با مسافران سرزمین دل ها

شاید کسی بیاید

توی این همه اماکن زیارتی مدینه و زیارت قبور مطهر ائمه مدفون در بقیع یک جا بیشتر دلت می‌لرزد، پایت سست می‌شود؛ حسی غریب تو را برای ماندن می‌خواند.
کد خبر: ۳۶۴۳۹۳

 تو مزار مطهر و پاک اما بی‌بارگاه ائمه بقیع را زیارت کرده‌ای. چرخی زده‌ای در کنار مزار فرزند پیامبر. فاتحه‌ای برای همسران حضرت رسول خوانده‌ای ؛ تو بر مزار صحابه رسول خدا (ص) عرض ادب و ارادت کرده‌ای ؛ حالا می‌خواهی زیارت را تمام کنی و برگردی اما دلت کنار مزاری می‌لرزد. بی‌اختیار اشک می‌ریزی.

می‌خواهی گریه کنی. نه برای رفتن که برای ماندن دل می‌سپاری. اینجا آخرین ایستگاه زیارتی تو در بقیع است. کنار مزار مادر ادب، ام‌البنین. به احترام حضرت عباس و مادر عباس و برادران عباس می‌ایستی.

دست ادب به سینه می‌گذاری. اینجا مزار مادر ادب و جوانمردی حضرت عباس است. اینجا هق‌هق گریه‌ها در آسمان می‌پیچد.

انگار ابهت مردی وفادار، رشید و پرچمداری غیور تو را آرامش می‌دهد. هم او که ادب را ادب آموخت و نامش با جوانمردی گره خورد. تو در این شهر غریبه‌ای اینجا که می‌آیی می‌خواهی بمانی.

تو مثل من اهل این دیار را دوست داری و به عشق مردمان این خاک زنده‌ای. اینجا مزار مادر لب‌تشنگان عالم است. کاش می‌شد با عطر این همه اشک‌های جاری سایبانی می‌ساختند بر مزار مادر عباس. کاش کسی بیاید و به احترام مادر عباس سقاخانه‌ای بسازد.

کاش کسی می‌آمد و این پنجره‌های بی‌روح را برمی‌داشت دست‌های تمنای زائران این حرم را همراز خاک و افلاک می‌کرد. شاید هم کسی بیاید!

محمد خامه‌یار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها