آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
نیکلاس دوست 79 ساله من است. او بهرغم سنش، بدنی فوقالعاده قوی دارد. آن روز هم مثل روزهای دیگر با نیکلاس سلام و احوالپرسی کردم، اما او متوجه شد که حال من زیاد خوب نیست و سر حال و شاداب نیستم. بنابراین پرسید: جو! اتفاقی افتاده؟ موضوع خاصی باعث این همه نگرانی و فکر تو شده است؟
من هنوز با خودم درگیر بودم و فکر میکردم دنیای من به آخر رسیده و دیگر روزهای شاد و خوب در زندگی من وجود نخواهد داشت. به نیکلاس هم همین پاسخ را دادم. به او گفتم من از اینکه 30 ساله میشوم و دهه جدیدی از زندگی را شروع میکنم، نگرانم.
وقتی که این موضوع را به نیکلاس میگفتم با خودم فکر میکردم زمانی که من هم سن و سال نیکلاس شوم، چگونه میتوانم برگردم و به گذشته خود نگاه کنم؟ در همین فکر و خیالها از نیکلاس سوال کردم: «راستی، بهترین دوران زندگی تو چه زمانی بوده؟».
نیکلاس مطمئن و بدون شک و تردید و خیلی محکم در پاسخم گفت: «خوب گوش کن، این جواب فلسفی من به سوال فلسفی توست.
زمان کودکیام که در اتریش و کنار پدر و مادرم زندگی میکردم، آن روزها که همه مراقب من بودند، بهترین دوران زندگیام بود.
وقتی که به مدرسه رفتم و نکات جدیدی آموختم، چیزهایی که تا امروز هم به کمک من میآیند، آن زمان بهترین دوران زندگیام بود.
وقتی که به اولین کارم مشغول شدم و مسوولیتهای جدیدی را تجربه کردم و برای نتایج زحماتم به من پاداش دادند، بهترین زمان عمرم بود.
زمانی که همسرم را دیدم و عاشقش شدم، یکی از بهترین دورانهای عمرم بود.
جنگ جهانی دوم شروع شد و من و همسرم مجبور شدیم فرار کنیم تا زندگی خود را نجات دهیم. وقتی که ما در کشتی با هم بودیم بهترین دوران عمرم بود.
وقتی به کانادا آمدیم و زندگی جدیدی را شروع کردیم، بهترین زمان زندگیام بود.
وقتی که پدر شدم، پدر جوانی که بزرگ شدن بچههایش را میبیند، آن موقع بهترین زمان زندگیام بود.
و الان من 79 سال دارم؛ سالم هستم، احساس خوبی دارم و عاشق همسر و زندگیام هستم. پس الان بهترین دوران زندگیام است.»
در آن دقایق، من فقط به حرفهای او گوش سپردم و بعد در مورد کلمه به کلمهاش فکر کردم؛ بارها و بارها و حالا من یکی از بهترین دورههای زندگیام را میگذرانم.
زهره شعاع
منبع: family.com
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....