حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جسی آیزنبرگ که از اول اکتبر با اکران فیلم «شبکه اجتماعی» به صدر فروش فیلمهای سینمایی آمریکا راه یافت، در این فیلم در نقش یک جوان، که عنوان پولدارترین جوان دنیا را به خودش اختصاص داده یعنی مارک زوکربرگ ظاهر شد و این جناب زوکربرگ که خوره کامپیوتر است، کسی نیست جز خالق فیسبوک یا همان شبکه اجتماعی با 500 میلیون عضو!
اما جسی. این جوان موفق نیویورکی که امسال در 3 پروژه سینمایی ظاهر شده را نباید دستکم گرفت، چون او از 7 ـ 8 سالگی روی سن بوده و البته این کار در خانوادهشان موروثی است چون مادر لهستانی تبارش هم 20 سال به عنوان یک دلقک حرفهای برای بچهها روی سن میرفته و دلقک بودن در دنیای هنر اصلا کار سادهای نیست.
جسی برای اولین بار در سال 1996 راهی برادوی سرزمین تئاتر نیویورک شد تا برای بازی در تئاتری از تنسی ویلیامز روی سن برود. او در سال 1999 هم به جمع بازیگران یک سریال تلویزیونی پیوست و کارش را به صورت رسمی شروع کرد. اما اولین پروژه سینمایی او بازی در فیلم دیلن کید با نام «راجر داجر» در سال 2002 بود. سال 2005 او در فیلم «اسکویید و نهنگ» نوآ باومباخ بازی کرد و بعد از آن در همان سال با بازی در فیلم «سرزمین ماجرا» در کنار کریستین استوارت حسابی دیده شد. در این فاصله 10 ساله جسی یک کارنامه قابل دفاع برای خودش جمع و جور کرده و در حالی اسمش را در 22 فیلم ثبت کرده که 3 مورد آنها مربوط به سال 2010 بوده، 5 فیلم او در سال 2009 نمایش داده شده و تا حالا 2 فیلم برای سال آینده را آماده کرده است.
سال 2009 او در زامبیلند بازی کرد، در نقش همان پسر جوانی که از این همه دیوانگی متعجب است و البته جز تعجب در یک کار دیگر هم مهارت دارد و آن فرار کردن است!
البته بازی در فیلمی به کارگردانی «دیوید فینچر» کارگردان صاحب سبک سینما را هم نباید دست کم گرفت و خود این به معنی یک موفقیت بزرگ است. فینچر که پس از «مورد عجیب بنجامین باتن» فیلم «شبکه اجتماعی» را در دست گرفت، یکی از بختهای اسکار امسال محسوب میشود.
با این حال، هیچ کدام از نقشهایی که جسی در آنها ظاهر شده نقشهایی نیستند که به سادگی از کار در بیایند؛ برای مثال او هیچ وقت نقش یک قهرمان یا یک فرد تراژیک را بازی نکرده بلکه شخصیتهای او همیشه چند وجهی بودهاند و او باید در هسته مرکزی آنها یک مرد آهنی را کشف و خلق میکرد تا بتواند شخصیت مورد نظر را درست در بیاورد. شخصیت مارک زوکربرگ هم یکی از همین آدمهاست.
برای مارک همهچیز از یک شب پاییزی در سال 2003 شروع میشود که او به عنوان یکی از دانشجویان دانشگاه هاروارد، و خوره کامپیوتر و یک برنامهنویس موفق، جلوی کامپیوترش نشسته و به این فکر میکند که چطور میتواند با استفاده از همه چیزهایی که میداند و با ترکیب برنامههای مختلف با روش بلاگنویسی، ترتیبی بدهد که بشود در یک سایت مثل یک تالار بزرگ گفتوگو رفتار کرد.
مارک به این ترتیب موفق میشود و اسم خودش را به عنوان جوان ترین میلیونر تاریخ ثبت میکند. اما همه چیز به این راحتی نیست و همه دور و بریهای او که به نوعی به خلق این ایده کمک کرده بودند و در شکل گرفتن آن نقش داشتند، به عنوان مدعی وارد عمل میشوند و کار به مسائل پیچیده حقوقی و شخصی تبدیل میشود. حتی نزدیکترین دوستان مارک یعنی «ادواردو ساورین»، «شین پارکر» که بنیانگذار وبسایت «توییتر» است و دوقلوهای «وینکالووس» که دانشجوی هاروارد هستند، در برابر او میایستند و او را دزد میخوانند.
در این فیلم هم مثل کارهای دیگر، شخصیتی که جسی خلق کرده، یک بعدی و قهرمان نیست؛ و البته این را باید به حساب هنرمندی «فینچر» و فیلمنامه نویسش «ایرون سورکین» هم گذاشت که تصمیم نداشتند یک بیوگرافی از زندگی خالق فیسبوک درست کنند. سورکین که فیلمنامه «شبکه اجتماعی» را با اقتباس از کتاب «میلیاردرهای تصادفی: تاسیس فیس بوک، داستانی از جنسیت، پول، نبوغ و خیانت» اثر بن مزریک نوشته، در کنار فینچر دقیقا سعی کرده معمولی بودن زوکربرگ را در کنار ویژگیهای منحصر به فردش نشان بدهد و البته جسی هم برای در آوردن این شخصیت، کاملا موفق عمل کرده است.
مجموعه بازیگرانی که فینچر انتخاب کرده به نظر خیلی خوب جواب داده چون همین چند روز پیش چهاردهمین جشنواره سالانه فیلمهای هالیوودی ترکیب بازیگران این فیلم را به عنوان بهترین ترکیب سال انتخاب کرد و گروه بازیگری فیلم یعنی «اندرو گارفیلد»، «جسی ایزنبرگ»، «جاستین تیمبرلیک»، «ارمی هامر»، «جاش پنس»، «برندا سونگ»، «داگلاس آربانسکی»، «رونی مارا» و «رشیدا جونز» برای این کار تقدیر شدند و جایزه گرفتند. جالب اینکه جسی و اندرو گارفیلد که در فیلم رقیب همدیگر هستند، در مراحل ساخت به دوستانی صمیمی بدل شدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....