آیرونمن یا «مرد آهنی» نیز مانند بسیاری از ابرقهرمانهای سینمایی از کمیک استریپها گام بر پرده سینما گذاشت. این موجود مانند اسپایدرمن یکی از مخلوقات استن لی، خالق افسانه مرد عنکبوتی است. این ابرقهرمان نیز مانند بتمن هیچ نوع توانایی ماورای بشری ـ غیر از ثروت بیحد و حصرش ـ ندارد.
با وجود اینکه تولد مرد آهنی به سال 1963 بازمیگردد، اما در فیلم تولد این ابرقهرمان در زمان جنگ افغانستان و در غارهای محل پنهان شدن القاعده رخ میدهد.
تونی اسپارک صاحب صنایع نظامی اسپارک بعد از اسیر شدن در افغانستان متوجه میشود که تولیدات او در اختیار تروریستهاست و به دلیل آسیبی که میبیند، نیازمند نصب نوعی رآکتور کوچک الکترومغناطیسی روی قلبش است تا ذرات کوچک ترکشها وارد قلبش نشود. او این میدان را تقویت میکند تا اینکه بتواند نیروی بیشتری برای یک سیستم زرهی فوق مدرن تهیه کند؛ زرهی که او را تبدیل به مرد آهنی میکند.این فیلم به خاطر استفاده از رآکتور انرژی روی قلب شخصیت مرد آهنی، شاید به ابرقهرمانی مانند بتمن شباهت داشته باشد، اما نکته جالب این است که در بسیاری از آزمایشگاههای نظامی درباره امکان ساختن چنین تجهیزاتی بویژه برای سربازان بحثهای جدی جریان دارد.
اگر از واحد پروازی این زره بگذریم، استفاده از رایانههای کوچک در زره که بتواند اطلاعات مورد نیاز از جمله رهیابی ماهوارهای، دید مادون قرمز و اشعه ایکس را روی نمایشگرهای چشمی نشان بدهد موضوع دور از واقعیتی نیست.
از سوی دیگر، امکان سوار کردن بازوهای قدرتمند که تحت کنترل حرکات بدن باشد و توانایی بالاتری را به آن منتقل کند، اکنون عملی شده است که نمونه آن را میتوان در پاهای کمکی رباتیکی دید که برای کاهش فشار بر عضلات طراحی شدهاند و با کمک آنها میتوان مسافتهای زیادی را بدون احساس خستگی طی کرد.
طراحی زرههایی مانند آنچه نمونه خیالیاش در فیلم دیده میشود، هزینههای فوقالعاده زیادی دربردارد، اما به طور چشمگیری توانایی افراد در حوزههای مختلف و نه فقط میدان جنگ را توسعه میدهد.
برای مثال تصور چنین زرهی را برای آتشنشانهایی تصور کنید که در عین حال باید آسیبدیدگان را از زیر آوار بیرون بیاورند. یک بازوی تقویتکننده به این مامور اجازه خواهد داد با ظرافت یک دست عادی، بار بسیار سنگینی را از روی مصدومان بلند کند و در عین حال خودش از ریزش آوار در امان بماند.
دیدن فیلم اکشنی مانند آیرون من، اگرچه اوقات فراغت ما را پر میکند، اما در عین حال میتواند باعث شود نگاهی به پشت پرده جادو بیندازیم و ببینیم چگونه میتوان از واقعیتها برای ساخت سرگرمی استفاده کرد.
پوریا ناظمی