هر چند به طور معمول هیچ مدیری در فوتبال و ورزش ایران در مقام پاسخگویی به عملکرد خود برنیامده است که امروز خواسته باشیم مدیران استیلآذین را زیر سوال ببریم، اما یقینا استیلآذین از زمانی لطمه خورد که حسین هدایتی به عنوان مالک و سرمایهگذار تیم، برای مقاطعی حضور خود را در باشگاه کمرنگ کرد تا با خارج شدن رشته امور از دستش، دیر به فکر چاره کار بر آید. او به عنوان مدیری خصوصی باید همواره به این نکته توجه داشته باشد که در فوتبال یک لحظه غفلت نیز خسرانهای جبرانناپذیری در بر خواهد داشت. بویژه در فوتبالی که پول معانی بسیاری از واژهها را نیز تغییر داده و شرایط امروز کلی با گذشته تفاوت کرده است. در این فوتبال اگر به دنبال نتیجه هستید باید بالای سر تیمتان باشید و اشتباه است که چنین فرض شود میتوان با کنترل از راه دور و حضور نیمبند، اداره یک تیم بزرگ و پرحاشیه را وفق نظر و مراد داشت.
مدیریت استیلآذین چنین اشتباهی را در برههای کرد، اما خیلی زود نیز چوب آن را خورد تا امروز این تیم در اندیشه جبران مافات باشد. بیشک استیلآذین با همین استعداد فنیاش، اگر به همدلی لازم برسد و اختلافنظرها در آن، اساس و موجودیت تیم را تهدید نکند، میتواند خیزشی دوباره در عرصه لیگ برتر داشته و جلوی بسیاری از مدعیان عرضاندام کند.
معتقدیم امروز باید به استیلآذین از جهات مختلف کمک کرد تا این تیم به وضعیت تیمهایی دچار نشود که امروز تنها خاطرهای از آنها در اذهان باقی مانده است. تیمهایی چون کشاورز، بهمن، پورا و... که دیگر موجودیتی ندارند و معلوم نشد چرا آمدند و چرا بی سر و صدا رفتند. بدیهی است با توجه به ضرورت حرکت به سمت خصوصیسازی در فوتبال، سرپا ماندن تیمهایی چون استیلآذین در فوتبال ایران ضرورتی اجتنابناپذیر است و یقینا فوتبال از افتادن این تیم خصوصی، ضرر بزرگتری را متوجه خود خواهد دید.
محمدرضا اکبری / جامجم