در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از طرف دیگر تقلیلگرایی باقری در این نمایش به پیرنگ هم رسیده است. او به مانند نمایشنامه نویسان معاصر که پس از ابزوردیسم (نمایش معنا باخته) با اتکا به تأثیر آن، عناصر داستانی و قصه مرکزی را به کمترین حد خود میرسانند تا بیشتر وارد شخصیتها شوند، همین فرآیند را طی کرده است. نمایش دهانی پر از پرنده هم با کم کردن پرداخت به قصه و آن عنصر مرکزی سعی در ایجاد فضایی ساکن جهت نمایاندن استیصال شخصیتها دارد. خود باقری دلیل این مساله را این گونه تحلیل میکند: «عدم برخورد و حادثه جدید در طول نمایشنامه باعث این امر شده. این اثر درباره روند عکسالعمل شخصیتها به فقدان تدریجی محمود است؛ او که مثل یک مرکز و بنیاد خانواده را حول خود نگه داشته حالا با فقدانش همه اعضای خانواده را از نظر فردی وارد لحظات تجربه نشدهای کرده است.»
یکی از نکات مورد توجه تازهترین کار فارس باقری، اتصال عنصر اصلی نمایش که فقدان مرد خانواده است به وضعیت کلان اجتماعی و سپس مفاهیم بزرگتر و فلسفی است، اما از این جهت که خود اتفاقات و وضعیت اصلی در بن اثر با تمهیداتی مبهم نگه داشته شده، رسیدن به آن گرایشات کلان روندی واضح ندارد. اتصال کوچکترین واحد جامعه ـ یعنی خانواده ـ به بزرگترین واحدهای آن و سپس وجه هستیشناسانه دادن به مساله فقدان و هویتهای وابسته به فرد از دست رفته به دلیل تقلیلها و امساکهای زیباشناسانه ابهام پیدا کرده است. باقری ضمن تایید ابهام به عنوان تمهیدی زیبا شناختی توضیح میدهد:«روند این نمایشنامه به اینگونه طی شد که ببینیم با نبود محمود و مرگ او چه چیزهای دیگری نیست و شخصیتها در طول حرکت محمود به سوی مرگ اینها را پیدا میکنند. مهمترین شخصیت در این فقدان میترا همسر محمود (آیدا کیخایی) است. او ابتدا حاضر به باور کردن روبه مرگ بودن محمود نیست و او را زنده میداند چرا که همیشه خود را با او تعریف کرده اما وضعیت اجتماعی او پس از مرگ شوهرش تغییر میکند و حالا باید از نو خود را بدون محمود تعریف کند.»
در نمایش دهانی پر از پرنده، هیچگاه اهمیت ندارد که به چه دلیل محمود در حال احتضار است، اما خرده اشاراتی به آن میشود که واضح نیست. این نوعی سردرگمی ایجاد میکند که اگر دلایل مرگ محمود مهم نیست چرا مطرح میشود و اگر مهم است چرا مبهم گفته میشود. باقری در پاسخ میگوید «من فکر میکنم که آدمها هیچگاه به شرایط پایدار خود اطمینان ندارند. این ویژگی در مردم ما چند برابر است، چرا که اصولا علاقهای به وضوح ندارند و در برابر شرایط مبهم سکوت میکنند.»
نمایش باقری با همه این ابهامها و اجتنابها در اطلاعاتدهی سعی میکند اجرایی تمیز باشد، با فضایی عمیق که مدام به درون و احساسات آدمها اشاره میکند. دیالکتیک سکوت و زبان در اثر او به رغم افراط در سبکپردازی، تجربهای از آرایش واقعیت است که با رویکردی مینیمالیستی (کمینهگرایانه) بحران استقلال یک زن را در یک شرایط پر از وابستگی نمایش میدهد.
علیرضا نراقی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: