حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با این وجود به نظر میرسد اگر قرار است سیتی راه قهرمانی را تا پایان طی کند و صاحب این عنوان شود، کارلوس تهوز مهاجم برجسته آرژانتینی منسیتی است که باید به لطف نبوغ و کارایی ویژهاش گرهها را بگشاید و جرقههای لازم را بزند.تهوز به موج دیگری از بازیکنان نامدار تعلق دارد که تابستان سال پیش به «من سیتی» آمدند و در نتیجه چون پیشینه حضورشان در این تیم بیشتر از ستارههای این فصل سیتی است، طبعا شانس و امکان بیشتری برای رساندن تیم روبرتو مانچینی به اهدافش دارند.عمدهترین این اهداف کسب یکی از دو رتبه اول لیگ انگلیس، پیشرفت تا سرحد امکان در «لیگ اروپا» (جام یوفای سابق) و نیمنگاهی نیز به دو جام دیگر داخلی انگلیس (جام حذفی و جام اتحادیه) است.
سال پیش بجز تهوز 27 ساله و آرژانتینی که از منچستریونایتد به سیتی و به واقع از یک گوشه شهر منچستر به گوشه دیگر آن کوچ کرد، این بازیکنان به سیتی آمدند: کولو توره ساحل عاجی، امانوئل آدهبایور توگویی، روکه سانتاکروز پاراگوئهای، شی گیون ایرلندی، گرت بری انگلیسی و کریگ بلامی ولزی.
مانچو رفتنی است؟
اما از میان آن جمع، اینک سانتاکروز و بلامی از «من سیتی» رفتهاند و برای این که افکار مانچو بیشتر بار و بر بدهد و تصورات او به طور تام و تمام به جای افکار مارک هیوز مربی سابق و ولزیسیتی بنشیند افرادی که پیشتر نامشان آمد به جمع نفرات این تیم اضافه شدهاند. وقتی باشگاهی اینهمه خرج میکند، بدیهی است که حاضر نباشد تن به یک فصل دیگر بدون جام و عنوان بدهد و به واقع محکوم به موفقیت است و اگر چنین نشود، مانچو رفتنی خواهد بود.
حتی نتیجه نگرفتن این تیم تا پایان نیمفصل اول هم میتواند برای این مهم کفایت کند.
این چنین است که نقش تهوز به عنوان یکی از باهوشترین عناصر این تیم برای رسیدن به هدف فوق عمدهتر میشود. خیلیها معتقدند که اگر مساله خرجهای نجومی سیتی در 3 فصل اخیر مطرح نبود و قیمتگذاریهای دقیق روی هریک از بازیکنان فوق صورت نمیپذیرفت، تهوز به گونهای بر سایر نامداران «منسیتی» سایه میانداخت. وی به لحاظ فنی و هوش در سطحی است که میتواند با یک حرکت یا یک پاس و ضربهزنی، حریفان را مستاصل و تیم مانچینی را در میادینی پیروز کند که بدون وی کارش در آنها بسیار سخت خواهد بود.تهوز به این سبب منچستر یونایتد را ترک گفت که آبش با الکس فرگوسن سرمربی سرسخت و ابدی (!) یونایتد در یک جوی نمیرفت و چون این مربی اسکاتلندی در اغلب اوقات وی را روی نیمکت ذخیرهها مینشاند و در چنان فضایی او نمیتوانست ارزشهایش را به طور کامل جلوهگر شود، تصمیم به کوچ گرفت. انگیزههای قوی برای درخشش در سیتی و نشان دادن مجدد ارزشهایش به فرگوسن، سبب شد تهوز فصل گذشته از بهترین های نیمه آبی شهر منچستر در مسابقات مختلف باشد و او در کارهای تهاجمی از آدهبایور هم که در اوایل فصل گلهای حساسی زد (اما در اواسط و اواخر فصل خاموش بود) موفقتر عمل کرد.
با این حال سیتی امسال به درخشش صرف رضایت نمیدهد و فتح جامها را میخواهد و همان طور که پیشتر گفتیم این تهوز و یاران قبلی و جدید وی هستند که باید این منظور را تامین کنند.
تکرار نمایشهای گذشته
تهوز که پیشینه درخشش در بوکاجونیورز و کورین تیانس در صحنه فوتبال باشگاههای آمریکای جنوبی را هم دارد و در بدو ورود به انگلیس جذب وستهام و سپسمنچستر یونایتد شد، در فصل نخست عضویتش در «منسیتی» فوقالعاده عمل کرد و در 35 بازی 23 گل به ثمر رساند و کم مانده بود که گلسازیهای قهرمانانه او سیتی را به فینال جام اتحادیه انگلیس هم برساند.
اگر این چنین نشد به سبب گلزنی وین رونی همتیمی سابق او در برابر سیتی در واپسین ثانیههای دیدار برگشت دو تیم شهر منچستر در مرحله نیمهنهایی این جام بود که زحمات قبلی تهوز را به هدر داد و آن را بیثمر ساخت.
اگر روابط تهوز با فرگوسن مناسب نبود و همان مساله سبب شد وی یونایتد را ترک کند ارتباط کاری وی با مانچو نیز در مقاطعی از فصل پیش فوقالعاده نبود. او از اینکه مانچینی هرروز هر جلسه تمرین برای تیم میگذاشت دل پری داشت و تا سر حد امکان از یکی از آنها پرهیز میکرد.
اضافه بر آن وقتی او در فصل پیش یک بار برای ایام تعطیلات به کشورش بازگشت دیرتر از آنچه گفته بود، به منچستر رجعت کرد و صدای سران سیتی را درآورد.
با اینکه او بجز برخی دقایق خاص مسابقات تیم ملی آرژانتین در جامجهانی اخیر، نمایشهایی معمولی داشت اما در پایان این رقابتها تعدادی از سایر باشگاهها خواستار تهوز شدند که این موارد نه به صحبت مستقیم جدی بین دو طرف منجر گشت و نه تهوز موضوع را پیگیری کرد.
آن ماجرا
یکی از دلایلی که مذاکراتی از آن دست را شکل نداد و مانع از جدایی تهوز از منچسترسیتی شد، همان طور که قبلا گفتیم، شرایط روحی نامساعد او بعد از شکست سنگین 0ـ4 آرژانتین در برابر آلمان در مرحله یکچهارم نهایی جامجهانی 2010 بود. با این که مدت قابل توجهی از آن رویداد میگذرد، تهوز معترف است که آن ماجرا وی را هنوز آزار میدهد و از فکر آن خارج نمیشود. او با اجازه باشگاه قدری دیرتر از سایرین به تمرینات فصل جدید سیتی ملحق شد و وقتی هم که آمد دل و دماغی نداشت.هفتهها بعد از ناکامی آرژانتین در جام نوزدهم تهوز در صحبتهایی حمایتگرانه از مانچو معتقد است که این مربی ایتالیایی نباید از سیتی برود و برعکس باید بماند و امکان ادامه کار و تلاش در این باشگاه به وی ارزانی شود.
به اعتقاد وی گروه کاری کنونی در سیتی اعم از کادر فنی و بازیکنان باید زمان کافی در اختیار داشته باشند تا ویژگیهای خود را بروز بدهند و به پروژههای مقرر بپردازند و فقط بعد از گذشت مدتی مشخص، درباره کار آنها و توفیق یا ناکامیشان بررسی و اعلام رای شود.
تهوز به رغم وجود برخی مشکلات در روابطش با مانچو که پیشتر از آن یاد شد در تمجید از وی نیز کوشاست و میگوید: «بعد از انتقال من به سیتی و رفتن هیوز و آمدن مانچو، این مربی ایتالیایی بارها کوشیده است با صحبتها و روشهای خاص کاریاش به من روحیه لازم را ببخشد و من را به سمت و سویی بکشاند که به نفع تیم و در جهت منافع آن باشد. اگر من در همان فصل نخست حضورم در سیتی بسیار موفق بودم، به همین سبب بود و در این راه همبازیانم نیز کمک زیادی به من کردند. خصلت مهم و اصلی منسیتی در حال حاضر این است که هماهنگی نفرات آن روز به روز در حال بیشتر شدن است. وقتی هر فصل حداقل 5، 6 بازیکن جدید را جذب میکنید، بدیهی است که برای جا افتادن آنها در ترکیب تیم باید به آنها فرصت بدهید. همین حالا ما با آمدن نظایر پالوتلی، میلنر و سیلوا به سیتیافمنچستر (ورزشگاه اختصاصی سیتی) باید بکوشیم با آنها هرچه سریعتر هماهنگ شویم و به واقع آنان باید تلاش کنند تا طبق اسلوبهای اینجا بازی کنند و شیوههای کاری سیتی را جذب و اجرا کنند. با این اوصاف توقع بازیهای عالی از ما داشتن تا قبل از اتمام نیمفصل اول لیگ انگلیس، انتظاری بیش از حد است.»
مقصد بعدی «او»
عاملی که تهوز را در تیم دوم شهر منچستر ماندنی و او را در این راه صاحب ثبات قدم و عزم قویتری میکند، وارد کردن ضرباتی تازهتر به یونایتد یعنی تیم اول شهر منچستر به قصد تسویه حساب با فرگوسن است. تهوز که هرگز نتوانست ایدههای انحصارگرایانه فرگی را بپذیرد و طرز برخورد او با مسائل مختلف را منصفانه بشمرد، زمانی شادمان خواهد شد که از افزوده شدن بر افتخارات بیشمار یونایتد در فصل جدید جلوگیری کند و به خصوص مانع از ثبت نوزدهمین قهرمانی شیاطینسرخ در لیگ انگلیس، یعنی بالاتر ایستادن آنها از لیورپول در جدول فاتحان این لیگ شود. برنده اصلی این ماجرا میتواند مانچینی باشد که با استفاده از انگیزههایی قوی از این دست نزد تهوز و همتایان او، «من سیتی» را در مدتی کوتاهتر از آنچه تهوز میپندارد به یکی از حاکمان فوتبال انگلیس تبدیل و خواسته مالکان اماراتی بسیار ثروتمند این باشگاه را برآورده و به واقع خود را ماندنی کند.
هفتهنامه Observer / مترجم: وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....