حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همین شهر در زمینه هنر تصویری بویژه سینما و تلویزیون کارکردهای دراماتیکی هم پیدا کرده و بخشی از هویت انسان و تاریخش را درعالم تصویر بازنمایی میکند. تصاویر شهر در یک فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی علاوه برکارکردهای داستانی و نمایشی، بخشی از تاریخ اجتماعی و توسعه شهری هر دوره را نیز به ثبت رسانده و بایگانی میکند.
شاید در تماشای یک فیلم یا سریال به پس زمینه شهر در دل درام توجه نکنیم، اما وقتی آثاری از دو 3 دهه پیش را در قالب مستند یا فیلم و سریال داستانی میبینیم به واسطه تفاوتهایی که به چشم میآید، شهر و مختصات و مناسباتش در آن دوره برجسته شده و از حاشیه به متن میآید. از این رو امروز با حاکمیت تصویر در زیست ـ جهان آدمی شاید هیچ ابزاری بهتر از فیلم و سریال برای شهرشناسی و بازخوانی تاریخ شهر مناسب نباشد. اما واقعا آثار سینمایی یا تلویزیونی ما تا چه حد بازتاب دهنده تصویر شهر بوده و میتوانند اسناد معتبر برای شناخت شهر در سالهای بعد باشند.
در این میان البته نقش تلویزیون برجستهتر است. شاید شهر در یک فیلم سینمایی صرفا به عنوان یک عنصر نمایشی و مولفهای دراماتیک مورد استفاده قرار گرفته و شناخته شود، اما در تلویزیون میتوان شهر را به عنوان یک موضوع واحد و اصلی که درونمایه و مضمون محوری یک برنامه را تشکیل میدهد، شناخت. به عبارت دیگر برنامههای تلویزیونی در ارتباط با شهر به 2 گروه عمده داستانی و مستند تقسیم میشوند که در اولی شهر به عنوان یک عنصر نمایشی در ساخت سریالها یا فیلمهای تلویزیونی مورد استفاده قرار میگیرد و در دومی خود به سوژه اصلی بدل میشود. در این بخش نیز باز هم میتوان آیتمهای دیگری را اضافه کرد. به این معنی که بخشی از تصویر شهر از طریق برنامههای خبری یا گزارشهای خبری بازنمایی میشود که بویژه در اخبار استانی و شهری که به مسائل و مشکلات جامعه شهری میپردازد، قابل ردیابی است و دوم برنامههایی که اختصاصا به شهر و مسائل آن میپردازد. این مساله بویژه در ارتباط با کلانشهرهایی مثل تهران مصداق بیشتری داشته و تعمیمپذیرتر است. مثلا اگر همین تهران را به عنوان متروپل و پایتخت در نظر بگیریم، بخشی از تصویر تهران در قالب اخبار این شهر مثل برنامه «تهران بیست»، «در شهر» و به طور کلی اخبار استان تهران بازنمایی میشود و بخشی دیگر که عمق و کارکرد شناختی بیشتری دارد به مستندهای شهری ارتباط مییابد که این شهر را در جنبهها و ساحتهای گوناگون مورد بررسی قرار میدهد. البته برنامههایی مثل تهران بیست یا در شهر هم سویه مستندگونه دارد و تصاویر خیالی، گرافیکی و مونتاژ شده از شهر را روایت نمیکند، اما برخی برنامههای اختصاصیتر مثل برنامه محله ما به شکل آگاهانه و ارادی و به قصد معرفی و شناسایی شهر ساخته میشوند که بهصورت مستقیم و محققانه به شناسایی و بازنمایی شهر پرداخته و اهدافی دیگر را دنبال نمیکنند.
اما واقعیت این است که تعداد و حجم اینگونه برنامهها در تلویزیون ما خیلی کم یا اینکه بدون جذابیتهای دراماتیکی و سرگرم کننده است؛ اما برنامه محله ما واجد برخی خصلتهایی رسانهای است که به شکلی عمیق و عینی تر، شهر و مسائل آن را به تصویر میکشد و تاریخ و هویت مناطق مختلف شهری را به نمایش میگذارد. اما این برنامه به تنهایی نمیتواند تصویر شهر و مسائل و چالشهای آن را به نمایش بگذارد و به همه نیازهای مخاطب در ارتباط با شهرشان پاسخ دهد.
ضعف عمده مستندهای تلویزیونی در ارتباط با شهر و شهرنشینی وجوه علمی و خشک بودن آن است که موجب عدم جذب برخی مخاطبان یا ریزش آنها میشود. در حالی که اگر قرار است یک برنامه تلویزیونی به مسائل شهرو شهرنشینی بپردازد باید به وجوه سرگرم کنندگی و جذابیتهای رسانهای ـ نمایش آن هم توجه کند.
برنامه محله ما که از شبکه تهران پخش میشود و به معرفی محلههای قدیمی میپردازد، این امتیاز را دارد که در عین اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به مخاطب از قدرت سرگرم کنندگی هم برخوردار بوده و با گفتار متنی که منوچهر والیزاده آن را خودمانی و صمیمانه میخواند به ارتباط بیشتر و همدلانه مخاطب با این برنامه دامن میزند، ضمن اینکه با رفتن به کوچه پس کوچههای شهر و اهالی و کسبه محل، تصویرواقعی و عمیقتری از شهر ارائه میکند که همراهی و همدلی مخاطب را درپی دارد. این برنامه میتواند درباره شهرهای مختلف ایران تسری یافته و دامنه وسیعتری به خود بگیرد. سوژههای جذاب فراوانی در سطح شهر نهفته است که اگر نگاه تیزبین و ذهن هوشمندانهای در کار باشد، میتوان سالانه شاهد تولید و پخش برنامههای متعددی در تلویزیون بود که با محوریت شهر و زندگی شهری ساخته شده و سیمای جامعتری از شهر را در تلویزیون به تصویر بکشد. تلویزیون در رسیدن به این هدف البته به همکاری نهادها و سازمانهای مرتبط مدیریت شهری نیازمند است تا این رسانه را در انتقال رساتر تصویر شهر یاری رسانند.
سیدرضا صائمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....