جایگاه صدای محمد معتمدی، در آواز ایران

آغازی بر یک پایان

شاید شاعران، حتی بیشتر از اهالی موسیقی، نگران وضعیت آواز ایرانی باشند. شعر شاعران خاصه آن‌دسته که بیشتر دل به کلاسیک‌سرایی سپرده‌اند تا پیروی از بازی‌های مدرن زبانی و ادبی، در دایره‌ای معنا می‌شود که مرکز آن شعر حافظ و سعدی و مولوی و بیدل و دیگر اعاظم عالم شعر و ادب است. دایره‌ای که از هم گسستنش، نه تنها به ویرانی شعر، که به ویرانی زبان فارسی می‌انجامد. موسیقی ایرانی یکی از مهم‌ترین و بلندبالاترین حصارهایی است که گرداگرد این دایره بنا شده است و آن را از دستبردها مصون می‌دارد. در غیاب فرهنگ مطالعه و در هجوم زبان‌های بیگانه و هیاهوی نوا‌های سطحی و کلام‌های سخیف، این موسیقی و آواز ایرانی است که ـ گاه یک‌تنه ـ از یک‌سو حصاری است در برابر هجمه‌ها و از دیگرسو شعر فارسی را با نغماتش به میان مردم می‌برد و کلام بزرگان ادب را در گوش‌ فارسی‌زبانان طنین‌انداز می‌کند. این است که شاعران، حتی شاید بیش از اهالی موسیقی، نگران رخنه افتادن در این حصار هستند.
کد خبر: ۳۶۴۰۱۴

بعد از سال‌ها که آواز و تصنیف خوانی ایرانی در سایه بزرگان این هنر قرار گرفته بود و پدیده‌ای که خارج از این دایره باشد، ظهور پیدا نمی‌کرد، چندی است که گوش‌های علاقه‌مندان موسیقی این مرز و بوم با صدایی متفاوت آشنا شده است.

این مخاطب نیمه‌حرفه‌ای موسیقی ایرانی با نام «محمد معتمدی» آنگاه آشنا شد که او با گروه محمدرضا لطفی روی صحنه رفت. با سابقه‌ای که همه ما از بازسازی‌ها و بازخوانی‌ها در ذهن‌ داریم (به‌خصوص بازسازی و بازخوانی آثاری که در شرایط ویژه سیاسی و اجتماعی ساخته و اجرا شده‌اند؛ همچون تصانیف و سرود‌های انقلابی سال‌های 57 و 58) شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد اجرای مجدد کنسرت سال 58 لطفی و شجریان با گروه شیدا و تصنیف شکوهمندش «ایران ای سرای امید» به شایستگی برگزار شود. لطفی و همراهان جوانش، کنسرت به یاد ماندنی دانشگاه ملی را، مضراب به مضراب و تحریر به تحریر بازسازی و بازخوانی کردند؛ با همان صلابت و شور و حماسه که بود و آن‌که بیش از همه درخشید، محمد معتمدی بود که به شایستگی، صحت ادعای لطفی را به اثبات رساند.

در این فاصله، اجراهایی دیگر از معتمدی در آلبوم‌های «از بودن و سرودن» ، «وطنم ایران» ، «ای عاشقان» و «صوفی» منتشر شد. او در این چند آلبوم به خوبی قابلیت‌های استثنایی صدایش را به نمایش گذاشت و نشان داد که جنس صدایش این امکان را در اختیار او گذاشته است که هم بم‌خوانی و اثرگذاری داشته باشد و هم به راحتی در اوج هنرنمایی کند، با تحریرهایی برخوردار از لطافتی مثال‌زدنی. صدای معتمدی در اوج‌خوانی نیز پرحجم و گیراست و به ضعف نمی‌گراید. کم نیستند خواننده‌هایی که می‌توانند اوج بخوانند، همچنین خواننده‌هایی که صدایی پرحجم دارند و خواننده‌هایی که از صدای بم قوی و مؤثری برخوردارند؛ اما در میان جوان‌ترها شاید نتوان یافت صاحب صدایی را که همه اینها را با هم داشته باشد. و این است که معتمدی را در جایگاهی ویژه، فراتر از اقران می‌نشاند. معتمدی در آغاز راه است و به همین دلیل آوازخوانی‌اش بی‌نقص نیست. گاهی در تحریرهای سریع، بخصوص در دامنه صدای بم و میانه‌، صدایش می‌شکند، یا این‌که گاه صدایش ـ به اصطلاح غیراهل‌فن ـ حالت صدایی تودماغی به خود می‌گیرد. اما اینها چیزهایی نیستند که او را متوقف کند. او در همین چند سال نشان داده است اهل کاوش و کنکاش است و براحتی می‌تواند ضعف‌ها را اصلاح کند. معتمدی در آغاز راه است و البته این اقبال را داشته است که بزرگان موسیقی برای اجرای ساخته‌های‌شان از او دعوت به همکاری کنند. معتمدی باید بداند ـ و می‌داند ـ که آنچه کسانی چون شجریان را به این مقام رسانده است، نه تنها جنس و وسعت صدای او، که تحقیق و تتبع و شاگردی و جستجوگری اوست. معتمدی، همه آنچه را باید در صدایش داشته باشد، دارد: وسعت و حجم و قدرت بالا، توان اجرای حالات عاطفی و دراماتیک (از آن‌گونه که در دو اپرای عاشورا و مولوی از او دیدیم)، و از همه مهم‌تر زیبایی صدا و برخورداری از «آن»ی که همه‌کس از آن برخوردار نیست. اینها را اضافه کنید بر شعرشناسی، شعرفهمی و شاعری او، که اگرچه در نظر اول چندان بااهمیت جلوه نمی‌کند، اما وقتی خوانندگان صاحب‌نامی را می‌بینیم که نه‌تنها از فهم معانی پیدا و پنهان اشعاری که می‌خوانند، که حتی از درک قواعد اولیه عروض هم ناتوانند، به اهمیت این شعرشناسی و شاعری پی می‌بریم.از این پس معتمدی است و صدایش و گنجینه عظیم موسیقی و ادبیات ایران‌زمین. آیا او خواهد توانست دفتر فرهنگ و هنر ایران را ورقی دیگر بزند و برگی تازه پیش روی مشتاقان بگشاید و پایانی باشد شایسته، برای انحصار آواز ایرانی؟

امید مهدی‌نژاد ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها