بعد از سلام

تلخ و شیرین

همیشه اول باد می‌وزد و بعد همین طور روز‌ها کوتاه می‌شوند و شب‌ها بلند. تا یک روز چشمت را باز می‌کنی و می‌بینی از برگ‌های چنار شرقی که جلوی پنجره را کیپ تا کیپ گرفته بود، چیزی باقی مانده است و این یعنی پاییز با تمام وجود از راه رسیده است و... بعد هم تا بخواهی با پاییز اخت شوی، می‌بینی روز‌ها آنقدر کوتاه شده‌اند و شب‌ها بلند که دیگر نه نشانی از پاییز هست و نه آفتاب طلایی‌اش که فرصت بیشتری برای خودنمایی در آسمان داشت.
کد خبر: ۳۵۳۴۰۰

فصل‌ها همین طور پشت سر هم می‌آیند و می‌روند و با آمدن و رفتن‌شان چه بخواهیم و چه نخواهیم سن و سال ما بالا می‌رود.

همیشه همین‌‌طور است. کودکی آدم‌ها یک جایی در حوالی همین پاییز‌های طلایی جا می‌ماند و بعد نوبت گم‌شدن نوجوانی می‌رسد؛ در یک تابستان داغ یا در یک زمستان سرد، فرقی نمی‌کند البته مهم گم‌شدن نوجوانی است و گذر از مقطعی به مقطع دیگر.

شاید به خاطر همه اینهاست که گاهی آدم درست در چنین روز‌هایی دلش می‌گیرد. در روز‌های آخر شهریور یا نه (آن‌طور که محمدرضا شفیعی کدکنی سروده است) در روز‌های آخر اسفند. آدم دلش می‌گیرد، خودش می‌ماند و تمام خاطراتی که از این فصل‌ها دارد. فصل‌هایی که می‌روند و می‌آِیند و همین طور بخشی از عمر ما را تبدیل به خاطراتی می‌کنند که قرار است تا آخر عمر در ذهن ما بمانند.

خاطراتی که نه کهنه و نه پاک می‌شوند، اما جای تلخی و شیرینی‌شان عوض می‌شود. روز‌های سخت سربازی تبدیل می‌شود به شادترین خاطرات زندگی‌ات، یا نه خاطرات خوشگذرانی‌ها و حال کردن‌های جوانی‌ات گاهی تلخ می‌شود مثل زهرمار.

مثلا یکی از همین آشنا‌های ما هست که در بین همه فامیل معروف بوده به آدم بی‌غم و خوشگذران. کسی است که سال‌های جوانی‌اش را صرف تفریح کرده و حالا برخلاف بقیه هم سن و سال‌هایش چیزی ندارد.

تا همین 10 یا 12 سال پیش کلی پز جوانی‌اش را می‌داد و این که کلی صفا کرده، اما حالا که بچه‌هایش دانشگاه برو شده‌اند و بزرگ، تازه یادش افتاده که نه خانه دارد، نه پول پیش کافی برای رهن کردن خانه و نه پول ثبت نام بچه‌هایش را در دانشگاه. حالا هر وقت پای حرف‌هایش می‌نشینی دیگر خبری از خاطرات خوش روز‌های رفته نیست. انگار تازه فهمیده تلخی این روزهایش به خاطر خوشی بیش از حد همان روز‌هایی است که در یکی از فصل‌های سال جایشان گذاشته است. روز‌هایی که رفته‌اند و دیگر برنمی‌گردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها