دنیا ، صبر نمی‌کند

تا که چشم به هم می‌زنی،‌ «امروز» می‌شود: «دیروز»؛ و این ، در حالی است که «امروز» ـ همین «دیروز» ـ «فردا» بود!
کد خبر: ۳۶۲۸۲۹

جهان، منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند. دنیا، صبر نمی‌کند! ...

دنیا، صبر نمی‌کند؛ تا که سر فرصت، هرچه را که انتظار داری، بشود و ، روی آورد.

زندگی، حاصل ضرب حرکت‌هاست؛ به طوری که اگر، در یک راه طی شده، «مسافت» را بر «زمان» تقسیم کنیم، از «سرعت حرکت» می‌توانیم سردرآورد؛

که یعنی «زمین» و «زمان» را ـ با یک دگر ـ نسبتی است به نام «سرعت»!

و هرجا که «حرکت» و «سرعت» نیست، انگار که زمان و زمین را ـ هم ـ با هم نسبتی نیست: جغرافیای زمین، سر بر خرابه‌های خود می‌گذارد و؛ تاریخ زمان، راه خویش، درپیش می‌گیرد و، بوده‌ها و نبوده‌ها را پشت سر می‌نهد.

و در این میان، انسان ـ این تنها موجود فرهیخته‌‌ی فرزانه‌ی خردمند خدایی اختیارمند ـ است، که با بهره‌گیری از جرات و جسارت ناشی از اندیشه و اراده و استعدادهای ناپیداکرانه‌اش، می‌تواند جای‌ـ‌گاه انسانی الهی‌اش را، به تعریف و توجیه و توضیح بنشیند؛ و ابعاد فراگیر جغرافیای تاریخی حیات را ـ در ضرباهنگ زمین و زمان ـ بر پرده پنهان آمال و، پهنه پیدای اعمال آدمی، به تجسم و تبلور بنشاند!

درست است که واقعیت خاکی آدمی، از همین سه بعد «زمین» ـ طول، عرض، ارتفاع ـ نشات می‌گیرد: اما، حقیقت خدایی‌اش، همان بعد چهارمی را خلق می‌کند، که زمان در روزگار و تاریخ، تجلی و تبلوری از آن است.

زمان، نردبان زندگی است؛

و همان گونه که می‌شود از آن بالا رفت، از آن به قهقرا ـ هم ـ می‌شود رسید!

انسان‌های آگاه و کنجکاو و هوشمند و خلاق، یقه‌ی زندگی را می‌گیرند؛ اما آنهایی که این‌گونه نیستند، این دنیای زندگی است که یقه‌ی آنان را می‌گیرد!

عمر، از جنس زمان است؛ که یعنی ـ به نوعی ـ هم می‌توان از آن فرا رفت، و هم می‌توان از آن فرود آمد!

جهان، یک فرآیند است. ایستگاه‌های هستی ـ هم ـ جاری است. هرلحظه، یک دنیاست. هرلحظه، یک دریاست. آن‌که دنیایش را، بخوبی، نمی‌تواند هماهنگ سازد؛ آخرت و فرجام خوبی ـ هم ـ یقینا، نمی‌تواند داشت.

تصمیم با شماست: دنیا، صبر نمی‌کند؛ این نیز بگذرد ... یا علی!

ابوالقاسم حسینجانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها