حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از کارهای نمایشی او میتوان به نمایشهای توراندخت به کارگردانی رضا کرمرضایی - سفارتخانه به کارگردانی فردوس کاویانی- ارکستر زنان آشویتس به کارگردانی آتیلا پسیانی- چکامه نخست به کارگردانی حسین عاطفی- سی ـ مرغ، سیمرغ به کارگردانی قطبالدین صادقی و چمدان به کارگردانی فرهاد آئیش اشاره کرد.
تصویر دردناکی که هیچ وقت از ذهن مریم کاظمی پاک نمیشود، مرگ اسبی بود که هنگام سفر آنها اتفاق افتاد.
در این مورد با تاثر بسیار از حادثه ای یاد می کند که به گمان او امکان وقوع آن کمتر برای دیگران محتمل است در این مورد توضیح می دهد : صبح زود اسبی در مسیر جاده کناری در حال عبور بود.
ناگهان ماشینی بسرعت آمد و با اسب برخورد کرد و اسب به بالا پرتاب شد و محکم به زمین افتاد. قسمتی از رانش شکست و استخوان زانوهایش از گوشت بیرون زد.
هیچ وقت قیافه آن اسب سیاه و بخار نفسی که در زمستان از دهانش بیرون میآمد و چشمهایش که بسته میشد را فراموش نمیکنم و هر وقت میخواهم یک حادثه دردناک را به یاد بیاورم، آن تصویر غمانگیز جلوی چشمانم ظاهر میشود.
مریم کاظمی از خاطره دیگری در صبح زود 12 سال پیش یاد میکند: زمانی که داشتم سر کار میرفتم در حال عبور از یکی از خیابانها، زن میانسالی را دیدم که به خرید آمده بود و یک کامیون حمل مواد لبنیاتی در آنجا ایستاده بود. همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. این خانم در حال عبور از خیابان، پشت به آن ماشین بود و راننده هم دنده عقب میآمد.
ناگهان چادر آن پیرزن به ماشین گرفت و پیچید زیر چرخ ماشین و آن زن افتاد و ماشین از روی سرش رد شد که به شکل فجیعی له شد. با خودم گفتم چقدر فاصله مرگ و زندگی نزدیک است.
برای خودم تمام داستان زندگی آن زن را تصور کردم که الان چه کسانی در انتظار او هستند و وقتی مطلع شوند چه حالی پیدا خواهند کرد. تا مدتها تصویر آن سانحه دلخراش با من بود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....