفتر روزنامه به وی تلفنی میشود؛ تلفنی که به او خبر میدهد برادر کوچکترش، لورنزو (با بازی ژاک پرن) مرده است. این تلفن انریکو را به سال 1918 برمیگرداند، وقتی مادرشان در زمان به دنیا آوردن لورنزو به بیماری مننژیت مبتلا میشود و میمیرد و پدر سربازشان هم به خاطر زخمی شدن در جنگ در بیمارستان بستری است. مادربزرگ پیر و کمتوان اما خوشقلب آنها قادر نیست از هر دو بچه نگهداری کند، بنابراین بچه کوچکتر، لورنزو را به بارون ثروتمندی از ویلا رزا میسپارد و یکی از کارگران خانه بارون با نام سالوچی، لورنزو را بزرگ میکند. انریکو در فقر و فلاکت توسط مادربزرگش بزرگ میشود، در حالی که لورنزو در ناز و نعمت پرورش مییابد. اما روال زندگی لورنزو وقتی که بارون میمیرد، تغییر میکند، چون سالوچی دیگر توانایی مالی نگهداری از لورنزو را ندارد و او مجبور میشود برای اینکه روی پای خود بایستد و زندگیاش را سر و سامان دهد به فلورانس برود. لورنزو یک جنتلمن است اما بدون پشتوانه مالی نمیتواند با مشکلات زندگی رودررو شود. او نقشههایی برای یک زندگی خوب دارد اما توانایی مالی آن را ندارد که همان زندگیای را به دست آورد که براساس خواستههای پرخرجش استوار است. برادرها سال 1935 پس از یک جدایی طولانی مدت دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و انریکو تلاش میکند برادر کوچکتر را تحت توجه و حمایت خود قرار دهد. پس از اینکه مادربزرگشان در خانه قدیمیاش میمیرد، انریکو میتواند در روزنامهای در رم کاری برای خود دست و پا کند، درحالی که لورنزوی جوان و زیبا اما شکننده، در فلورانس میماند و ازدواج میکند. وقتی لورنزو دچار بیماری عفونی شدیدی میشود، انریکو هزینه درمان او را در یک کلینیک خصوصی میپردازد. بقیه فیلم به شرح بحران احساسی و فکری انریکوی اندوهگین میپردازد؛ اندوهی ناشی از مرگ برادر بداقبالش در اوان جوانی به خاطر یک بیماری غیرقابل علاج، در حالی که خود انریکو مجبور بوده در شرایط سختی کار و زندگی کند، اما با وجود این زنده مانده است.
خاطرات زندگی، تماشاگرش را وامیدارد که وقتی واقعا دوربین هیچ حرکتی ندارد، روی دیالوگها تمرکز کند. این صحنههای فیلم توجه ریاضت کشانه اما زیبایی را میطلبند. فیلمبرداری باوقار فیلم که توسط جوزپه روتونو انجام گرفته، یک فضای غمانگیز را متناسب با داستان فیلم خلق میکند که با رنگهای زرد و سبز تیره همراه است. منتقدان به این نکته توجه کردهاند که روتونو از یک سبک امپرسیونیستی موثر و احساس برانگیز استفاده کرده که به فیلم شکوه و غنای ویژهای بخشیده است.
از نقاط قوت دیگر این فیلم که دنیس شوارتز هم در یادداشتش به آن اشاره کرده، بازی موثر و احساسبرانگیز مارچلو ماسترویانی، بازیگر مطرح سینمای ایتالیا در نقش انریکوست.
شاید والریو زورلینی مانند فیلمسازانی چون روبرتو روسلینی، ویتوریو دسیکا، فدریکو فلینی، لوکینو ویسکونتی، میکل آنجلو آنتونیونی و بعدها، برناردو برتولوچی در سینمای ایتالیا شاخص و تاثیرگذار نباشد، اما تماشای یکی از بهترین فیلمهایش از برنامه سینما4 برای شناخت بخشی از تاریخ سینمای ایتالیا که کمتر دربارهاش در محافل بینالمللی صحبت و شاید در موردش غفلت شده باشد، خالی از لطف نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: