حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنچه در بالا آمد، شرح درگیری و چاقوکشی چند روز پیش منطقه سعادتآباد تهران نیست. این اتفاق بین 2 گروه تبهکار یا اراذل هم رخ نداده است، بلکه 2 طرف آن کسانی بودهاند که داعیه کار فرهنگی و هنری داشتهاند. این نزاع دسته جمعی در جشنواره تئاتر استانی کهگیلویه و بویراحمد به وقوع پیوسته و بهانه آن اعتراض به داوری و انتخاب آثار برتر این رویداد بوده است!
اگرچه هر کس این خبر را میشنود، به سختی آن را باور میکند، اما متاسفانه واقعیتی است که به همه ما و البته مسوولان هشدار میدهد که اگر هرچه زودتر برای جلوگیری از این رفتارهای خشن چارهای اندیشیده نشود، دامنه آن گستردهتر و فجیعتر خواهد شد.
ماجرای چاقوکشی بیست و دومین جشنواره تئاتر استانی کهگیلویه و بویراحمد از آنجا شروع میشود که عدهای از دستاندرکاران و طرفداران یکی دو گروه تئاتری که به رای داوران معترض بودهاند، با سوت زدن و سروصدا در مراسم اختتامیه، جو را متشنج کرده، با لحنی بسیار زننده و عربدهکشی به معاون هنری وزارت ارشاد معترض میشوند و در نهایت کار را به درگیری فیزیکی و چاقوکشی در محوطه اداره کل ارشاد اسلامی کهگیلویه میکشانند.
همیشه در مبارزه با چنین ناهنجاریهای اجتماعی گفته میشود بهترین راه حل، کار و فعالیت فرهنگی است، اما وقتی خود عرصه هنر و ادب به این گونه رفتارهای زشت آلوده میشود دیگر چه باید گفت. وقتی حتی نمک میگندد، دیگر چه باید کرد؟
تئاتر برای این به وجود آمد تا جدلهای فیزیکی را به بحث و دیالوگ روی صحنه تبدیل کند. مهمترین کارکردش، تصفیه روحی هنرمند و مخاطب است، اینکه او را به تفکر وادارد و احساسات نوعدوستانهاش را برانگیزد. پس اگر کسی در این وادی بر خلاف این رسالت حرکت کند، در واقع ماسکی نمایشی بر صورت زده است و نباید او را هنرمند خواند.
مهدی یاورمنش
گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....