حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش ایسنا، روزنامه واشنگتن پست در گزارشی با عنوان "پترائوس شرح وظایف خود را در افغانستان بازنویسی میکند" مینویسد:
"ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی – ناتو در افغانستان از مدتها پیش با این طرز فکر که جنگها در جوامع قبیلهای به ناچار ترکیبی از مذاکره و گلوله است، موافق بوده است.
وی شبه نظامیان شیعه و سنی را در عراق تحت فشار قرار داد و در عین حال راههای جدیدی به آنها برای یافتن مسیری برای سازش با دولت تحت حمایت آمریکا گشود.
این فرمانده آمریکایی، چهار ماه پس از آنکه به سمت فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان منصوب شد، در حال اتخاذ همین رویکرد دو جانبه در کابل است.
وی در حال ترتیب دادن حملات و عملیاتهای ویژه و بمباران بیشتر علیه فرماندهان طالبان است. وی همچنین در حال گفتوگوهای بیشتری نیز هست، و این بدان معناست که مذاکرات سازش حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان را با مقامات طالبان تائید میکند و به عنوان اقدامی در جلب اعتماد، امنیت رهبران طالبان در ورود به کابل و بالعکس را تضمین میکند.
تمامی اینها خارج از شرح وظایف پترائوس است و مثالی بر چگونگی استفاده وی از عوامل عجیب و غریب در ارسال پیامهای آشتی جویانه حتی در زمانی است که وی میزان حملات را بیشتر کرده است.
پترائوس در بغداد یک شبکه مخفی غیرمعمول از مشاوران عرب ایجاد کرد که میتوانست دیدارهای شبانه با نوری المالکی، نخست وزیر عراق و دیگر افراد داشته باشد تا نظر آنها را به طور خصوصی درباره مسائلی جلب کند که مقامات عراقی و دیگران به طور علنی به آنها اذعان نمیکردند. این رویکرد کاملا مناسب جوامعی است که کمک به حفظ وجهه دیگران جنبه اصلی سازش کردن است.
با توجه به جایگاه پیشرو سیاسی و نظامی پترائوس، وی میتواند روندی برای هدایت گروههای مختلف طالبان به سمت سازش سیاسی ایجاد کند.
جنبه دیپلماتیک این بازی بستگی به توانایی پترائوس در ضربه زدن با قدرت ویران کننده خود به کسانی دارد که مخالفت میکنند. به همین علت است که وی پاکستان را به شدت تحت فشار قرار داده است تا عملیاتهای خود را علیه شبکه حقانی که در مناطق قبیلهای شمال غرب پناه گرفتهاند و نیز علیه شبه نظامیان شورای کویته طالبان که در بلوچستان در جنوب غرب پاکستان فعالیت میکنند، افزایش دهد.
به طور جالب توجهی همزمان با پیشبرد طرح "مذاکره – شلیک" پترائوس، ما کمتر در مورد استراتژی ضد فعالیتهای شبه نظامیان که گمان میرفت مشارکت بزرگ وی در دکترین نظامی آمریکا باشد، میشنویم.
اگرچه پترائوس در نوشتن این دکترین در سال 2006 کمک کرد، اما این امر بیشتر یک رویکرد اساسی است تا استراتژی مکر آمیزی که در واقع وی هم در عراق و هم افغانستان استفاده کرده است.
با توجه به مقررات اساسی عملیاتهای ضد شبهنظامیان که "حمایت از جان غیر نظامیان" است، پترائوس و معاونانش هنوز در حال اعمال این رویکرد "مردم محور" در استانهای قندهار و هلمند هستند؛ اگرچه مقامات ارشد نظامی اظهار میکنند این رویکرد تاکنون موفقیت کمی داشته است.
اما عملیات واقعی "دشمن محور" بوده است، بدین معنا که عملیاتها را برای دستگیری و کشتن رهبران طالبان هم راستا با حمایت از تلاش حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان در برقراری روابط سیاسی با طالبان، تشدید کنند.
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا از ماه دسامبر به رویکرد ضد شبهنظامی خاتمه داده است و هماکنون ناظر آن است که فرمانده وی (پترائوس) استراتژی را پیاده کند که بزرگترین دستاوردهایش از تاکتیکهای ضد تروریستی شدید ناشی میشود از جمله حملات شبانه خانه به خانه از سوی فرماندهی عملیاتهای ویژه مشترک(JSOC).
ضربالمثلی در این مورد وجود دارد که میگوید "گرگ در لباس بره" که ماهیت متغیر پترائوس را نشان میدهد.
طبق اعلام نیروهای اطلاعاتی ویژه، بازنگریهای اخیر عملیاتها که به درخواست پترائوس انجام شد حاکی از آن است که 90 درصد از موفقیتهای عملیاتی در افغانستان حاصل کار پنج درصد نیروها است و مهمترین این نیروها، گروههای مخفی JSOC هستند.
بزرگترین چالش پیش روی پترائوس از همان ابتدا، مشکل زمان بوده است. نارضایتی وی از جدول زمانی اوباما برای آغاز خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در ژوئیه 2011 از همان ابتدا مشخص بود.
به نظر میرسد، پیامی که این اقدام به طالبان ارسال میکند و نیز بی ارزش شدن استراتژی سیاسی – نظامی وی پترائوس را بیشتر نگران میکند تا کاهش برنامهریزی شده نیروها. کدام دشمن قبیلهای با ابرقدرتی که خروج خود را اعلام کرده، مذاکره میکند؟
پترائوس و مشاوران وی برای حل مشکل زمانی ژوئیه 2011 به نکته زیرکارانهای رسیدهاند. وی در حال ترغیب ناتو است تا در نشست ماه آتی سران در لیسبون بر روی موضوع جدول زمانی پیشنهادی کرزای مبنی بر واگذاری مسوولیتها به نیروهای افغان تا سال 2014 متمرکز شوند.
این مساله اثرات خوشایندی برای پترائوس دارد چرا که اولا، سه سال به زمان وی اضافه میکند و ثانیا، اعتبار بیشتری به استدلال وی در مورد لزوم سازش طالبان با کرزای میدهد."
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....