حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید هم به این میاندیشی که اگر مجلس تعطیلات 3 روزه عید فطر را تصویب کند، یک دل سیر شمال بروی. خلاصه هزار رقم فکر و خیال و امید و آرزو تو را احاطه کرده است. اما در میان تمام این بافتههای ذهنی ناگهان تصویری را در روی یکی از بیلبوردهای شهر میبینی که به یکباره تمام افکار و خیالات تو را به گوشهای رانده و در چشم به هم زدنی قسط و شهرداری و ترافیک و تعطیلات را فراموش میکنی و سر از یک دنیای دیگر در میآوری؛ دنیایی که خیالی نیست اما این روزها خیلیها حسرت آن دنیا را میخورند. دنیایی که در آن شهیدی بر بالین شهید دیگر نشسته و آخرین لحظات زندگی دنیایی او را نظاره و با او نجوا میکند. تصویری که در یکی از بیلبوردهای سطح شهر نصب شده آنقدر زیبا و تاثیرگذار است که حتی نسل ما جبهه نرفتهها را هم به همان ایام میبرد. از این تصاویر کم ندیدهایم، اما چه کنیم که بعضیهایمان آدمهای قدرناشناسی هستیم. خیلی زود نوستالژی دوران کودکی و نوجوانی خودمان را فراموش میکنیم؛ روزگاری که هر ساعت و دقیقه آن مصادف بود با بازگشت جنازه یک شهید.
هر چند بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس تصویر شهید علیاکبر درویشی و همرزم او را به مناسبت تقارن شهادت وی در عملیات رمضان با ایام کنونی در چند بیلبورد نصب کرده است اما همین بهانه هم دستاویز خوبی است. اتفاقا هر ماه قمری یا شمسی را که در نظر بگیری یادآور پرواز هزاران شهید بیادعایی است که جای تصاویر آنها در بیلبوردهای شهر خالی است.
حمید اسدی / دبیر گروه اقتصاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....