تو چه مسافر مدینه باشی چه ساکن در این شهر، اینجا باید احرام ببندی یعنی مُحرم راز شوی بعد عازم حرم شوی. اینجا درخت و شجرهای بود که رسول خدا(ص) زیر آن احرام بست و نماز خواند و به زیارت خانه دوست شتافت. بعد مسجدی ساختند و مسجد شجره نام گرفت، درست در محل همان درخت. آدم که جسم و روح خود را از هر پلیدی پاک و مبرا میکند اینجا احرام میبندد. لباس گناه و جامه خطا را از تن بیرون میکند و با دو قطعه پارچه سفید مقدمه سفر میشود. این آغازی است برای تشخصزدایی! کنار زدن فردیت و به جمع پیوستن. غوطهخوردن در اقیانوس عظیم انسانهای موحد.
اینجا قاعدهای که برای زندگی ترسیم کرده بودی بههم میخورد. مال و منالی با خود نداری. دفتر و دستکی وجود ندارد که تو رئیس آن باشی. این جامه سفید را که بهتن کردهای آماده میشوی برای عهد با معهود. عقد احرام میبندی، یعنی نیت احرام. با همین نیت زمزمه میکنی خدایا! هر چه غیر توست دل بریدم و تنها به تو پیوستم. لبیک اللهم لبیک... اشک در چشمانت حلقه میزند و این یعنی بازگشت به فطرت و پاسخ به خواسته پیامبر.
محمد خامه یار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)