در کوچه پس کوچههای مدینه که سیر میکنی، حمزه سیدالشهدا، علیابن ابیطالب(ع) و مقداد را میبینی که پشت به پشت یکدیگر، فرماندهی لشکر اسلام را در جنگ احد برعهده دارند. عبداللهابنابی منافق را میبینی که در میانه میدان احد همراه با 300 سوار خود، راهش را از رسولالله جدا میکند. سلمان فارسی را میبینی که حفر خندق 5/5کیلومتری در ضلع شمالی مدینه را مدیریت میکند. فاطمه زهرا(س) را میبینی که بر مزار عمویش حمزه سیدالشهدا، از نامردمان روزگار شکایت میکند. مسجد فاطمه را میبینی، نه این یکی را دیگر نمیبینی. آخرین آثار آن را نیز سال قبل از بین بردهاند.
یهـودیــــان بنینضیر، بنیقریضه و بنیقینقاع را مشاهده میکنی از نخستین روزهای جوانه زدن اسلام در برابر آن کارشکنی کردند و سرانجام طومار حضور آنها در سرزمین مسلمین در نبرد خیبر درهم پیچیده میشود. عبداللهبن حنظله غسیل الملائکه را میبینی که خونخواهان اباعبدالله الحسین(ع) را در مقابل لشکر یزید به سرکردگی مسلمبن عقبه ساماندهی میکند. مسلمبن عقبه در این شهر آنقدر خون ریخته است که به او میگویند مسرفبن عقبه؛ یعنی کسی که در کشتن بسیار اسراف کرده است.
صورت ظاهری مدینه البته امروز با گذشته خود، زمین تا آسمان فرق کرده است. بزرگراهها و ساختمانهای مدرن امروزی، ظاهری متفاوت به این شهر داده و بسیاری از آثار صدر اسلام تخریب شدهاند. بسیاری از باغها و نخلستانها، جای خود را به هتلها و ساختمانهای جدید دادهاند؛ اما خیلی چیزها در این شهر هنوز تغییر نکرده است؛ محلههای شیعهنشین مدینه هنوز فقیر و مظلوم است.
حمید اسدی / خبرنگار اعزامی جامجم