او توصیه میکرد: اول اینکه مراقب باشید در زندگیتان دل کسی را نشکنید.دوم که کاری را انجام ندهید مگر این که عاشقش باشید.
زندهیاد قویدل خودش به این دو نکته جادویی پایبند بود.هیچگاه کسی را از خودش نرنجاند و در زندگیاش دنبال کاری رفت که به تمام معنای کلمه عاشقش بود.او به سینما و فیلمسازی عشق میورزید. این حس عاشقانه را میتوان در تک تک نماهای فیلمهایی چون ترن، سردار جنگل، خونبارش و برنج خونین مشاهده کرد. خونبارش یکی از نخستین محصولات سینمای پس از انقلاب بود.او این فیلم را زمانی ساخت که هنوز نطفه سینمای اسلامی بسته نشده بود. هنوز تعریف روشنی از کلیت سینمای ایران در دوره جدیدش وجود نداشت. سینما مظهر هنر غربی محسوب میشد و ابهام و سردرگمی بر فضای سینمای ایران سایه انداخته بود.
قویدل در خونبارش جریان درگیری ارتش و مردم در میدان سبلان و نظام آباد، در روز 17 شهریور را روایت میکرد. او با این فیلمش نشان داد که سینما به عنوان یک ابزار قوی و تاثیرگذار چگونه میتواند در خدمت اهداف انقلابی قرار بگیرد. قویدل کارش را در سینما با دستیاری کارگردانی ساموئل خاچیکیان در فیلم مرگ در باران آغاز کرد. او به سبک سینمای خاچیکیان بسیار علاقهمند بود و بعدها فیلمهایی مثل ترن را ساخت که حال و هوایشان شبیه فیلمهای استادش بود.
این هنرمند علاوه بر آثار یاد شده فیلمهای چون «بار هستی»، «رخساره»، «بندر مه آلود»، «گالان»، «دل نمک»، «ترن»، «سردار جنگل»، «میرزا کوچک خان» و «برنج خونین» را در کارنامهاش به ثبت رسانده است. سال گذشته حسین دامن پاک نوازنده دوتار؛در مراسم بزرگداشت قویدل به یاد این هنرمند قطعاتی از موسیقی خراسانی را نواخت. او ترانهای را خواند که قویدل بسیار به آن علاقهمند بود: سه پنج روزه که بوی گل نیومد یار، صدای چه چه بلبل نیومد، روید از باغبان گل بپرسید یار...
قویدل اگر زنده بود حالا 66 ساله بود. او آرزو داشت 2 فیلم درباره امام رضا(ع) و شاهنامه فردوسی بسازد. اما اجل مهلتش نداد. او به آرزوش نرسید تا 17 آبان ماه سال 88 به دلیل نارسایی کبدی با زندگی وداع کند. روز 20 آبان مراسم بزرگداشتی به یاد او در شهر زادگاهش مشهد برگزار میشود. روحش شاد و راهش پررهرو باد.
احسان رحیمزاده
گروه رادیو و تلویزیون