حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حاصل این شیوه نوآیین در تربیت، برآمدن نسلی است که گمان میکند بسیار دانا و هوشمند و جامع معقول و منقول است که در این مقوله نیز بسیار گزافهگوییها و گزافکاریها شده است. از آن جمله این سخن که گویی هوشمندی و ژرفنگری، جامهای است که تنها بر قامت این نسل برازنده است و این فاتحان المپیادها و صاحبان رتبههای برتر آزمونهای گوناگون سنجش هوش و دانش، نخبگان و نوابغی بیبدیل هستند که بسیار میدانند و بسیار هوشمندند و البته بسیار اعتماد به نفس دارند! یکی از آثار این «همهچیزدانی» و اعتماد به نفس، شتابزدگی و نگاه گذرا و سرسری به همه چیز است. آنان که از همه چیز خبر دارند، اما در هیچ نقطهای درنگ نمیکنند و عمیق نمیشوند. مانند مسافری که از پنجره قطاری شتابان به مناظر اطراف مینگرد. همه چیـز را میبیند، اما به شتاب و اجمال و بیفرصتی برای تامل؛ مثل ورق زدن صفحات اینترنت. آنچه به نام «رپخوانی» مشهور است و در این سالیان خوانندگان و شنوندگان پرشمار یافته است؛ پاسخی است به پسند همان شتابزدگانی که گمان میکنند بسیار میدانند و بر این گمان پای میفشارندکه اعتماد به نفس دارند به اعلی درجات آن! خواننده و سراینده ترانه رپ، با شتاب تمام جملاتی را به هم میپیوندد، بیآن که به پیوستگی معنایی و حتی رسایی آن برای شنونده اعتنایی کند.
از همه چیز سخن میگوید، بیآن که سخن قابل تامل یا دستکم قابل تحملی بگوید. دستهایش را با حالتی طلبکارانه به سوی مخاطبان تکان میدهد و گمان میکند بافتههایش، تمام یافتههای انسان را در بر دارد. برای همراهی با این سرودهها ناگزیری که بارها به آن گوش بسپاری و پس از تلاش و دقت فراوان میبینی که بسیار چیزها شنیدهای، اما هیچ در نیافتهای! شگفت آن که گونهای از همین خوانندگی برآمده از اعتماد به نفس افسار گسیخته با دستاندازی به منابع اصلی فرهنگ و ادب این سرزمین، آن گنجینههای معنوی را به بازار نفسانیت و خودبینی آورده است و از آن شگفتتر این که متولیان دستگاههای فرهنگی، از این دستاندازی بر سر ذوق آمدهاند و در تقویت این شیوه بیبنیان میکوشند. حالا بیا درستش کن!
وبلاگ اسماعیل امینی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....