نظریه کارشناس

نقش والدین در زندگی کودکان

حسن پسر نوجوانی است که هر چند سن کمی دارد، اما ضربات سختی از سوی خانواده‌اش بر او وارد شده و این ضربات آنقدر سنگین است که حتی در مورد افرادی با سن بالاتر و تجربه بیشتر می‌تواند تاثیر بسیار ناگواری داشته باشد.
کد خبر: ۳۶۴۸۵۶

روان‌شناسان بارها بر نقش والدین در زندگی فرزندان تاکید و اثرات مثبت و منفی آن را گوشزد کرده‌اند. حسن یکی از همان کودکانی است که قربانی مستقیم بی‌مبالاتی خانواده‌اش شده است. کودکان جنس مذکر بشدت تحت تاثیر پدرشان هستند و او را قوی‌ترین مرد دنیا می‌دانند و آنقدر او را بزرگ می‌بینند که احساس می‌کنند هیچ‌کس حریف پدر نیست و همین تصور و شخصیتی که از پدر می‌سازند به آنها در احساس آرامش کمک می‌کند و با اطمینان بیشتری زندگی می‌کنند. مادر نیز نقش مهمی را در زندگی کودک دارد، محبت‌های مادرانه و نوازش کردن فرزند و در آغوش گرفتن او راه‌هایی است که مادر می‌تواند علاقه خود به کودکش را نشان دهد و از این راه به او اطمینان دهد هرطور شده است از او مراقبت خواهد کرد و در واقع وابستگی عاطفی عمیقی بین کودک و مادر به وجود می‌آورد. تمام این وابستگی‌ها می‌تواند در رشد جسمی و روحی کودک بسیار موثر باشد و او را یاری دهد.

متاسفانه حسن هیچ‌کدام از این حمایت‌ها را نداشته است و بشدت در مضیقه بوده است. حسن محبت پدری را نداشته است و مرتب مورد آزار جسمی و روحی از سوی پدر قرار می‌گرفته است .

به جای این‌که پدر برای او پناهگاه باشد شبیه به شکنجه‌گر بوده است و حسن نه تنها او را دوست نداشته، همان‌طور که خود اشاره می‌کند از او متنفر هم بوده است. بنابراین از سوی پدر او بشدت آزار دیده و محرومیت کشیده است و امنیت دوران کودکی را از دست داده است.

مادر نیز ضربات محکمی را بر پیکره این کودک وارد کرده است و حسن به امید داشتن مادر و تحقق بخشیدن رویای کودکانه خود به دنبال مادر می‌رود و سعی می‌کند او را پیدا کند و موفق هم می‌شود. پیدا کردن مادر نقطه امیدی در زندگی این کودک بوده است و مادر انگیزه‌ای می‌شود برای این که حسن کار کند و پول جمع کند. او به دنبال تکیه گاهی بوده است که حالا پیدا کرده و برای حفظ آن دست به هر کاری می‌زند، حتی مواد فروشی و می‌بینیم که مادر چطور به یک‌باره و همان‌طور که او را در دوران کودکی تنها گذاشته است در دوران نوجوانی نیز او را ترک می‌کند و حسن دوباره تنها می‌شود. در واقع مادر دو بار بر حسن ضربه وارد می‌کند یک‌بار وقتی که او را در کودکی ترک کرد و یک‌بار وقتی که او را در دوران نوجوانی رها کرد. ضربه دوم بسیار مهلک‌تر بوده است. اگر مادر به زندگی حسن باز نمی‌گشت همیشه در رویای این کودک زنی مهربان باقی می‌ماند، اما متاسفانه با بازگشتش این کودک و تصوراتش را بر هم زد و رفت. آشفتگی در حسن را زمانی می‌توان دید و احساس کرد که این‌بار او به سمت مواد کشیده می‌شود. حسن برای این که غم از دست دادن دوباره مادر را فراموش کند، مواد مصرف می‌کند و معتاد می‌شود.

انگیزه‌ای که بسیاری از جوانان ما به خاطر آن معتاد می‌شوند. فراموش کردن غصه‌ها و مشکلاتشان است. یک نوجوان وقتی به سمت مواد می‌رود که از سوی خانواده طرد شده باشد در واقع برای پر کردن جای خالی والدینش به سمت مواد مخدر می‌رود و خود را به نابودی می‌کشاند. حسن نه تنها پدر و مادری بی‌مسوولیت داشته بلکه برادری سوءاستفاده‌گر نیز داشته است. برادر حسن نه تنها به او کمک نکرده بلکه پسر نوجوان را به سمت مواد مخدر هدایت کرده است. حسن برای پر کردن نقش پدر در زندگی‌اش به سمت برادر بزرگ‌تر می‌رود ؛ برادری که معتاد است و می‌خواهد هزینه موادش را تامین کند و از حسن سوءاستفاده می‌کند.

این کودک مورد خشن‌ترین برخوردها از سوی نزدیکانش قرار گرفته است و اعتیاد او هر چند دردناک اما قابل پیش‌بینی است.

اگر حسن آزاد شود بدون آن که مشکلات روحی‌اش حل شده باشد و شغلی یاد گرفته باشد و افراد تاثیرگذار در زندگی او یعنی پدر، مادر و خواهر ـ که حسن در جایی از آنها یاد می‌کند و ما می‌بینیم که این کودک وابستگی بیمار گونه به آنها داشته است ـ نقش خود را درست ایفا نکنند، قابل پیش‌بینی است که او دوباره به سمت مواد مخدر برود.

حسن نیاز به حمایت‌های روحی دارد و اگر خانواده‌اش نمی‌توانند این نقش را به هر دلیلی ایفا کنند، مددکاران وی در کانون باید او را حمایت و آماده کنند تا زمانی که دوباره به جامعه برمی‌گردد و بتواند از خود محافظت کند. دولت باید از سوی ارگان‌های مسوول نوجوانانی مانند حسن را مورد حمایت‌های مالی و روانی قرار دهد چرا که
عدم مراقبت از آنها هزینه بسیار سنگینی را به جامعه تحمیل می‌کند.

عاطفه کشاورزی- روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها