جای خالی برنامه

تا چند سال پیش که برخی کارشناسان خبر می‌دادند 21 درصد مردم به نوعی اختلالات روانی دارند، یاد رانندگان عجول و عصبی می‌افتادیم که دیوانه‌وار بین خودروهای بزرگراه شلوغ، لایی می‌کشیدند و با هر ترمز، بوق کشداری را نصیب خودروی جلویی می‌کردند.
کد خبر: ۳۵۳۶۱۷

اما حالا که به گفته رئیس انجمن روانپزشکان ایران، 33 درصد ایرانیان از یک یا چند بیماری روانی رنج می‌برند، بیشتر به یاد افرادی می‌افتیم که از رفتار نابهنجار آنها، خود ما نیز گاهی واکنش‌های عصبی بروز می‌دهیم. وقتی در واگن مترو پاهایمان را دراز می‌کنیم و بی‌اعتنا به افرادی هستیم که مقابلمان ایستاده‌اند یا وقتی خودرویی مشغول سوار کردن مسافر است و با چراغ زدن‌های مکرر چشم مسافر را از حدقه درمی‌آوریم، حتی وقتی نیمه‌شب به خانه می‌رسیم و در واحد مسکونی‌مان را به هم می‌کوبیم، گاهی هم صدای ضبط‌صوت را چنان بلند می‌کنیم که در و دیوار آپارتمان مجاور به لرزه می‌افتد و... هرچند معمولا به فقر فرهنگی تعبیر می‌شود، اما در بسیاری موارد، ناشی از اختلالات روانی است؛ اختلالاتی که با افسردگی یا پرخاشگری همراه است و معمولا از سنین بلوغ آغاز می‌شود.

پیش از این برخی کارشناسان نسبت به رشد افسردگی در زنان، جوانان و سالمندان نیز هشدار داده بودند. چنین آمارهایی که گاه و بیگاه در رسانه‌های جمعی برجسته می‌شوند و در بیشتر موارد جایی در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور ندارند تنها یک هشدار پزشکی و رفتارشناسانه نیست، بلکه یک زنگ خطر اجتماعی است. اگر گزارش انجمن روانپزشکان را مبنی بر اختلال روانی 33 درصد جمعیت کشور صحیح بدانیم، جای خالی بسیاری از برنامه‌های اجتماعی احساس می‌شود؛ برنامه‌هایی مانند طرح نشاط ملی که زمانی شتابزده مطرح و بعد فراموش شد؛ برنامه‌ای که تنها در حد حرف باقی ماند، بدون آن که راهکار و خطوط اجرایی آن روشن شود.

در حال حاضر جامعه تشنه شادی و برنامه‌های مفرح است. شاهد مثال آن استقبال گسترده جمعیت مشتاق کشور از کنسرت‌ها و نمایش‌ها و فیلم‌های سینمایی شاد و کمدی است که اگر دیر برسیم، بلیتی برای استفاده از این برنامه‌ها پیدا نمی‌کنیم.

این خلأ از سوی برنامه‌ریزان فرهنگی هم احساس شده، هرچند بجز چند نمایش و پخش موسیقی محدود در میادین شهر طی تابستان و اعیاد مذهبی، برنامه‌ای دیگر برای پر کردن این خلأ طراحی و اجرا نشده است؛ چراکه هنوز استراتژی‌های شاد بودن در برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی تدوین نشده و بیشتر تابع سلیقه فلان مدیر است. از سوی دیگر هنوز آنها که می‌خواهند برنامه شاد به خورد مردم بدهند، نمی‌دانند براساس کدام چارچوب و به خواست کدام مسوول فرهنگی خود را سازگار کنند؛ برنامه‌های شادی که از موسیقی سنتی آغاز و به پاپ ختم می‌شود، مجری‌ای که ابتدا شق و رق با مردم سلام و علیک می‌کند و در آخر موضعی غیررسمی می‌گیرد.

آنچه مردم می‌خواهند، برنامه‌های شاد است؛ اما این که نوع و تعریف شاد بودن و مقدار و میزان آن باید توسط مسوولان تعیین شود و برای شادی هم چارچوب قرار دهیم ، نکته‌ای است که طراحان برنامه نشاط ملی باید به آن پاسخ دهند.

به نظر می‌رسد چارچوب‌سازی از یک‌سو و بی‌اعتنایی به برنامه‌های نشاط‌بخش از سوی دیگر ـ توامان ـ یکی از عوامل رشد لجام‌گسیخته افسردگی و اختلالات روانی باشد. نظر شما چیست؟

کتایون مصری 
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها